خانه اشعار صدای شاعر مقالات و تحلیل ها تاریخچه swedish

 

غمزه های پاسدار پسند از هزار خان سیاست های توده ای صفتانه شورای مجاهدین

 نوید اخگر

در پروسه تداوم تاریخ تکامل سیاسی هر کشوری عقب گرد و ارتجاع گاها جزو لاینفک گریز از فاز های مختلف اجتماعی برای نیرو هائیست که به انقلاب و توده ها پشت میکنند، و بجای ارتباط با مردم و دیالوگ با آنان به قدرت های سیاسی برای کسب قدرت دولتی دخیل میبندند.

این گونه نیروها با هر نامی وارد پروسه سیاست هر کشوری شوند جز سرکوب و دیکتاتوری برای مردم آن کشور چیز دیگری به ارمغان نخواهند آورد.

 اگر "شاخصه" کلیه نیروهای جمع شده حول محور "امامت خمینی" و ولایت فقیه را" ارتجاع قرون وسطائی بنامیم"

 "شاخصه" کلیه نیروهای جمع شده حول محور شورای مجاهدین "اپورتونیسم راست است" با گرایشات ارتجاعی و مذهبی و خصلت های توده ای صفتانه.

 وظیفه نیروهای مترقی  و انقلابی جامعه اعم از سیاسی و فرهنگی در حمایت  سیاسی و نه حقوق بشری از اپوزیسیون تا مرزی است که آن نیرو به           " پوزیسیون" رژیم تبدیل نگشته باشد.

یعنی فعالیت برای نجات یک غریق تا موقعی موثر است که وی غرق نشده و هنوز نیمه جانی از وی باقی باشد ولی وقتی غریق جان به جان تسلیم آفرین کرد ،اگر تمامی خلق هم بیاریش بشتابند بیفایده است. مصداق سیاسی این مثال حزب توده و سیاست هایش در مقاطع مختلف تاریخی است.

 اکثر سیاست های" بفرموده " حزب توده و شعب ریز و درشتش از بدو تاسیس چون اکثرا با واقعیتهای اجتماعی منطبق نبوده و یا رو در روی حرکتهای مردمی و پروسه تکامل تاریخ قرار گرفته، عملا در خدمت به ارتجاع و استعمار در آمده است.

 نگاهی بر قفا کافیست!

 در میان سیاسیون و احزاب رادیکال و مردم مبارز ایران کمتر کسی است که به درگیریهای دو دهه اخیرمن و  ما با منوچهر هزار خانی و کمیسیون خناق گرفته فرهنگی! و راست شورای  مجاهدین آشنائی نداشته باشد.

  فریاد های من و ما بر سرمنوچهر هزار خانی و کمیسیون فرهنگی شورا در طی دو دهه برای چه بود؟ و چه خطراتی احساس میشد؟

 منوچهر هزار خانی بعنوان مصدر امور به اصطلاح" فرهنگی" شورای مجاهدین نمونه بارز و کامل عنصری بوده و هست که در عرض 26 سال

روی حزب توده و همکاران سابق را به عناوین مختلف سفید کرده است.

 پاسفیسم توده ای صفتانه منوچهر هزار خانی یکبار با دلیل مریضی 26 ساله یکبار بخاطر مریضی اعضای خانواده  وبار دیگر بعلت پیری و کهولت و بار دیگر..... خلاصه هر بار بعللی چنان خاکی بر سر کمیسیون به اصطلاح فرهنگی شورای مجاهدین کرد که صفت از "هم پاشیدگی" تاریخی فرهنگ ورزان کمترین مدالی است که باید نصب سینه ایشان کرد.

 چرا شورا و هزار خانی ها اجازه ندادند که فرهنگیان و فرهنگ ورزان ایران متحد و یکپارچه به یک پارامتر سنگین و صقیل فرهنگی در خارج کشور و در مقابل رژیم تبدیل شوند؟ سیاست های راست و اپورتونیستی این کمیسیون و مسئول آن یعنی منوچهر هزار خانی در حمایت از جناحهای درون رژیم و سمبلهای آن نظیر مخملباف ها و دولت آبادیها و .........و سرکوب نیروی فرهنگی مبارز خارج شورا آیا راه جز به رفرندام امروزی شورائیان و نفی انقلاب و انقلابیون میبرد؟ یگانگی های 26 ساله  خط هزار خانی و کمیسیون وی با سیاست های حزب توده به یک بررسی تاریخی گسترده تری نیاز مند است که این نسل و نسل آینده باید به آن بپردازد.

