تحلیلی از سایت دیدگاه ، دیروز ، امروز ، فردا
نوید اخگر
Nawid_Akhgar@hotmail.com
چند سالی است که بعنوان
یک نویسنده مستقل در پی این بوده ام که درک کنم سایت دیدگاه به سرپرستی آقای
ناظر چه میخواهد، چه میگوید، چگونه با نویسندگان و کاربران در سطح اینترنت بر
خورد میکند و سر انجام اینکه در کجای طیف سیاسی ایستاده است.
بطور مشخص و صادقانه
باید گفت که سایت دیدگاه میخواسته و مایل بوده که بعنوان سایت اپوزیسیون در
کنار مردم، نیروهای رادیکال و جریانات سیاسی اپوزیسیون بایستد.
در این بین باید این
سئوال را مطرح کرد که در تمامی شرایط و در گذار از هر گردنه مشخص سیاسی در طی
سالیانی که سایت دیدگاه فعال بوده آیا تحلیل درستی از شرایط ارائه کرده است؟
و باید این سئوال را
مطرح کرد که سایت دیدگاه و آقای علی ناظر پریروز در کجا؟ دیروز در کجا؟ و به
لحاظ سیاسی در تئوری و عمل امروز در کجا ایستاده است؟
برای رسیدن به جوابی
درست و رسیدن به مکان امروزی که سایت دیدگاه در آن قرار دارد سه دوره شاخص
زندگی این سایت بوده است.
دوره اول سایت
دیدگاه
الف:
مرحله اولیه
سایت دیدگاه با ساختار چپ و نظرگاههای کاملا رادیکال مشخص میشود، و پایگاهی
میشود برای نیروی رادیکال و نویسندگان مترقی
دوره دوم سایت
دیدگاه
ب:
مرحله دوم،
گرایش سایت به نیروهای داخل حکومت اسلامی و زدن بنر های جناح دوم خرداد در سایت
و باز کردن پای نیروهای سلطنت بدرون سایت وبا یک دگردیسی از یک سایت چپ مستقل
رادیکال به یک سایت میانه هم شاه هم شیخ هم اپوزیسیون تغیر جهت میدهد.
در مرحله دوم ما شاهد
برخورد های آنچنانی آقای ناظر به نویسندگان چپ و مترقی و سانسور مقالات چپ از
جمله سانسور مرتب مقالات خود بنده و پا دادن به نوشتار هایی نظیر آقایان مسعود
بهنود ها و خلاصه دارو دسته دوم خرداد و بخشا پس از ریختن قبح همکاری با
نیروهای سلطنت توسط این سایت شاهدهمکاری تئوریک و عملی این سایت با جناحهائی
از سلطنت طلبان بودیم.
در این دوره
مقالات متعددی در انتقاد از آقای ناظر و سایت دیدگاه کار را به جائی رساند که
ایشان بعلت عودت گرفتن مریضی تا تخته کردن درب سایت نیز پیش رفت.
البته
انتقادات به ایشان انتقادات ساختاری بود و ربطی به برخورد شخصی به شخص علی ناظر
نداشت ، هر چند که ایشان مایل بود این برخورد های سیاسی را در چهارچوب برخورد
شخصی برای گریز از تضاد ساختاری مطرح کند.
نویسندگان
معترض به علی ناظر معتقد بودند که فرم ساختار شکنی ناظز به نفع شاه و شیخ است
که ضدیت با نیروی قهری و مترقی را در آینده برای این سایت و مسئولش به ارمغان
خواهد آورد.
در این دوره گفتار ها و
مصاحبه های شاهزاده ! رضا پهلوی در این سایت در کنار مقالات دوم خردادیان و
جناح اصلاح طلب! حکومت جا خوش میکند و سرو صدای خیلی
ها را در میآورد و نیروهای رادیکال به این سایت برخورد میکنند
و ضمنی از این سایت میخواهند که به جایگاه گذشته باز
گردد.
آخرین فاز
این مرحله موضع گیری آقای ناظر در حمایت از اسماعیل خوئی است در شبی که آقای
خوئی در حمله به نیروهای چپ وبا شرکت در جلسه سلطنت طلبان آب پاکی بر دست نیروی
رادیکال میریزد.
