hem poesi ljud historia persiska

 

 

روز 10 دسامبر در نروژ را در اعتراض به سیاستهای شیرین عبادی در حمایت از رژیم خونخوار اسلامی و  در اعتراض به کمیته صلح نوبل به یک روز تاریخی/ سیاسی/ فرهنگی تبدیل کنیم.

 

 

 

نوید اخگر

 

Nawid_Akhgar@hotmail.com

 

 

روز 10 دسامبر در نروژ جایزه صلح به رژیم جنگ طلب اسلامی وحامی آن یعنی شیرین عبادی اهدا خواهد شد. جهان پس از یازده سپتامبر هنوز نیاموخته است که هر گونه  کرنش دیپلماتیک در مقابل تروریستها وحمایت از رژیم دینی و تروریست پرور اسلامی ایران که شاخکهایش از ترکیه تا شاخ آفریقا تاآمریکا و فلسطین و آسیای مرکزی واروپا و عراق  کشیده شده، به ریختن خون بیشتر و بیشتر مردم بیگناه  سراسر  جهان منتهی خواهد شد و مردم ایران نیز بهای این کرنش ها را با شلاق خوردن های روزانه و شکنجه و قطع دست و پا و کوری چشم و اعدام و حلق آویز و استثمار لحظه به لحظه داده و خواهند داد.

 

دست آورد های ترقیخواهانه کنفرانس برلین برای نیروهای سیاسی اپوزیسیون که با اعتراض در این کنفرانس حضور یافته بودند در تاریخ سیاسی / فرهنگی ایران ثبت گردید.

 

  جلالی پور ها و گنجی ها و دولت آبادی ها و سپانلو ها و گله ای از هواداران دوم خرداد و اصلاح طلبان! " قلابی " که برای جا انداختن خاتمی بعنوان نیروی اپوزیسیون وحذف اپوزیسیون سکولار و چپ به آلمان رهسپار شده بودند با اعتراض نیروهای مترقی و انقلابی مواجه شدند.

 

 ( مجاهدین و شورای ملی مقاومت بنا به مصالح   " امروز بهتر عیان شده" در اعتراض به کنفرانس برلین هما نند اعتراض به عوامل رژیم در تظاهرات  سال 1996 میلادی در جلو کلیسای سوند بی بری در سوئد که منجر به دادگاهی کردن اپوزیسیون شد شرکت نکردند)

 

  اعتراض نیروی رادیکال و سکولار اپوزیسیون در سراسر جهان بر علیه کنفرانس برلین، درب  هوای آلوده ضد انقلابی را که توسط نیروی ارتجاع مذهبی با همدستی استعمار خارجی تولید گشته بود و میرفت  تا مردم ایران را مسموم کند گل گرفت.

 

اعتراضات مردم ایران در خارج و داخل کشور بر علیه کمیته صلح نوبل چه با حضور در نروژ و یا حمایت کتبی و شفاهی و پیوستن به این اعتراض جهانی با هر وسیله ممکن در روز 10 دسامبر دست آورد های بسی پر ارزش تر از کلیسای سوئد و کنفرانس برلین را برای به شکست کشانیدن سیاست های ارتجاع مذهبی و سیاستهای نو استعماری به منصه ظهور خواهد رسانید.

 

مسلما بایستی به ورود تمام نیروهایی که حامی شیرین عبادی وحامی بخشی از جناحین رژیم و حامی تز" اصلاح طلبان غیر قلابی " و رفرندام  نیستند و در اعتراض و محکومیت رژیم اسلامی و شیرین عبادی به جمع معترضین و انقلابیون میپیوندند خوش آمد گفت.

و از آنان که خطی جز این راه را بر گزیده اند خواست که در کنار توده ها و مردم قرار گیرند و به صف اعتراضی نیروهای رادیکال و انقلابی بپیوندند، و صفوف ارتجاع را ترک گویند.

 

 هنرمندانی نیز به دعوت کمیته نوبل و یا دیگر ارگانهای سیاسی برای اجرای هنری در شب 10 دسامبر دعوت شده اند. بر این هنرمندان است  که با دست رد زدن به سینه ارتجاع و استعمار از شرکت در این          با لماسکه به ظاهر صلح طلبانه خود داری نمایند و شرافت هنری خویش را از گزند آسیب های سیاسی در امان دارند  و بر حمایت های بیدریغ خانم عبادی از رژیم جمهوری اسلامی با اجرای هنری خویش  صحه نگذارند.

 

مسلما رفرندامیون با ترفند های مختلف همچون گذشته برای صافکاری های سیاسی به میدان خواهند آمد ولی آنچه محرض است اینستکه قوانین علمی اگر چه بعضا کلیشه ای می نمایند ولی خدشه ناپذیر هستند.

همانند تولد نوزاد پس از مدتی معین از رحم مادرش ، هر چند که کلیشه ایست ولی طبق قوانین علمی به ثبوت رسیده عمل میکند و سر پیچی از آن، عواقب ناهنجاری  را برای شما که به آن قوانین احترام نگذاشتید به ارمغان خواهد آورد.