  کمیسیون فرهنگی شورا و منوچهر هزار خانی گذشته از اینکه امروز "مبارک باد" بر سر روی کاندیدای ریاست جمهوری رژیم یعنی شیرین عبادی میریزد،( مصاحبه با سیمای مجاهدین 2 ژانویه 2005) همچون گذشته که توده ای صفتانه از خط رفرمیستها و دوم خرداد و مخملباف و دولت آبادیها در نشریه ایران زمین حمایت میکرد و با قلم الف ش مفسر ها پروژه اصلاحات را باد میزد و فریاد انقلابیون و نیروهای فرهنگی مترقی را بعرش رسانیده بود، امروز وقیحانه در حمایت از رفرندام و هم خط با حرکات سابق میگوید:

" رفرندام یعنی نفی تغیر خشونت آمیز یک رژیم سیاسی"  قهر مردمی را خشنونت مینامد و در ادامه میگوید:

"قدرتهای بزرگ انقلاب را نمی پسندند" و ادامه میدهد و میگوید که:" مبارزه مسلحانه بنفع ما نیست" ما رفرندام را آگاهانه انتخاب کردیم و بدنبال آن هم خواهیم بود" گوئی انقلابهای جهان و انقلابیون دنیا برای تغیر مناسبات اجتماعی خودشان مثل آقای هزار خانی از قدرتهای بزرگ اجازه انقلاب میگیرند و چون مبارزه قهری توده های سرکوب شده بوسیله خشونت دولتی را قدرتهای بزرگ نمی پسندند پس در تعریف خشنونت که همیشه از طرف دولت ها اعمال میشود هم باید همچون ایشان به تحقیقات دامنه دار تری پرداخت و به این نتیجه رسید که بله، جهان تغیر کرده و تروریزم و خشنونت در تعریف جدید و جهانشمولش همان مبارزات مشروع قهری توده های سرکوب شده است که قدرتهای بزرگ را این تعریفها  بیشتر خوش می آید، پس زنده باد شیرین صلح طلب عبادی ها کاندید ریاست جمهوری آینده و پایدار باد رفرندام که شعار همه مردم ایران است!.

 تاریخ سیاسی حزب توده را ورق بزنید، جا بجا و لغت به لغت این اشعار گذر کرده از هزار خان اپورتونیسم با گرایشات مذهب ارتجاعی در چند دهه گذشته توسط حزب توده سروده شده است.

حلوا حلوا کردن شیرین عبادی بعنوان منقد رژیم توسط منوچهر هزار خانی و پیش بردن خط رفرندام  در میان اپوزیسیون تا گلو در غرقاب و لجن زار مشمئز کننده رفرندام فرو رفته راهی جز گذاشتن دست در دست بنیان گزاران سپاه پاسداران نظیر محسن سازگارا را ندارد.

  منوچهر هزار خانی در جواب یک بیننده تیز هوش که رفرندام مجاهدین و رژیمیان را یک کاسه کرد و تحویل هزار خانی داد و از وی پرسید چرا به فراخوان رفرندام رژیمیان لبیک نگفتید، یعنی چرا دست در دست رژیم نگذاشتید؟ گفت:

 " این ما بودیم که اول رفرندام را مطرح کردیم"، هزار خانی با این غمزه سیاسی برای سپاه پاسداران  دعوت از پاسداران رژیم و دست گذاشتن در دست آنان را بوضوح آشکار کرد ولی سر بزیر و خجول از پاسداران خواست که آنان برای بردن عروس به حجله رفرندام پای پیش بگذارند زیرا شرم حائل بین مبارزات 26 ساله مردم و خونهای ریخته شده هنوز اجازه چنین قدمهائی را نمی دهد هر چند که خط پیوستن به رژیم از طرف شورا و مجاهدین دارد با سرعت تمام به پیش برده میشود.

 هزار خانی با زبان بی زبانی دارد به رژیم میگوید ما جاده را برای شما صاف کردیم شما هم چند قدم بطرف ما توسط سازگارها برداشتید ولی این شما هستید که باید قدمهای خود را بزرگتر برای رسیدن به ما بردارید. و در ادامه میگوید:

ما با این همه خونی که بین مان را گرفته بضاعت حرکت به جلو را نداریم هر چند که افسران" بسیار خطر ناک"!  و بی سلاح ارتش آزادیبخش را گروه گروه و با لبانی خندان و چهره هائی بشاش به ایران اعزام مینمائیم.

