ادامه و یا حتی شروع تعلیق غنی
سازی از طرف رژیم بمعنای از هم پاشی استراتژی نظام جمهوری اسلامی است.
نوید اخگر
تا آنجا که به بر پائی و ماندگاری نظام فقاهتی
جمهوری اسلامی مربوط میشود مخصوصا پس ازمحرز شدن دروغ بزرگ خمینی و سردمداران
حکومتی برای مردم در امر محقق کردن جامعه آرمانی اسلامیشان، از جمله رفاه
اجتماعی و تقسیم پول نفت و آب و نان و تحصیل و درمان مجانی و رایگان برای مردم
و جایگزینی فقر و فائقه و کشتار و شکنجه و اعتیاد و فحشاء و فروش دختران و زنان
مسلمان و غیر مسلمان به شیخ نشین های خلیج، و دزدی های نجومی و پروار شدن سران
حکومتی و افزایش خیابان خواب ها و ملیونها کودک خیابانی و مرگ و میر آنان در
سرمای استخوان سوز زمستانی که روزانه ده ها و ده ها تن آنان جان به جان تسلیم
آفرین میکنند و سوء استفاده های جنسی از دختران خانه های عشرت ( عفاف!) برای
سردمداران نظام، یعنی در یک کلام، ناتوانی در امر ایجاد یک حکومت نسبی مردمی و
دمکرات آنهم از نوع اسلامیش مگر میتوانست راه جز به برقراری جنگ با کشور همسایه
عراق و سرکوب اپوزیسیون و کشتار مردم بی دفاع ایران برده و راهی جز کشیده شدن
به پروسه غنی سازی اروانیوم را برای کشوری برگزیند که بر روی دریای نفت و گاز
و منابع فسیلی قرار گرفته و به آتشفشان انقلاب منطقه مشهور شده است؟
فشار های بین المللی برای خاتمه جنگ بین ایران و
عراق البته پس از اینکه دیگر راهی برای استفاده بیشتر سودجویانه اقتصادی ،نظامی
برای غرب از این جنگ باقی نمانده بود و نیزپس از اینکه صدای اعتراض افکار عمومی
جهانیان در افشای فروش تجهیزات نظامی غرب به ایران در حال جنگ از یک طرف و تضاد
منافع بین دول مختلف، ناقوس پایان جنگ را به صدا در آورده بود، خمینی به پای
امضای قرار داد صلح جام زهر نوشید.
روزی یکی از مسئولین بلند پایه سیاسی در زمان جنگ
ایران و عراق در سوئد در یک ملاقات دیپلماتیک بمن گفت که :
ما
در حال فروش تجهیزات نظامی به رژیم جمهوری اسلامی هستیم و نمیتوانیم به
اپوزیسیون نزدیک شویم.
قوانین
کشور های اسکاندیناوی مخصوصا سوئد فروش تجهیزات نظامی به کشوری که در حال جنگ
هست را منع کرده و اجازه آنرا نمی دهد
فشار بحدی در این مورد بر روی
دولت سوئد افزایش نشان میداد که
استین آندرسون وزیر امور خارجه
وقت سوئد در تظاهرات
اول ما می همان دوران قول داد که این پرونده کثیف را بشوید و تمیز کاری کند.
یعنی به لحاظ بین المللی یا
غرب بایستی میپذیرفت که جنگ
متوازن
بین ایران و عراق با برتری مثلا ایران با تجهیزات نظامی که از غرب دریافت میکند
خاتمه یابد و یا بالعکس جنگ به نفع عراق خاتمه یابد و این سیاست در نقشه سیاسی
جهان و بر روی صفحه شطرنج سیاست بین المللی قابل قبول نبود.
آلترناتیو بعدی خاتمه جنگ بین
ایران و عراق و مجبور کردن خمینی به امضای قرار داد صلح و ریختن جام زهر شکست
استراتژی جنگ جنگ تا انقلاب مهدی به گلوی خمینی و به عقب راندن رژیم تا آخرین
سنگرها یش بود.