 

پس آنطوری که یکی از فارسی نویسان در سایت  جبهه همبستگی  عنوان کرده بود  و معتقد بود که قوانین علمی را در بر خورد به مقوله رفرندام باید دور ریخت چون شرایط جدید پس از 11 سپتامبر حاکم شده بایستی عرض کنم که:

  دست زدن به چنین کاری یعنی، تخریب کل استروکتور سیاسی ایدئولوژیک علمی ثابت شده و پیوستن به آنارشی فکری و نهلیسم فلسفی.

 

اگر امروز همه بر این توافق داریم که دوران سرنگونی و سقوط رژیم فرا رسیده یعنی وضعیت انقلابی بر جامعه حاکم گشته یعنی چراغهای شرایط عینی و ذهنی هر چقدر هم که کلیشه ای جلوه کند در جلو دیدگان ما مرتب روشن و خاموش میشود و خبر از تولد کودک میدهد.

 بر دیگران است که عقل سلیم را بکار گیرند و به این سئوال در نزد خود پاسخ بدهند که: مگر نه اینست که هر تئوری از دل حرکت اجتماعی خلق میشود ؟

یعنی تا جامعه در وضعیت انقلابی قرار نگیرد مگر طرح تئوری  آمادگی شرایط عینی و ذهنی یک دیوانگی سیاسی نیست؟

 

وقتی نیرو ها همه بر این اعتقاد هستند که وضعیت جامعه در حالت انقلابی است ( یعنی جامعه در حالت زایمان) بسر میبرد یعنی کودکی بنام انقلاب دارد متولد میشود اگر کسی به میانه میدان بپرد و بگوید اسم این نوزاد رفرندام است شما باو چه میگوئید؟

 

وقتی کسی رفرندامی شد ( یعنی به طاعون و بد تر از آن مبتلا گشته است)  باید بیاید و  بگوید که وضعیت انقلابی در جامعه وجود ندارد، شرایط عینی و ذهنی آماده نیست، ما برای کشاندن جامعه به شرایط انقلابی تاکتیک رفرندام را در این مقطع مطرح مینمائیم.

مردم بروند رای بدهند تا آگاه بشوند و تا تضادشان با رژیم آنتاگونیستی بشود و الی آخر.

 

هیچ نیروئی  تا بحال چنین ادعائی را نکرده، که جامعه در حالت انقلابی بسر نمی برد.

 

 بر اساس آنارشی فکری نمیشود سیاست را  گرداند، بعضی وقتها قوانین علمی حاکم بر پدیده ها بد تر از پیچ و مهره های یک ماشین عمل میکنند که کمبود هر کدامشان باعث نقص عضو کل سیستم میگردد ( البته بدون اینکه بخواهم  روابط مکانیک و تکنیک را بر سیاست گسترش دهم)

 

ماه گذشته یعنی 7 اکتبر 2003 در مقاله ای با نام" اشتباهات تاکتیکی متواتر حامل ضربات استراتژیکی سهمگین است" اشارهای داشتم به تغیر ایدئولوژی در سازمان مجاهدین در سال 54 خورشیدی.

تعدادی از"علمای"! سیاسی آنزمان کتابی منتشر کردند بنام "امپریالیسم ایران". کتاب قطوری بود که به لطائف الحیل میخواست برای مردم جا بیندازد که امپریالیسم ایران ظهور فرموده است. هر کس را هم که میخواست حرفی در این زمینه بزند و مثلا بگوید:

 شما که جدتان سیدی  مذهبی و مشنگ سیاسی ویا درازگوش تیز هوشی از سر زمین هپروت و یا آریا منشی عقب افتاده و بی سواد نبوده که به چنین دست آورد هائی نائل آمده اید، به خرجشان نمیرفت و مثل خیلی از افرادی که امروز در حمایت از مجاهدین و شورا و برای اثبات رفرندام مثال های قیصر میآورند و داستانهای احمقانه غیر علمی میسرایند سعی در جا انداختن امپریالیسم شاه داشتند.

 

  آنها که ایران زمان شاه را امپریالیست میدانستند و امروز که بعضی ها میخواهند با لطائف الحیل  گنجشگ رنگ کرده رفرندام را بجای قناری انقلاب به فروش برسانند و زورشان نمی رسد و کم میآورند سریعا دست به خشتک میشوند.

 

فرهنگ دست به خشتک.

 

فرهنگ نرینه دست به خشتک نشان از ضعف و عقده قوای جنسی و کاستی نیروی فیزیکی دارد که فرد با حواله دادن اعضای تناسلی و پائین تنه سعی میکند کمی وکاستی های شخصیتی و شخصی خویش را در لابلای لغات سیاسی لاپوشانی کرده و مردانگی  و زنانگی  فیزیکی خود را از کانال" خشتک" به رهبران سیاسی خویش بازگویه نموده و احساس تطبیق بیغ تشکیلاتی نماید

 

این فرهنگ عقب افتاده ریشه در تفکرات فئودالیته و نیز ماقبل آن دارد.