 هزار خانی در ادامه در سیمای مجاهدین چنین گفت:

"رفرندام به نفع همه است و اول از همه به نفع ماست چون در مقایسه با دوران مبارزه مسلحانه نیروی بیشتری جذب خواهیم کرد"

به این صحبت ها و حرکات منوچهر هزار خانی  میگویند سوسیالیسم علمی پخته شده و از هزار خان اپورتونیسم رادمنش و اسکندری و رفیق کیا گذر کرده .

و پس از گذر و گذار از این هزار خان دست بدامان سیاست های فرخ نگهدار  و پاسداران رژیم و محسن سازگارا  و مسلح کردن رژیم به سلاحهای هسته ای و خریدن فرجه بقاء با طرح رفرندام و مخصوصا مسلح کردن رژیم به سلاح صلح توسط خانم شیرین عبادی و رسانیدن ایشان به مقام ریاست جمهوری آنهم از نوع ضد امپریالیستی اش کرده است و هنوز نه به بار است نه به دار پیام مبارک باد نثار عفریته ارتجاعی میکنند.

 سر خط حمایت از مخملباف ها و دولت آبادی ها در دو دهه گذشته در نشریه ایران زمین مشخص شد که در زیر قبای چه موجود مهیبی خوابیده بود؟

 تعدادی از هواداران ساده لوح مجاهدین هم زنگ میزدند و مطرح میکردند که

رفرندام مطرح شده توسط مجاهدین برای سرنگونی رژیم و خارج از کادر رژیم انجام خواهد گرفت و با رفرندام سپاه پاسداران و رفرندامی که نوریزاده  ها وپاسداران رژیم نظیر محسن سازگارا و یا فرخ نگهدار ها به آن معتقد هستند فرق میکند.

 جای شگفتی و بسی تاسف است که در عصر ارتباطات و اینترنت و ماهوار و با این ابعاد اطلاع و اطلاع رسانی باز تعدادی پیدا میشوند که ساده لوحانه تصور کنند که مثلا سازمان ملل وارد خواهد شد و رژیم و رژیمیان را منحل خواهد کرد و رفرندام مجاهدین را برقرار میکنند و از خود نمی پرسند اگر نیروئی موفق به برکناری رژیم بشود ، قبل از اینکه رفرندامی خارج از کادر رژیم بخواهد برگزار شود آن رژیم سقوط کرده است و دیگر رفرندام مفهومی ندارد .

رفرندام را برای این مطرح میکنند که پاسدار و بسیجی و شکنجه شده و شکنجه گر و مبارز و پاسیو و انقلابی و ضد انقلابی را در جوالی بریزند و پس از یک سری تکان های لاینقطع و کشیدن رُس همگی چنان معجونی را برای مملکتی بسازند که بقول منوچهر هزار خانی قدرتهای بزرگ را خوش بیاید.

ننگ و نفرت بر شمایان باد که شالوده سالیان اعتماد مبارزاتی را این چنین با چوب حراج میکوبید و به مبارزین و انقلابیون و عناصر مترقی که رفرندام بزیر قبای رژیم خزیدن شمایان را نفی میکنند میتازید و لجن پراکنی میکنید. ننگ تاریخ بر شمایان باد.

  آری امروز شمایان دست در دست نویزاده ها و فرخ نگهدار ها و محسن سازگار ها بایستی گروه گروه با لبانی خندان وارد ایران شوید و مورد پذیرائی های محترمانه رژیم و وزارت اطلاعات قرار گیرید و ابراهیم خدا بنده هایتان به این نتیجه برسند که بر گور های خالی 26 سال گریسته اند و روی ندامت نامه نویسی های حزب توده را سفید کنند و شما در خارج کشور شعار          " رفرندام رفرندام این است شعار مردم" را با لهجه شیرین آمریکائی به حلقوم کودکان خیابانی و کارتن خوابها که شب و روز در آغوش قهر میزیند بریزید

و مطمئن باشید که پس از بازگشت بزیر قبای آخوند در آینده ای نه چندان دور مردم بدور شما حلقه زده و از این همه سیاست دانی شما یان بر روی تان نه آب دهان که بر نوریزاده ها و فرخ نگهدار ها میداختید که گلاب خواهند پاشاند.

 نوید اخگر

3 ژانویه سال 2005 میلادی      سوئد  استکهلم  

 

Copyright © 2005-2006 All Rights Reserved for "www.nawidakhgar.com "      نقل و بازچاپ مطالب بدون ذکر ماخذ ممنوع است

تماس با ما kontakt