|
این همه باران دل
را در کجا پنهان کنم
اشکهای دل
بروی گونه را من در کجا پنهان
کنم
شُر شُر
باران که می ریزد ز ابر دیده ام
من غم
تنهائیت را در کجا پنهان
کنم
رخت
تابستان همه سبز است صحرا را ببین
رنگ خون
لاله را من در کجا پنهان
کنم
در دلم
عالم همه آزاد و من در قید و بند
این همه
سرکوب استبداد دین را در
کجا پنهان
کنم
شعله
میبارد ز ابر دیدهء این مردمان
نام آزادی
دل را زیر اعدام
جوانان من
کجا پنهان کنم
اخگر آمد
تا بگوید بر جهانی "های" همکاری نکن
دید
دزدی را
که می دزد و میگوید کجا پنهان کنم |