سازمانهای سیاسی و سایتها احتیاج به خانه تکانی ایدئولوژیک
سیاسی دارند
نوید اخگر
Nawid_Akhgar@hotmail.com
احمد شقیری در سال 1965
در زمانی که جهان در اتمسفر جنگ سرد بسر میبرد سازمانی را بنیان نهاد (ساف) که
در آن کلیه گروههای فلسطینی شرکت داشتند این همان سازمانی است که بعدها یاسر
عرفات رهبری آن را بعهده گرفت و امروز محمود عباس در جایگاه رهبری آن نشسته
است، امروز این سازمان گروههای ترور اسلامی نظیر حماس و جهاد اسلامی دست ساز
رژیم ایران را در خود ندارد
تضاد جامعه جهانی در
عصر جنگ سرد همه چیز بود جز پرداختن به خطر فناتیزم بنیادگرای مذهبی - اسلامی
که ورای هر نوع خطری که تا بحال امنیت و صلح را در جهان به مخاطره انداخته
بود، امنیت جهان و منطقه را به تهدید برخاسته است
اسلام ناب محمدی در
کمین دست یابی به موقعیتی بود که بتواند به آمال تاریخی ایدئولوژیک خود جامه
عمل پوشد و رکورد غرقاب خون و کشتار و ویرانی را که حتی در جنگ های جهانی اول و
دوم دامن کشور های مختلف جهان را گرفت پشت سر بگذارد. پس از سقوط حکومت شاه این
موقعیت برای این تفکر اسلامی فراهم گشت
نیروهای سیاسی زیسته در
اتمسفر جنگ سرد اعم از نیروهای دست بسینه شوروی سابق و گماشتگان سیاست های
کرملین در ایران و نیز نیروهای تعلیم دیده در اردوگاههای فلسطینی برای ساقط
کردن رژیم پهلوی اعم از ماتریالیست و مذهبی که به لحاظ ایدئولوژیک دو سر طیف
سازمان احمد شقیری ( ساف) را در احساس یکانگی مکتبی به یکدیگر متصل میکردند اگر
چه شاید گاها در تفاسیر سیاسی ایدئولوژیک به یک نقطه مشترک نمی رسیدند ولی باز
بخاطر شعار های رسمی و بنیادینی نظیر مبارزات ضد امپریالیستی و در راس آن
امپریالیزم امریکا و مبارزات ضد صهیونیستی به این تحلیل نمی نشستند که در درون
جبهه ای نظیر ساف با این گله گشادی سیاسی ایدئولوژیک در فردای سرنگونی رژیم
پهلوی و یا نبود اتمسفر جنگ سرد و یا نبود تضاد بین نمایندگان رسمی فلسطینیان
با اسرائیل چه تحلیلی از گروههای خاور میانه ای از جمله ساف دارند و دسته بندی
های درونی آن را چگونه ارزیابی میکنند
من شخصا در طی سالیان
کار سیاسی ادبی حتی به یک مورد هم در این زمبنه برخورد نکرده ام که سازمانی و
گروهی بیش از سر دماغ سیاسی روزانه خود را ببیند و دست به تحلیلی استراتژیک و
دیگر گون از تک تک سازمانهای درون جبهه ساف برای روشن کردن اذهان جامعه ایرانی
بزند با توجه به این مسئله که سالیان در میان آنان زیسته بودند
اینکه در ابتدا
سازمانهای سیاسی عصر پهلوی که با رژیم شاه مبارزه میکردند یاسر عرفات را یک
انقلابی میشناختند بر کسی پوشیده نیست و اینکه اساسا هیچ آگاهی از نقش یهودیان
از 3000 سال قبل در آن سر زمین را ارائه نمی دادند بیشتر به نان و نمک خوردگی با
عرفات و دستجات درونی ساف برمیگشت تا توانائی قدرت تحلیلی درست از موضوعات و
هنجار ها و ناهنجاریهای سیاسی پیش رو
پس از گذشت سالیان
آهسته آهسته کل حرکت فلسطینایان و عرفات را یک حرکت ملی خواندند و با کندن
پاگون های انقلابی یاسر عرفات حرکت وی را یک حرکت غیر انقلابی و ملی نامیدند و
به تحلیل سازمانهائی نظیر امل که با عرفات کنار نمی آمد شدند نیز در تاریخ ثبت
است
اما نکته اصلی در این
بود که سیاسیون ایران تضاد فلسطین و اسرائیل را در ضعیف ترین و ابتدائی ترین
تحلیلی که میشود از آن ارائه داد بخاطر نان و نمک خوردگی با عرفات یک تافته جدا
بافته از ایران و منافع ملی ایرانیان که اساسا در مخیله آنان نمی گنجید و در
ارتباط با مبارزات تخیلی ضد امپریالیستی و ضد صهیونیستیشان جواب سیاسی میداد بر
آورد میکردند
به نظر نگارنده نه
مواضع احمدی نژاد در مورد اسرائیل از دید سیاسی - ایدئولوژیک و حذف آن کشور از
روی نقشه جهان بی پایه و ضابطه است و نه مواضع ضد امریکائی و ضد صهیونیستی
اسلام سیاسی و دیدگاههای علی خامنه ای و سردمداران مسلمان حکومتی و نه مواضع
حزب چند نفری گرفتار آمده در سازمان طوفان سانتری فوژ های آخوندی احمدی نژاد و
نه مواضع پرو حزب الهی فردی بنام محمد علی اصفهانی از نویسندگان امروزین سایت معتبر!