حملات گسترده
نیروهای چپ به سایت دیدگاه و آقای ناظر در این مرحله باعث میشود که همچون گذشته
آقای ناظر با طرح
"مریضی"
کرکره
سایت را برای چندمین بار پائین بکشد و به هیچ انتقادی هم پاسخ نگوید.
انتقاد از علی
ناظر در رابطه با حمایتش از اسماعیل خوئی ناظر بر یک برخورد ساختاری بود که
دیگر سایت دیدگاه چندان علاقه ای به حفظ آن نشان نمی داد ونداده بود،
بلکه جوهر عمل سایت دیدگاه در گذشته با جوهر گفتار اسماعیل خوئی در حمایت از
شاه و دوم خرداد و ضدیت با اپوزیسیون مترقی بهم جوش میخورد،
و علی ناظر به حمایت از مینا اسدی و اسماعیل خوئی که مورد انتقاد مردم قرار
گرفته بودند و به آنها گفته شده بود حرف نزن شعرت را بخوان برخاست.
آقای ناظر حفظ موجودیت
سایت را در ادامه همان خط گذشته یعنی تاکید بر وجود حضور شاه و شیخ و در عمل
سانسور نیروی مترقی و چپ و طرح تئوریهای کاملا راست روانه میداند. و سیاست سایت
دیدگاه را بر این استوار کرده و به پیش میراند. البته بعد از طرح مریضی در
مرحله دوم و سپردن سایت بدست "افراد ناشناس"
امروز مجددا صفحه اول سایت دیدگاه را خود اداره میکنند و تصور کرده است ، موجی
که با صحبت های اسماعیل خوئی دامن سایت دیدگاه را گرفته بود از سر ایشان گذشته
است. در صورتی که مشکلات ساختاری چه در عمل و چه در تئوری مشکلات دامنگیر
روزانه است وموجی نیست که با خم کردن سر از روی گردن بدون شکستن آن عبور کند.
دعوت امروز
آقای ناظر از نویسندگان برای درج مقالات در سایت دیدگاه دیگر خریداری ندارد.
مشکلات ساختاری وقتی
بروز کند امکانا فرد را اینقدر در زیر آب نگه میدارد تا کل ساختار را دگرگون
کند. نام آنرا آکادمیسین ها حل بحران ساختاری و یا انقلاب میگذارند. فردی و
نیروئی که در جلو این دگرگونی ظاهر شود را ضد انقلاب و نیروی مرتجع میخوانند.
سیاست جدید
سایت دیدگاه و آقای ناظردر آن زمان هم ناظر بر این بود که این سیاست جدید در
جوهر خود ضدیت با مبارزه قهری و هم دشمنی با رادیکالیزم انقلابی را در خود
میپرورد.
در دوره دوم زندگی سایت
دیدگاه ، موضع قالب بر این سایت موضع دوم خردادی و جناحهای سلطنت است وموضع
اپوزیسیون مترقی و چپ و نویسندگان رادیکال در صد کوچکی از مندرجات این سایت را
آنهم تنها برای جوری جنس به خود اختصاص
میدهد.
قلم هائی نظیر من بکلی
سانسور میشود تا جائی که من و امثال من تصمیم میگیریم که دیگر برای این سایت
مطلب ارسال نکنیم.
دوره سوم سایت
دیدگاه
پ :
دوره سوم زندگی سایت
دیدگاه با درج مقاله شمس حائری و درخواست محاکمه مجاهدین از زبان ایشان در
سایت دیدگاه آغاز میشود و اینکه آقای ناظر با مشت جناب بنی صدر و دشمنان مبارزه
قهری بدهان ارتش آزادیبخش میکوبد و در مقاله مورخ 12 دسامبر 2003 با همزبانی
با شمس حائری تئوری محاکمه مسعود و مجاهدین را در دهان مزمزه میکند و با نیش و
کنایه وبا فرهنگ دشمنان مبارزه قهری و نیروی استعماری چنین مینویسد.
