کوبیدن بر طبل اصلاحی - عبادی
رفرندام و افتادن تشت شیرین و رسوای اپورتونیسم از طبقات فوقانی خوابگاه
دانشجویان بر فرق قیام انقلابی 18 تیر.
نوید
اخگر
تلویزیون مجاهدین در تاریخ 6 و 7 ماه جولای 2004
میلادی بر روی خط ارتباط مستقیم گفتگوئی را با یکی از نمایندگان شورای ملی
مقاومت بنام محمد رضا روحانی پخش نمود.
بانوئی از هواداران مقاومت به تلویزیون مجاهدین
زنگ زد و از آقای روحانی سئوالی را در مورد شیرین عبادی پرسید.
این بانوی هوادار با دلی خونبار ضمنی و ضمن محکوم
کردن عمل شنیع دولتهای غربی در دادن جایزه صلح به عوامل رژیم و به شیرین عبادی
نظر آقای روحانی مسئول کمیسیون ملیتهای شورای ملی مقاومت را در مورد شیرین
عبادی سئوال کرد.
این بانوی هوادار مقاومت گوئی هنوز برایش جا
نیافتاده بود که با توجه به اینکه:
خانم
عبادی در کلام جایزه اش را تقدیم آقای خاتمی نمود و مجلس دست ساز ارتجاع را
مترقی ترین مجلس در صد سال گذشته ایران لقب داد و در طی مدت کوتاهی، از زمان
گرفتن جایزه تا امروز، چنان اراجیف ارتجاعی و آخوندی بر هم بافت که دنیائی وی
را بعنوان آیت الله شیرین عبادی معرفی کرده و میشناسند.
شورای ملی مقاومت ذره ای از حمایت خود از شیرین
عبادی که با گل دادن آقای سامع به ایشان شروع شد کوتاه نیامده است و مرتبا به
حمایت خود از ایشان ادامه داده است و سامع ها و روحانی ها و دبیر خانه شورا
شیرین عبادی را همچون روز اول عزیز میدارند و بر روی سر و چشم خود جای داده و
راه میبرند و حلوا حلوا میکنند.
جوهره
رفرندامی که خانم رجوی آفریدند خانم شیرین عبادیست که در قالب رفرندام هم نشان
از شیخ دارد و هم استعمار.
این بانوی هوادار مقاومت چگونه
تا بحال این جوهر را درنیافته بود که بر روی میدان مین گذاری شده به دویدن
پرداخت؟
گوئی بیانیه ملی ایرانیان که خط قرمز را در نزدیک
شدن به عوامل رژیم ممنوع اعلام کرده بود منسوخ اعلام گشته و زشتی و تلخی همکاری
با هواداران رژیم از زمان حمله امپریالیزم خونخوار به عراق به زیبائی و شیرینی
آنهم از نوع عبادیش بدل گشته است.
این بانوی هوادار مقاومت صادقانه، و تصور میرفت
بدون فکر قبلی سئوال سختی را در دامن آقای روحانی و رفرندامیان هوادار شیرین
عبادی آنهم در روز 18 تیر که دانشجویان مدتهاست با خاتمی و اصلاحاتش خدا حافظی
کرده اند گذاشت.
این خانم هوادار دانسته یا ندانسته آقای روحانی و
شورای ملی مقاومت را در 18 تیر به چنان ورطه هولناکی از موضع گیری سیاسی کشاند
که جناب روحانی به محض شنیدن نام شیرین عبادی آنهم در سر بزنگاه 18 تیر که
دانشجویان با هر تفکر اصلاحی بدرود گفته اند نگاه بسیار معنی داری بر روی مجری
برنامه افکند و با فشار آوردن به پشتی صندلی و کلفت کردن صدایش و با ته لهجه
شیرین شمالی گفت:
" خانم عزیز ایشان( شیرین عبادی)
همکار ما هستند و دارند از دولت سئوال میکنند"
عجب!
مگر اصلاح طلبان درون حکومتی از گنجی ها تا باقی ها
و آقا جری ها و سروش ها و غیره و ذالک که هر کدامشان به مجازاتهای مختلف محکوم
گشته اند جز سئوال کار دیگری هم کرده اند؟
مگر اصلاح طلبان خارج حاکمیت موافق انقلاب هستند؟
خیر
آنان هم مانند آقای روحانی نوعی رفرندام میخواهند که
در پناه اسلام و در زیر سایه دین بتوانند در آینده بهتر همچون گذشته مردم
سالاری دینی بنمایند. ولی گوئی تشت رسوائی اصلاحی / عبادی که دانشجویان را از
طبقات فوقانی با شعار" یا زهرا" به پائین
پرتاب کرد از بام بر فرق اصلاح طلبان و رفرندام پرستان فرود آمده است.
دانشجویان و پروسه 18 تیر، هم از توطئه و دسیسه
غرب در دادن جایزه به عوامل رژیم نظیر شیرین عبادی گذر کرده است وهم از اصلاحات
خاتمی و گنجی و باقی وسروش و آقا جری و شیرین عبادی گذشته است و رو در روی رژیم
در حال سنگر بندی است.
پروسه 18 تیر و دانشجویان مبارز نه تنها در جلو
اصلاح طلبان درون و بیرون حکومتی که در جلو رفرندام پرستان و مخصوصا در جلو
افرادی که به این روشنی و فضاحت همچون آقای روحانی از شیرین عبادی حمایت میکنند
صف کشیده و موضع دارد.
قیام 18 تیر یک پاسخ تاریخی بر هر چه دوز و کلک
سیاسی سوار شده بر گرده خلق بطور عام و دانشجویان بطور خاص بود.