"ایران گلوبال" و از مبلغین علی کشتگر و
سایت وزارت خوشنام اطلاعات بنام
"نگاه نو" و از اعضای سابق شورای ملی مقاومت که در حمایت و یقه درانی
برای اسماعیل هنیه و حسن نصرالله سر از پا نمی شناسد و میخواهد با این موضع
گیریها مجاهدین و شورای ملی مقاومت را به 30 سال قبل باز گرداند
محمد علی
اصفهانی در دُر
افشانی های حزب الهی اخیرش در حمایت از حماس و گروههای ترور اسلامی در غزه و با
همدلی ایدئولوژیک- سیاسی با منوچهر متکی و احمدی نژاد همچون زبان در کام چرخیده
علی خامنه ای سخن میراند و با فشار آوردن بر گروههائی که ایشان قبلا افتخار
هواداری و عضویتش را داشته و مایل است که آنان نیز به مواضع 30 سال قبل برگردند
چنین می نویسد
" از سوئی
آماج برتری طلبی های دشمنان خارجی(
بخوانید امپریالیستها به سردمداری امپریالیسم امریکا ، داخل پرانتز ها از من )
همان ها که پیوسته
ما را
(بخوانید جمهوری اسلامی را چون ایشان خودش را از جمهوری اسلامی جدا نمی داند)
به بمباران تهدید میکنند و در تجاوز به میهن ما
( جای رژیم
را با میهن تعویض فرموده اند)
همه
گزینه ها همچنان بر روی میز هاشان قرار دارد و نیز البته مردمفروشان ایرانی یی
که بعضا بنا به ماهیت همیشگیشان و بعضا برای اثبات صداقتشان در توابیت و
استغفار از گذشته در خدمت آنان به انجام وظایف و تکالیف محوله در همه زمینه ها
از عملی تا نظری و تبلیغی مشغولند
آنکس که
نمی داند منظور این آقا مواضع امروزی مجاهدین و شورای ملی مقاومت است هنوز پی
به عمق عمیق خانه تکانی که سازمانهای سیاسی به آن محتاج هستند نگشته است
سئوال در
این است که چطور میشود افرادی نظیر محمد علی اصفهانی سالیان سال در درون
سازمانهای سیاسی بیتوته کنند و بخورند و بیاشامند و بقول حمید اسدیان شاعر
مجاهد هزاران هزار یورو در ماه مزد دریافت کنند و اضافی مزد گرفته
شده را نیز برای افراد فامیلشان به ایران بفرستند امروزی از
هر گونه مزد بگیری از دیگران معاف باشند، مگر مزدوری و مزد بگیری شاخ و دم دارد؟
مگر ممکن است فردی که دارای چنین مواضع شنیع و افراطی حزب الهی است و
جوهر مزدوری و مزد بگیری را سالیان سال پذیرفته یوده امروز برای رضای هیچ
و پوچ اینقدر بر هیکل پر پشم اسماعیل هنیه و حسن نصرالله زبان بمالد و خوش رقصی
کند؟ آیا هنوز هم کسی هست که معتقد باشد مجاهدین و شورا احتیاج به یک خانه
تکانی سیاسی ایدئولوژیک ندارند؟ آخر این جور افراد در کجای مجاهدین و شورا
پنهان شده یودند و ارتزاق میکردند؟
آیا کسی هست که معتقد باشد این جور تکخال های سیاسی - ایدئولوژیک نظیر محمد علی
اصفهانی و یا موضع گیریهای احمدی نژاد در مورد اسرائیل یک شبه از زیر
بوته ای سبز گشته اند؟ آنکس که به پروسه دیالکتیک معتقد باشد به چنین دامهائی