" از زمانی که
مجاهدین به عراق اسباب کشی کردند عده ای هشدار دادند که یک روزی آنها وجه
المصالحه خواهند شد که البته با تمسخر مجاهدین رو به رو شدند"
بایستی از آقای ناظر
پرسید، چه کسی به مجاهدین برای نرفتن به عراق هشدار داد؟ بنی صدر و یا بریدگان
از مبارزه مسلحانه؟ شما که خود رامخالف رفرندام جا زده بودید و میخواستید قهر
را به مجاهدین مبتلا شده به رفرندام بقبولانید جواب این دم خروس را چگونه
میدهید؟ چرا با مشت بنی صدر و دشمنان مبارزه مسلحانه بدهان ارتش آزادیبخش
میکوبید؟ و همزبان با عقب افتاده ترین تئوریهای شناخته شده ارتجاعی مایل هستید
مجاهدین را برای رفتن به عراق دادگاهی کنید.
اگر افتخاری بر ارتش
آزادیبخش و مبارزه قهری بر علیه این رژیم قهار صادق باشد همان بس که این مسعود
و این ارتش و این رزمندگان با حضور در عراق درب جنگ ویرانگر و خانمانسوز خمینی
را که برای فتح کربلا و رسیدن به قدس پای میکوبید گل گرفتند و اگر همان زمان
ارتش آزادیبخش را منحل و به خانه های خود برای یک زندگی عادی بازمیگشتند،
تاریخ و خلق ایران میبایستی دین تاریخی خود را به آنان ادا میکرد و درب دهان
یاوه گویانی نظیر بنی صدر و بریدگان از مبارزه قهری را گل میگرفت.
ولی مجاهدین و مسعود
اینچنین نکردند و برای سرنگونی از طریق مبارزه قهری خون خوردند، جان دادند، و
بر این اصل انقلابی با تمامی خطرات و پیش آمد های ممکن و شناخته شده آن پای
کوبیدند ، زیرا که راه رهائی خلق محروم ایران از کانال قهر مردمی میگذرد و نه
رفرندام و غیره.
البته شما و هر نیروی
دیگری حق دارید از زمانی که مجاهدین ومسعود استراتژی جدیدی جایگزین استراتژی
قهری کردند و به رفرندام روی آوردند با شدید ترین الحان بر آنان بتازید آنهم از
موضع چپ و رادیکال.
اینکه یک
استراتژی صحیح را که مورد قبول خلق در زنجیر ایران بوده و هست با مشی اصلاحی
بریدگان و مزدوران راست و دشمنان قهر مردمی مورد حمله قرار دهید راه به کالبد
شکافی خط راست ارتجاعی میبرد که بر سایت دیدگاه از دیر زمانی است حاکم گشته
است.
و بر شماست که از این
راه باز گردید و بر زخم خوردگان و مظلومین مبارزه خونبار مردمی پشت نکنید.
البته تا جائی که به
ارسال مقالات من برای سایت دیدگاه که در گذشته با کمال میل ارسال میکردم مربوط
میشود و دیر زمانی است که مقاله برایتان ارسال نمی گردد، از ارسال مقاله برای
شما با این موضع گیریها و با این روش برخورد سیاسی خود داری خواهم نمود و شما
را به باز گشت به مواضع قبلی تشویق و ترغیب مینمایم.
مزمزه کردن حرفهای شمس
حائری برای دادگاهی کردن مسعود ومجاهدین و درج گفته های وی چه در سایت دیدگاه و
چه تراوش همین مهملات از دهان شخص شما آقای ناظر مبتنی بر دشمنی شما با ارتش
آزادیبخش و مبارزه قهری قلمداد میشود و امیدوارم که تضاد ساختاری دروه کنونی
این سایت و موضع گیریهای خود را به نفع انقلاب و نیروهای رادیکال و تفکر مترقی
تغیر دهید.
و این نوع مهمل گوئی های
اطلاعاتی / استعماری را به مسئولین اصلی اش وا بگذارید.
با این امید.
نوید اخگر
13 دسامبر سال 2003
میلادی سوئد استکهلم