چند مورد ازآنچه در پروسه هشت
ساله جنگ حاصل شد به قرار زیر بود.
الف:
سرکوب و کشتار داخلی مردم
ایران ، بسط و گسترش اختناق اسلامی با شدید ترین نوع سرکوب آزادیهای فردی و
اجتماعی در سراسر کشور.
ب:
قلع و قمع اپوزیسیون در کلیتش
و از تمامی گروه ها و افکار و عقاید سیاسی و فرهنگی و مذهبی و سکولار
پ:ایزولاسیون
اپوزیسیون در خارج کشور از طرف غرب و تضییقات عدیده اقتصادی و سیاسی و به
دادگاه کشیدن های کذائی و پرونده سازیهای
بفرموده
اعضای اپوزیسیون از طرفی و باز
گذاشتن دست سران نظام در ترور صدها تن از نخبگان و فرهیختگان و روشنفکران
ایرانی با نام دفاع از
علاقمندی های ملی تا
مرز آزادی قاتلین و تروریستهای اسلامی آنهم پس از محرض شدن جنایات انجام گرفته
توسط آنان در فرانسه ، آلمان، سوئد، و .................
دال:
یاری رساندن غرب به
رژیم جمهوری اسلامی برای دست یابی به سلاحهای هسته ای و موشک های دور برد و فن
آوری مدرن هسته ای در زیر پوش قرار داد های پر آب و نان دار برای دولت های
اروپائی.
جنگ مذهب با مذهب برای کسب قدرت
بیشر و تضاد آنتاگونیستی توده ها با آن.
آنچه
بطور بارز در طی دوران حکومت اسلامی مشاهده شده ، تضاد بارز باند های مختلف
اسلامی در درون و بیرون حکومت برای کسب قدرت و در ادامه آن ریختن سودی سرشارتر
به جیب هم پیمانان خود بوده است.
از باند ولایت فقیه و بازوی
تجاری نظامی آن حزب موتلفه، سپاه، بسیج و ارگانهای سرکوب، تا باند دوم خرداد و
اصلاح طلبان! شکست خورده درون حکومتی، تا باند تو سری خورده و پس زده شده نهضت
آزادی بازرگان تا مسلمانان دارو دسته های مذهبی نظیر شریعتی ، پیمان ، میثمی و
غیرو در طی 25 سال گذشته مترصد پس زدن رقیب و بدست گرفت سهم بیشتری از قدرت
اسلامی بوده اند، مجاهدین با توجه به تاکتیک مبارزه مسلحانه شان عملا امکان
شرکت در این بازی قدرت را در گذشته نداشتند، که ورود به این بازی پس از خلع
سلاح شدن در عراق و پیوستن به شعار
رفرندام رفرندام این است شعار
مردم حاصل گشت. با ورود
مجاهدین در پی کسب سهمی از کیک قدرت و نفی قهرمبارزاتی توسط آنان، بازی اصلاحی
پس از شکست خاتمی و ورود مجاهدین وارد فازی جدید گشت و رژیم حیات جدیدی برای
خویش پس از دوران هشت ساله خاتمی دست و پا نمود.
اقدام اخیر محسن سازگارا از
بنیان گزاران سپاه ( بقول
خودش ) مردمی! پاسداران
در اعلام رفرندام برای تعویض قانون اساسی چیزی جدای از دعوای مذهبیون اسلامی
درون و بیرون حکومت و رفرندام پرستان متفاوت با ماسک های مختلف برای پیش گیری
از امر انقلاب و سرنگونی رژیم نبوده و نیست.
