hem poesi ljud historia persiska

 

تفسیر سیاسی نوید اخگر از رادیو اسرائیل تاریخ 10 نوامبر سال 1999 میلادی

بانو فرنوش رام:

شنوندگان ارجمند برنامه این هفته تریبون آزاد را  به دیدگاه یک نویسنده ایرانی پیرامون مسائل جاری ایران اختصاص داده ایم نویسنده ای که خود در سوئد زندگی میکند آقای نوید اخگر توجه بفرمائید

جامعه ایران در پایان سال 1357  بعلت نوع زیست سیاسیش که سالیان طولانی در زیر سیستم منحصر بفرد خاندان پهلوی بسر برده بود و نیز بعلت نابودی و حذف پتانسیل های مثبت و دمکرات رهبری کننده از سطح جامعه توسط شاه شدیدا دچار کمبود نیروی رهبری کننده بود 

نبودن ارتباط سیستماتیک بین مردم و سازمانهای سیاسی که اغلب رهبرانشان یا اعدام گردیده و یا در زندان و تبعید بسر میبردند به روحانیت و آیت الله خمینی این اجازه را داد که شعار تک پایه ای بودن رهبری یعنی حزب فقط حزب الله رهبر فقط روح الله را هر چه رساتر ادا کند

پس از سال 1357 و قدرت گرفتن نظام جمهوری اسلامی مشخصا و با همان دید حزب فقط حزب الله رهبر فقط روح الله موجودیت کل نیروهای سیاسی بر اساس اصل ولایت مطلقه فقیه

بزیر علامت سئوال کشیده شد. در همین زمان گاها از رهبران اروپا میشنیدیم که معتقد بودند آیت الله خمینی دارد با دقت و حسابگری منحصر بفردی انستیتو های دمکرات را در ایران بنیان میگذارد (منظور اولف پالمه نخست وزیر وقت سوئد است).

البته همزمان ماشین کشتار زندانهای اوین و قزل قلعه و قزل حصار و شکنجه گاههای مخوف لاجوردی در شهر های مختلف ایران به شدت عمل میکردند

اینکه چرا رهبران اروپا واقعیت های موجود جامعه ایران را یکروز با عینک فروش ابزار و ادوات جنگی و یا امروز با عینک فروش تراکتور و ایرباس میبینند این واقعیت را بهتر آشکار میسازد که سیستم بزرگ سرمایه داری با پراگماتیسم حاکم بر موجودیتش میرود تا در دراز مدت به درجات بر شدت بحران جوامع خودش در زمینه تبعیض مفرط نژادی سیاسی و نیز اقتصادی بیفزاید 

مسلما ثبات دنیای سرمایه مخصوصا در بخش کلان سرمایه داری نمی تواند خود را بی تاثیر از چالش های سیاسی اقتصادی و نیز افزایش تجهیزات کشتار جمعی آنهم در رابطه با رژیمهائی همچون ایران بداند، یعنی پر و بال دادن به رژیمهائی مانند ایران که ساختن و بدست آوردن سلاحهای کشتار جمعی در صدر برنامه های دولتی اش قرار دارد استراتژیکمان نه تنها بحران را در سطح منطقه کاهش نمی دهد بلکه به رقابت تسلیحاتی در کل منطقه و از جیب مردمان فقیر دامن زده و به سیاست تشنج آفرینی کمک میکند

دقیقا از این زاویه است که واکنش ابهام بر انگیز جامعه بی الملل در محکومیت حمله موشکی رژیم جمهوری اسلامی به قرار گاه مجاهدین در آنسوی مرز های ایران درست پس از 4 روز بعد از باز گشت حجت الاسلام خاتمی از سفر فرانسه این سئوال را در ذهن تحلیل گران سیاسی غرب زنده کرد که در صورت بخشم آمدن روحانیت از یک دولت و یا کشور همسایه و یا غیر همسایه و با توجه به مجهز بودن ایران به موشکهای دور برد و سلاحهای کشتار جمعی چه ضایعاتی را میتواند برای کل منطقه و کشور های دور و نزدیک ببار بیاورد

البته نبایستی فراموش کرد که بسته بودن جامعه در زمان شاه و فشار و اختناق حاصل از یک سیستم غیر دمکراتیک چنان فشاری را در درون دیگ بسته بخار تولید کرد که به محض باز کردن کوچکترین منفذی انفجار به عنوان واقعیتی انکار ناپذیر خود را بر همه آشکار نمود