نخواهد لغزید
به خبر های
زیر توجه کنید و آنرا با مواضع محمد علی اصفهانی و اشک تمساح ریختن هایش برای
حماس و گروههای ترور در غزه مورد توجه قرار دهید تا یگانگی
موضع گیریهای وی با سایتهای وزارت خارجه و وزارت اطلاعات و وحدت ایدئولوژیک
سیاسی بین ایشان و احمدی نژاد و متکی و امثالهم را درک نمائید
مقامات حکومت
خودگردان روز
چهارشنبه اعلام داشتند که ایران
و سوریه
مشترکا می کوشند موجب برافتادن دولت محمود عباس گردند و گروه
تروریستی
حماس
را جایگزین
آن سازند.
یک مقام حکومت
خودگردان فلسطینی در رام الله که نخواست نامش برده
شود، روز
دوشنبه (14 ژانویه) به روزنامه "جروزالم پست" گفته بود که سوریه و ایران
در ماههای
اخیر بر تلاش خود برای ساقط کردن دولت محمود عباس افزوده اند و می کوشند
جناح فتح را
براندازند و حماس را جایگزین آن سازند
.
رهبران فتح می
گویند: ایران و سوریه به شیوه های مختلف به حماس و
جهاد یاری می
رسانند که بتوانند این نقشه خود را عملی سازند. به گفته آنان، دولتهای
تهران و دمشق
نه تنها پولهای کلان در اختیار سازمانهای صلح ستیز قرار می دهند، بلکه
از طریق تونل
هائی که در زیر خاک بین شبه جزیره سینا (در خاک مصر) و نوار غزه حفر
شده، مقادیر
کلانی اسلحه به گروه حماس می رسانند و آن را تقویت می کنند.
احمدی نژاد در
گفتگو با اسماعیل هنیه
از سران حماس
به او گفت:
حکومت ایران
از تلاشهای سازمانهای فلسطینی که خواهان نابودی اسرائیل هستند قاطعانه
جانبداری می
کند و کمک های لازم را در اختیار آنها قرار خواهد داد.
در همین رابطه
منوچهر متکی در تماس تلفنی با محمود الزهار از رهبران حماس گفت: "ادامه مبارزه
مسلحانه تنها راه رسیدن فلسطینیان به حقوق حقه خود میباشد".
همین مبارزه مسلحانه را که
منوچهر متکی و افراد حزب الهی نظیر محمد علی اصفهانی و اکثریتی ها و سایت ایران
گلوبال حق حماس و جهاد اسلامی میدانند و در سایتشان تبلیغش
را میکنند مردم ایران را از دست یازیدن به آن منع می فرمایند.
بدین خاطر که این افراد و
جریانات تاریخا معتقد به مسلح کردن رژیم به سلاح سنگین بوده اند امروز هم از
هر نوع خانه تکانی معذور هستند مواضع اینان در جوهر خود پاسفیسم مفرطی را برای مردم
ایران در امر مقابله با رژیم اسلامی به ارمغان میآورد و با مسلح کردن سایت
ایران گلوبال به افکار حزب الهی اصفهانی ها که با آن هیچگاه فاصله چندانی
نداشته رژم اسلامی و حماس را غیر مستقیم به سلاح مبارزه مسلحانه مسلح مینمایند.
کیست که معتقد
باشد سازمانهای
سیاسی ایران از راست تا میانه و چپ احتیاج به یک باز نگری و خانه تکانی سیاسی
ایدئولوژیک در مورد مسئله فلسطین و اسرائیل ندارند؟
تاریخ 20 ماه زانویه سال 2008
میلادی سوئد استکهلم
آدرس سامانه اینترنتی نوید
اخگر