 

این فرهنگ هرچند که باید امکان داشته باشد بنام آزادی بی قید شرط بیان خود را بمعرض نمایش بگذارد و با و بدون خشتک ، دار و ندار خود را در زیر دوربین تیز بین منقدین به بر رسی بکشاند. ولی در کل نشان از فرهنگی دارد که فرد مذهبی وابسته به آن از یک منبع مشخص عقب افتاده با عقده های جنسی قوی تغذیه  میشود  و اگر منبع تغذیه            " فرهنگ دست به خشتک" به آن رسیدگی نکند ابعاد استراتژیک فاجعه بسا گسترده تر از ضرباتی است که این لمپنیسم حرفه ای بطور مقطعی در سطح جامعه گسترش میدهد.

 

نمونه خانمی که دست در خشتک میکند و " فلانش" را حواله منابع دیپلماتیک خارجی مینماید و یا عنصری که افراد را سوار بر اسب سفید و لیموزین میکند و در عرصه سایت جبهه همبستگی و دست به خشتک راست و چپ پرده بکارت پاره میکند و آن دیگری که سر خورده از خود و عروسش در حجله با اذعان به ناتوانی خود با خشتکی آویزان از دیگران میخواهد که دست در خشتک کرده و عروس در حجله مانده ( رفرندامی /  طاعونی) ایشان را نجات دهند، همه گواه آن است که ابعاد فاجعه لمپنیزم میرود که بسا گسترده تر ازاین بر علیه انقلابیون رخ بنمایاند. آنچه که در گذشته با نام اپورتونیسم راست و حذف و سانسور و ملوک الطوایفی مطرح بود در ابعاد جدید دارد بطرف ماشاالله قصاب و فرهنگ گود ارذال و اوباش چاله میدان به پیش میرود.

 

فرهنگ فکری نرینه و مرد سالار ارتجاع مذهبی،  حریص بلعیدن حتی پرنوگرافی فاحشه خانه های درجه 3 اسلامی  که آفریننده 6 ملیون زن ویژه در سراسر ایران گشته و پرده بکارت دخترکان 7 و 8 ساله را روزانه میدرد ، امروز بنام هواداری از سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت آنهم در سایت جبهه همبستگی برای دفاع از رفرندام دست به " فرهنگ خشتک " مرتب پرده بکارت میدرد و با دلایل پرنوگرافیک  بی شرافتی فرهنگ رفرندام استثمارگرانه را که جلو انقلاب را سد کرده بمعرض نمایش میگذارد.

 

مسلما آنکه هوادار تفکرات علمی است میداند که اگر بخواهد کودکی زائیده شود که نامش  انقلاب باشد ماما و قابله این کودک همانا خود آن مردمند و نه هیچ سازمان و فرد سیاسی، چرا ؟ به این خاطر که افراد سیاسی و سازمانهای سیاسی تنها روشنگری میکنند و راه را میگشایند، انقلاب کار توده هاست، پیشتاز ، چه فرد و چه سازمان زمینه را فراهم میکند ، همین و بس.

 

هر گونه فشار آوردن از بالا و تزریق و تحمیل عوامل ناشناخته بدرون رحم مادر به مثابه کودتا در امر زایش  تلقی شده و محکوم به شکست و مردود است، درست مانند تزریق رفرندام به پیکر انقلابی جامعه.

 

از این رو است که با نفی رفرندام و انداختن آن در سطل آشغال بایستی هر چه مجهز تر برای روز 10 دسامبر و اعتراض گسترده بر علیه شیرین عبادی این سخنگوی جبهه متحد ارتجاع و هم پیمانانشان در خارج کشور بر پا خاست و به جهانیان ثابت کرد که راه آزادی ایران و پایان دادن به تروریسم مذهبی با خطر اتمی از کانال سکولاریسم و آزادیهای بی قید و شرط سیاسی اجتماعی و طرد هر گونه تفکر مذهبی آلوده ارتجاعی از دستگاههای حکومتی و دولتی در ایران میگذرد وشیرین عبادی ها هیچگونه تفکر آزادیخواهانه در ایران را نمایندگی نمیکند.

تزریق و چپانیدن شیرین عبادی بنام حقوق بشر و بنام صلح به جامعه خونبار ایران مترادف با تزریق و چپانیدن رفرندام به پیکر انقلابی جامعه ایران پشت و روی یک سکه است و بایستی بیش از پیش افشا و طرد گردد.

 

نوید اخگر

 

تاریخ  20 نوامبر سال 2003 میلادی          سوئد استکهلم

 

Copyright © 2005-2006 All Rights Reserved for "www.nawidakhgar.com "      نقل و بازچاپ مطالب بدون ذکر ماخذ ممنوع است

تماس با ما kontakt