جنگ
مذهب با مذهب برای کسب قدرت سیاسی در زیر قبای رژیم چه از نوع ولایت فقیهی آن و
چه از نوع اصلاح طلب آن، چه از نوع بازرگانی و چه از نوع شریعتی و پیمان و چه
از نوع دمکراتیک !و شورای ملی مقاومتی آن و چه از نوع خدا شاه و میهنی آن
تاریخا در نقطه رفرندام و رفرم بایستی بهم گره بخورد ، زیرا دمشان به فلسفه ضد
انقلابی و رفرمیستی و بهره کشانه فرد از فرد گره خورده و راهی جز جاده صاف کنی
برای استعمار نخواهند داشت.
کنش و واکنش های قهری قشر
وسیع جامعه اعم از کارگران ، پرستاران ، معلمین و شاغلین کشوری ، دانشجویان و
روشنفکران این دعوای درون گروهی مذهبیون مسلمان ضد انقلابی را برای کسب قدرت
دولتی دعوای خود برای آزادی و دمکراسی و عدالت اجتماعی نمی دانند و توپ آلوده
به رفرندام که در زمین بازی ایران توسط مرتجعین مذهبی و استعمار خارجی پرتاب
شده است را به بازی نمی گیرند، رفرندام این ترفند ابلهانه از پیش رسوا شده که
توسط رضا پهلوی و دار دسته خائن و کشتار گران ساواکی و ضد انقلابیون هوادار
مریم رجوی و دوم خردادیان نظیر مهرانگیز کار، شیرین عبادی و محسن سازگارا و
با برنامه ریزی دقیق وزارت خوشنام! اطلاعات با فریاد های
رفرندام رفرندام این است
شعار مردم!
از بلند گو های تبلیغاتی اینان
ادا میشود هیچ ربطی به
توده های خشمگین نافی رفرم و رفرندام که با قهر انقلابی پاسخگوی سیاست های
ارتجاعی استعماری میشوند نداشته و نخواهد داشت.
این دعوای مذهبیون ضد انقلابی
رفرندام پرست نتیجه بلافصل شکست استراتژیک رژیم در ادامه پروسه غنی سازی
اورانیوم ارزیابی گشته و شعار رفرندام از هر دهانی که خارج شود جز ستونی بزیر
بازو ها و پا های از کار افتاده سرکوب در ایران که همچون گذشته نمی تواند با
زبان قدرت اسلحه و تروریزم با توده ها سخن بگوید نخواهد بود.
جناحهائی از پنتاگون که طرح
حمله به مراکز قدرت سیاسی را در سر میپروراند، با دیگر کشور هائی که موجودیت
خویش را با اتمی شدن ایران در خطر جدی احساس میکنند میتواند سیگنالهای به
" پوزیسیون"
رفرندام پرست عطا کند که
جملگی مذهبیون نام برده شده فوق تحت شعار
"همه با هم"
بسوی رفرندام برویم گوسفند وار
برای گرفتن سهمی از قدرت آینده به یکدیگر بچسبند.
آنچه از این چسیبدن به یکدیگر
مذهبیون مسلمان ضد انقلابی بیرون و درون حکومتی حاصل میگردد یک سرکوب شدید و
تاریخی از نیروی مترقی ، و رادیکال و چپ جامعه است که حاصل کنش و واکنش و تضاد
بین مخلوطی از سرکوبگران شاهی و شیخی و مذهبی و"
پوزیسیون" رفرندام پرست
با قوه قهر مردمی است.
ساطور داده شده بدست این بهم
چسبیدگان شاهی، و شیخی و"پوزیسیون"
رفرندام پرست تنها بعلت
تضاد فاحش طبقاتی در جامعه و عاجز بودن ازکاهش دادن این تضاد ، چون جز با
پشتوانه نیروی خارجی نمی تواند عمل کند ،توپی خواهد شد که خارج از قواعد زمین
بازی ارتجاعی و استعماری آینده نیز عمل نخواهد کرد .
نوید اخگر
7 دسامبر سال 2004 میلادی
سوئد استکهلم