شعری برای روز زن 8 مارش 2008
نوید
اخگر
دانی که
چیست جانا در جلد زن خزیدن روزی به خواری اما چادر به سر کشیدن
با تیغ و
دار و دشنه پیمان و عهد بستن با ظالمان دوران جان و دلش
بریدن
گویند ما
که مردیم با بوق و داد و دنُبک لیکن ملول گشتم از دست و لب
گزیدن
کو آن
زنان به بوستان آن بانوان به محفل در بند و دار گشتند هر سینه
را دریدن
پندار
نیک مردان بر درهمی نیارزد گر زن به سایه سارش ناسودن و
دویدن
با محتسب
نبندید پیمان و عهد یاری روز دگر بباید پیمانه را
شکستن
هر بوسه
ای که بارید از آن لبان به یاری صد تازیانه برخاست بر پیکران
عریان
اسلام
و شرع انور با حکم این فقیهان دستان و پا ببرید همچون که
شاخساران
بر این
زنان به حکمی بر مردمان ایران بر هر کرشمه بنواخت سنگ خلاف کاران
گفتند زن
بهشتی است در وادی مسلمان کو زن در آن بهشتی همچون رقیب حوران
جامی و
جرعه ای خوش تدبیر صبح کاران هم یک صدا خروشید مرگ سیاه کاران
با نیم
بوسه ای خوش در محفل دلیران پیمان به هم بکوبید ساغر به می گساران
بر حکم
زن ستیزی در محضر سفیهان شوریده سر خروشید چون شیر بیشه زاران
با یاد
گل بخیزید با عزم باد و طوفان بر لاله ها بخندید رگبار
سرخکاران
آدرس
سامانه اینتر نتی نوید اخگر
http://www.nawidakhgar.com/