و امروز نیز همین سئوال را میتوان تکرار کرد آیا فشار نبود آزادی بیان و سانسور و قلع و قمع مطبوعات و زندانی کردن ژورنالیست ها و کشتار نویسندگان و جنگ و خونریزی و صدور به اصطلاح اسلام و تروریزم به دیگر کشور های جهان و سنگسار و شکنجه و اعدام و نابودی اقتصاد یک کشور را  آنهم پس از بیست سال میتوان به راحتی و بدون پرداخت بهای آن از رویش رد شد؟

و مثلا برای نویسندگان و شعرای یک کشور که بیست سال در زیر تور اختناق و دیکتاتوری بند از بندشان جدا گشته یک انجمن قلم فرمایشی آنهم نه با حضور خودشان که با کمک وزیر خارجه سابق آقای ولایتی براه انداخت؟

در حالی که آگاه بر این نیز هستیم  که انجمن جهانی قلم آنرا اساسا به رسمیت نمی شناسد.

آیا مسافرت حجت الاسلام خاتمی به فرانسه و یا ایتالیا و آلمان حتی با فرض محال و گرفتن تائید آن وزیر و آن وکیل میتواند سیل خروشان جاری شده از خشم مردم را از بیست سال بی عدالتی در تمام زمینه ها مهار کند؟

اگر این مسافرت های حجت الاسلام خاتمی حتی میتواند به گشایش 10 در صد فضای باز سیاسی در ایران کمک کند آیا نبایستی از خود پرسید که آیا مگر شاه 10 در صد سر دیگ بخار را باز نکرده بود که کارش به آنجا کشید؟

تازه اپوزیسیون شاه در خارج کشور تشکیل شده بود  از یک کنفدراسیون دانشجوئی آنهم به تعدا یک چند صد نفر ولی امروز با حضور ملیونی ایرانیان در خارج کشور و این همه سازمانهای سیاسی گوناگون که از کوره یک آزمایش 20 ساله سیاسی نظامی نیز گذشته اند مزید بر علت گشته است 

اینجاست که بایستی به عصبانیت روحانیت در ایران بطور عام و حجت الاسلام خاتمی بطور خاص اشاره کرد و گفت که موشک باران اپوزیسیون در کشور همسایه با دست آورد هائی که سفر به فرانسه به ارمغان آورد مفهوم است

موشک بیشتری پرتاب نفرمائید که دست آورد ها بیشتر عیان خواهد شد.

 

حجت الاسلام خاتمی در سخنرانی هایش در مقاطع مختلف آنجائی که سعید امامی ها و اعوان و انصار وزارت اطلاعات سر میبریدند و زبان از قفا بیرون میکشیدند و سینه فروهر ها میدریدند اعلام کردند که وزرات اطلاعات ارزنده ترین سرمایه های ما هستند

و امروز آقای مهندس طبرزدی میگوید بایستی آنچه بر سر دوستان ما در زندان توسط  وزارت اطلاعات رفت را به آقای خاتمی گزارش دهیم

در صورت دوم به افشای آن خواهیم پرداخت البته شاید چون آقای طبرزدی در زندان بوده اند اطلاع نداشته باشند که آقای خاتمی پاسداران و پرتاب کنندگان دانشجویان را از پنجره های اطاقهایشان به پائین آرمانی ترین نیروی مسلح عالم میدانند ، آیت الله خامنه ای را منتسب به وحی میخوانند، لاجوردی را خدمتگزار رژیم و آیت الله بهشتی را سیدالشهدا لقب داده اند

و حتما پرتاب کنندگان موشک به غرب و شرق عالم را جزو سربازان گمنام امام زمان از نوع سعید امامی ها تلقی کرده و پرتاب موشک را به بیرون از مرز های کشور قابل اغماض و چشم پوشی و مطابق با اصول و پرنسیپ های سازمان ملل می پندارند

در این هیچ تردیدی نیست تا سیاست گزاران مملکت ایران بدین گونه با مسائل داخلی و بین المللی برخورد کنند به قول آن روزنامه فرانسوی بایستی در موقع سفر به خارج با پای برهنه بر روی تخم مرغهای گندیده راه بروند

 

البته به پیشنهاد ما و با تجربه ای که از زمان شاه فقید داریم پیشنهاد میکنیم حتی یک در صد هم سر دیگ بخار را به فرمایش این وزیر و آن وکیل اروپائی نگشائید که گشودن همان و انفجار همان خواهد یود

 

نوید اخگر چهارشنبه 10 ماه نوامبر سال 1999 میلادی

 

Copyright © 2005-2006 All Rights Reserved for "www.nawidakhgar.com "      نقل و بازچاپ مطالب بدون ذکر ماخذ ممنوع است

تماس با ما kontakt