تفسیر
سیاسی نوید اخگر از رادیو اسرائیل 4 آوریل سال 2001 میلادی برابر با 1379
خورشیدی دو سال قبل از افشای پروژه هسته ای نطنز و اراک
رادیو
اسرائیل :بانو فرنوش رام
عزیزان
شنونده در برنامه این چهارشنبه تریبون آزاد دیدگاه آقای نوید اخگر در مورد
دوران چهار ساله ریاست جمهوری حجت الاسلام سید محمد خاتمی و معاملات نظامی که
اخیرا در سفر پیش از نوروز خود به مسگو با سران روسیه منعقد کرد را میشنویم
آقای نوید
اخگر نویسنده ای هستند که در کشور سوئد زندگی میکنند.
چهار سال از ریاست
جمهوری محمد خاتمی در ایران میگذرد جهان غرب با توجه به تجربه مدراسیون رئیس
جمهور قبلی علی اکبر هاشمی رفسنجانی مجددا خود را در دام خطر ناکتری از گذشته
اسیر کرد و فرمان ثبات منطقه و رعایت حقوق بشر در ایران را در گرو لبخند های
خاتمی که مایل به مفاهمه ، مذاکره و گفتگوی فرهنگها با جهان غرب بود سپرد
این همزیستی و دیالوگ
بی معنا و ضد تاریخی با یک دیکتاتوری قرون وسطائی برای غرب با موزیک والسی که
نُت هایش را والستریت نوشته بود و از کانال سی ان ان پخش میگردید آغاز شد و
دهان کلان سرمایه داری اروپا را برای دست در گردن کردن با نمایندگان نظام ظلم و
جور و ترور به آب انداخت و از آنجا که غرب تنها با عینک سود های کلان کوتاه مدت
به منافع ملی خویش مینگرد خون جاری مردم ایران را که چون شریان نفت در سطح جهان
جاری است و زجر و شکنج ملیت ها و اقوام دور و نزدیک را که روزانه از ترویسم
افسار گسیخته رژیم در عذاب و شکنج هستند نا دیده انگاشت و بر استحاله پذیری
خاتمی پای کوبید ولی رهبران روسیه نشان دادند بجای والس کاساچوت نیز به مذاق
رهبران ایران نیز سازگار است
البته مردم ایران و
نیروهای مستقل اپوزیسیون نه توهمی به رفسنجانی داشته اند و نه به خاتمی ولی
سرسپردگان ریز و درشت مدراسیون یک روز او را پرومته نامیدند روزی او را همچون
پرنسس دایانا محبوب مردم فقیر و شکنجه شده ایران خواندند و سفلگان سیاسی تا
آنجا پیش رفتند که وی را در سیاست های نه شرقی نه غربی همپای مصدق کبیر قلمداد
نمودند و کنفرانس برلین بر پا داشتند و در پی تشکیل کنفرانس مشابهی در استکهلم
آب به آسیاب سیاست های استعماری میریزند
حال آنکه خاتمی همچون
اجداد خویش به کرات هم پیمانی خویش را با آیت الله کاشانی ها ، شیخ فضل الله
نوری ها در سیاست داخلی و خارجی خویش به اثبات رسانیده بود
در اینکه سازمانهای
حقوق بشری در غرب هر ساله به نقض حقوق بشر در ایران اشاره کرده اند و سازمان
ملل بیش از 44 بار جمهوری اسلامی را در نقض حقوق اولیه انسانها محکوم نموده است
آنهم با لیستی طویل از اعدامها دست و پای بریدن ها ، چشم از حدقه در آوردن ها،
سنگسار کردن ها ، بایستی این سئوال را مطرح کرد که چون نتیجه این سیاست گذاری
غرب با حاکمان ایران جز به سیه روزی هر چه بیشتر مردم ایران در زمینه اقتصادی ،
سیاسی و فرهنگی نیانجامیده است
نهایتا سیاست دیالوگ و مفاهمه با رژیم جمهوری
اسلامی چه ضایعاتی را برای کشور های همجوار و بطور کلی برای ثبات منطقه در
آینده به ارمغان خواهد آورد
مسلما خرید 570 تانک ت
72 و 1000 زره پوش و چندین و چند نوع موشکهای ضد هوائی که بر 70 میلیارد کرون
هر کرون 80 تومان (نرخ آنروز کرون در سوئد امروز یعنی
1 مارس 2008 قیمت کرون 145 تومان است) بالغ
میشود آنهم از جیب مردم فقیر ایران که بیش از نیمی از آنان در زیر خط فقر زندگی
میکنند میتوان به عنوان یک فاجعه ملی قلمدادکرد و بر سیاست های نه شرقی نه غربی
جمهوری اسلامی درود فرستاد ، قول ساختن نیروگاه اتمی 1000 مگاواتی بوشهر توسط
روسیه آنهم بر کشوری که بر روی دریای نفت زندگی میکند کلیه تعهدات بین المللی
برای جلو گیری از توسعه سلاحهای اتمی را نقض میکند
مفسرین غرب این
احتمال را که آخوند ها در آینده ای نزدیک به مواد خام برای ساختن
سلاحهای اتمی دست پیدا خواهند کرد را از نظر دور نمی دارند و معتقدند که
در صورت دستیابی ایران به سلاحهای کشتار جمعی و هسته ای ضایعات آنرا نه تنها
کشور های همجوار در چهار چوب صدور انقلاب لمس خواهند نمود بلکه بطور کلی بی
