hem poesi ljud historia persiska

 

 

نوید اخگر

 

برای زن و برای هر روز زن، واژه واژه عشق و پیچک زمرد رویش

 

 

دیروز واژه عشق پیچک زمُرد رویش بهار دیدگانم شد

سر انگشتان ثانیه وقتی روی پوستش دوید

ساعت شماته دار قلبم

با صدای زنگ کلیساهای قدیمی می نواخت

 

وسط اتوبوس احساس دوگانگی رفتن و ماندن در تردید

پستانهایش را بر روی ساق دستم گذاشته بود

و عطر هوس را میان رگهای خواست هماغوشی میدواند

 

سرش را به صورتم نزدیک کرد و گفت

شعر دیشبت را با خود به بسترم بردم

و تا صبح با موسیقی مرطوب بهار کشش

طعم لغت هایت را مزمزمه میکردم

 

گفتم

آغوش دیشبم تهی بود

و خیال نداشتنت

تصویر گریز پای تنهائی را

در جان ثابت اطاق می چرخاند

 

دستم را از میله اعتدال اتوبوس کند

و بر روی تزلزل پستانش گذاشت

دختری در کنارمان گل لبخند بر لبهایش شگفت

حرکت لبانش را بر گونه هایم حس میکردم که میگفت

 

گل وجودم میان انگشتانت با ساز شعر هایت می رقصند

بی ساز تو پرده های آوازم

از ارتفاع بلند غزل فرو میریزند

و غزال خاطره هایم در دشتهای وهم سرگردان میشود

 

وقتی اتوبوس در ایستگاه تردید ایستاد

هیچ مسافری برای پیاده شدن از آن خارج نشد.

 

 

12 ماه مارش سال 2008 میلادی     سوئد  استکهلم

 

آدرس سامانه اینترنتی نوید اخگر

http://www.nawidakhgar.com/

 

Copyright © 2005-2006 All Rights Reserved for "www.nawidakhgar.com "      نقل و بازچاپ مطالب بدون ذکر ماخذ ممنوع است

تماس با ما kontakt