این واقعا کمال عقب ماندگی سیاسی است که در سر
فصل 18 تیر یکی از مسئولین کمیسیونهای شورای ملی مقاومت بنشیند و آیت الله
شیرین عبادی را باد بزند و خیال کند که دارد بجای چوب گذاشتن در لای جوهر
سیاسی چرخ قیام 18 تیر موتور این قیام را برای تیز تر حرکت کردن روغن کاری
میکند.
ریختن روغن اصلاحی! شیرین عبادی در موتور قیام 18
تیر همان و از کار افتادن موتور این قیام همان.
سئوال در این است که آخر مگر میشود از کوزه رفرندام
به غیر از شیرین عبادی کس دیگری بیرون بتراود؟
مسلما از کوزه رفرندام چه گوارا و سعید سلطانپور و
خسرو گلسرخی خارج نخواهد شد، بلکه آنان سرکوب خواهند شد، تا شیرین عبادی ها پا
بگیرند، پروسه های ضد انقلابی در تاریخ همیشه سرکوب انقلابیون را در پشت سکه
حمایت از ارتجاع نشان داده است.
در
حالی که دانشجویان با شعار میکشم میکشم آنکه برادرم کشت و مرگ بر خاتمی و مرگ
بر خامنه ای و مرگ بر رفسنجانی به خیابانها ریخته بودندو شعله های خشم و خروش
انقلابی خویش را در فرم کوکتل مولوتف به مراکز رژیم میکوبیدند و شهری را پس از
شهر دیگر به آتش میکشیدند.
نمایندگان
اپوزیسیون دیروز مسلح ما، امروز با شعار رفرندام و حمایت از اصلاح طلبان، جلو
حرکت انقلابی دانشجویان و توده های مردم را آنهم در مقطع 18 تیر با شعار های
انحرافی و حمایت از اصلاح طلبان صد بار امتحان پس داده سد کرده اند.
قیام 18 تیر سیل خروشان خشم خلق قهرمان ایران است که
در پیکر دانشجو سمبلیزه شده و فریاد کارگران، معلمین ، پرستاران، و دیگر آحاد
ملت را یکصدا با شعار مرگ بر خامنه ای مرگ بر خاتمی ، مرگ بر رفسنجانی ، زنده
باد انقلاب ، ننگ بر رفرندام، ننگ بر اصلاح طلبان قلابی ارتجاعی استعماری نظیر
شیرین عبادی ها و سرنگون باد نظام جمهموری اسلامی به گوش جهانیان میرساند و
اجازه نخواهد داد، که ارتجاع مذهبی در هر فرمش بار دیگر با سرکوب انقلاب و
انقلابیون و با به بن بست کشیدن پروسه و قیام انقلابی 18 تیر خون مردم شریف
ایران را به جیب ارتجاع مذهبی سرازیر کند، و آنرا به کج راههای فرعی صد بار
امتحان شده شیرین عبادی و آقا جری ها و گنجی ها و"
سئوال کنندگان !! از رژیم " منحوس بکشاند.
آقایان و خانمهای و نمایندگان شورای ملی مقاومت اگر
چیزی برای افزودن به قیام 18 تیر ندارید همان بهتر که وارد میدان نشوید و این
پروسه انقلابی را به کج راه منحرف و ضد انقلابی رفرندام نکشانید و عکس مار را
بجای نوشتن مار به مردم نیاموزید.
و چهره کریه و هیولائی مرتجعینی همچون شیرین عبادی
را در زرورق " همکار و سئوال کننده از رژیم"
در حلقوم مردم بزور فرو نکنید.
اگر این رژیم گوش شنوائی برای
شنیدن سئوالی میداشت، یک لحظه حتی یک لحظه به جهانی که او را به خاتمه کشتار
فرامیخوانند گوش فرا میداد. خانم عبادی سئوال کننده از رژیم نیست، او یک کارچاق
کن بی تجربه عقب افتاده ارتجاعی و همجنس و هم آوا با رژیم است ، این عفریته
ارتجاعی جز به این رژیم به هیچ کس دیگر تن نخواهد داد.
آنکه له له زنان و تشنه لبان تن
به عفریت و ابلیس ارتجاع میسپرد از در آغوش کشیدن پیکر رویائی انقلاب غافل است.
آقای
محمد رضا روحانی!
و نمایندگان خموش و ساکت و حامی شیرین عبادی ها و
رفرندامیان در درون شورای ملی مقاومت، من و مسلما مردم ایران برای تک تک شمایان
متاسفم ، و متاسفیم که کارتان به اینجا کشید .
سرنوشت حزب توده که زمان از روی آن گذر کرد درسی
است تاریخی که هر فردی و هر سازمانی محتاج باز نگری به آن است.
تاریخ ایران شما یان را محکوم خواهد کرد و حرکت سیل
آسای توده های خروشان و انقلابی همانند برق و باد از رویتان گذشته و خواهد گذشت
.
همان طور که جنبش دانشجوئی خاتمی را و اصلاحاتش را و
گنجی ها و عبادی ها و طبرزدی هایش را پشت سر گذاشت و نظری هم به تئوری عقب
مانده رفرندام شما نیانداخت و چشمان تیز بینش را از برق انقلاب جدا ننمود، به
، به به و چه چه های شما برای خانم عبادی خندید و باز هم بیشتر خواهد خندید ،
مخصوصا در مقطع قیام انقلابی 18 تیر دانشجویان .
نویداخگر
8 ماه جون سال 2004 میلادی
مقطع 18 تیر قیام انقلابی دانشجویان سال 1383
خورشیدی
سوئد استکهلم