ثباتی سیاسی اقتصادی کل منطقه را به ارمغان خواهد آورد
و همانطور که در
گذشته گفته بودم این سیاست به رقابتی تسلیحاتی از جیب مردمان فقیر منطقه دامن
خواهد زد
در ورای
سیر صعودی رژیم به انرژی هسته ای سیر نزولی رژیم به گردن گذاشتن به قوانین و
مقررات بین المللی و پشت پا زدن به آنرا نیز نباید از نظر دور داشت روسیه قول
ساختن 6 ساتلایت فضائی را با نام کره ای زهره داده است . مفسرین بی طرف معتقدند
با توجه به سعی ایران در بدست آوردن موشکهای دور برد ساتلایت زهره میتواند طرح
از بین بردن حیات را بر روی زمین در مینی مقیاس آنچه که به نام رقابت تسلیحاتی
در زمان جنگ سرد بین ابر قدرتها مطرح بود برای آیت الله ها در ایران به منصه
ظهور برساند
آنچه که
مفسرین غربی را متحد الفکر کرده است این است که
خاتمی
در سفر خود به روسیه و خرید اینگونه تسلیحات بطور کامل ماسک اصلاح طلبانه خویش
را در انظار بین المللی به کناری انداخته و تنها به عنوان یک عامل اجرائی جناح
سخت سر رژیم انجام وظیفه مینماید
و این
همان ندائی است که مردم ایران آنرا به کرات به گوش جهانیان رسانیده اند و جهان
را از تکرار فاجعه بار عملکرد های این رژیم بر حذر داشته اند زیرا که
سگ
زرد مدراسیون در پیمان با شغال فقاهت است که موجودیت میآبد و لاغیر
و باز همین مردم و اپوزیسیون مشروع آن در همین غرب یا با مارک تروریسم محکوم
شده اند و یا برای مبارزات بر حقشان بر علیه ظلم و نقض حقوق بشر در همین غرب
محاکمه و محکوم گشته اند و تضعیقات بر علیه آنان هنوز ادامه دارد
سئوال مردم
بپاخاسته ایران از دولتهای غربی این است که رژیمی که با مردم خودش در عرض 22 سال
چنین رفتار میکند که خبرنگاران خارجی و داخلی در هنگام خواندن اخبار فجایعی که
بر سر مردم ایران میآید به پهنای صورتشان اشک میریزند
پس از
مسلح شدن رژیم به ساتلایتهای پیش رفته و موشکهای دور برد و سلاحهای هسته ای چه
بر سر مردم جهان خواهد آورد؟
امروز
حمایت از مردم بپا خاسته ایران در پس زدن این رژیم و ایجاد حکومتی دمکراتیک و
مردمی و صلح دوست یک الزام است آری یک الزام است و بدین خاطر جواب گلوله های
رژیم را که قلب مردم را میشکافد نمی توان با گل پاسخ داد و گرنه نهضت آزادی ها
تا بحال موفقیت های چشم گیری را کسب کرده بودند
نوید اخگر
چهارشنبه 4 آوریل سال 2001 میلادی برابر با سال 1379 خورشیدی
توضیح
پیرامون تحلیل سیاسی فوق
احمدی
نژاد در مصاحبه اخیرش در 4 اسفند 1386 که از تلویزیون رژیم پخش شد در این مورد
که حساسیت جامعه جهانی پیرامون مسائل هسته ای رژیم از کی آغاز شد میگوید
" فرایند
به شکل جدید از تیر 1381 شروع شد یک گروه از منافقین آمدند گزارشهائی منتشر
کردند در مورد نظنز و اراک و این مسئله قطعنامه های پی در پی شورای حکام را از
آن زمان تا به امروز در پی داشت
این
اظهارات احمدی نژاد مرا به یاد آیت الله حسین نوری انداخت که میگفت مردم در جلو
منزل ما جمع شده بودند به آنها گفتم وارد خیابان شوید و مردم هم وارد خیابان
شدند و انقلاب شروع شد یعنی در اساس انقلاب از خانه ما شروع شد
احمدی
نژاد طبق معمول مانند یک بسیجی موج گرفته مسئله هسته ای رژیم را بررسی میکند
،احمدی نژاد از شروع حساسیت جامعه جهانی پیرامون مسائل هسته ای رژیم از دید
فردی مسلمان معتقد به هاله نور و ظهور ها و تولد های خلق الساعه غیر دیالکتیکی
سخن میگوید
افشای
پروژه های نطنز و اراک به مثابه قطره ای عمل کرد که در ظرفی پر انداخته شود.
فشار های
فزاینده بر روی آژانس و جامعه بین المللی از سالها قبل از تیر 1381 آغاز گشته
بود و در یک پروسه دیالکتیکی و نه ظهور نطنز و اراک بعنوان یک مولود خلق الساعه
در حساسیت جامعه جهانی نقشی تعین کننده بازی کرد
به
تفسیر سیاسی ذیل که دو سال قبل از افشای پروژه نطنز و اراک یعنی در سال 1379
خورشیدی از رادیو اسرائیل پخش شده است توجه بفرمائید، از این نمونه ها تا سر
فصل افشای نطنز و اراک فراوان موجود است
در لینک
ذیل مقاله دیگری در همین مورد مربوط به سال 1380 خورشیدی را مطالعه بفرمائید
http://www.nawidakhgar.com/seda/radio%2023%20Aban%201380.htm