خانه اشعار صدای شاعر مقالات و تحلیل ها تاریخچه swedish

تبلیغ تروریسم و فناتیزم مذهبی در زیر پوش مبارزات ضد امپریالیستی وسوسیالیستی

 اولویت های اپوزیسیون در تقابل با اولویت های رژیم

 

نوید اخگر

 

Nawid_Akhgar@hotmail.com

 

 رسیدن به " آزادی و دمکراسی" بعنوان حداقل خواست های ممکن برای مردم جامعه   ای است که 27 سال در زیر تفکر عهد دقیانوسی ملایان متحبر مذهبی زیسته اند . برای رسیدن به این هدف مقطعی آنهم در بُعد مرحله ای با چشم انداز و استراتژی سرنگونی چه قدمهائی در روابط داخلی و بین المللی بایستی برداشته شود؟

 

جامعه امروز ایران با خبر های متفاوتی روبروست که مردم عادی روزانه از خود سئوال میکنند موضع ما در قبال این رفتار رژیم و یا موضع ما در مقابل این رفتار کشور های غربی چگونه باید باشد، و پاسخ ما به سئوالات متفاوت چیست؟

 

مثال:

 

الف : در اخبار چند روز قبل خبرگزاریها اعلام کردند که سازمان تجارت جهانی که در گذشته با وتوی ایالات متحده از ورود ایران جلوگیری میکرد امروز با دادن یک پوئن محسوس سیاسی اجازه ورود ایران را بعنوان عضو ناظر داده است.

مردم از خود سئوال میکنند آیا ما باید برای این عمل امریکا و یا برای ورود آخوند ها به سازمان تجارت جهانی کف بزنیم و خوشحال باشیم و یا باید آنرا محکوم کرده و بایکوت نمائیم؟ اگر دست به تحریم رژیم بزنیم آیا مردم صدمه خواهند دید یا ملایان؟

 

ب: بانک جهانی روز گذشته پرداخت وام 344 ملیون دلاری به ایران را به تصویب رساند.

مردم از خود میپرسند آیا باید از گرفتن این وام از بانک جهانی خوشحال بود و حمایت از آنرا بعنوان یکی از اولویت های کاری اپوزیسیون مترقی پذیرفت و یا باید آنرا با شعار با ایران همچون آفریقای جنوبی زمان آپارتهاید رفتار کنید رد کرد؟

 

پ: قرارداد 21 میلیارد کرونی تلفن همراه سوئد  با ملایان یکی از سنگین ترین و پر آب و نان ترین قراردادهای اقتصادی است که سوئد به آن دست یافته است. در مقابل چنین معاملاتی مردم چگونه باید برخورد کنند؟ فشار بر روی اپوزیسیون مترقی در سوئد به چه خاطر انجام میگیرد؟ اعم از تهدید به مرگ یا تهدیدات روز مره و فشارهای اقتصادی/ سیاسی و فشار و تضییقات بر علیه پناهندگان محروم که روزانه مجبورند برای تقاضای یک لقمه نان و یک جرعه هوای آزادی لب و دهان خود را با نخ و سوزن بدوزند و به خود سوزی و خود کشی دست بزنند. این اعمال آیا جز بفرموده رهروان امام کفن دریده  و طرف حسابهای ایرانی صورت میپذیرد؟

 

 آیا باید بستن چنین قرداد هائی را با رژیم خون آشام اسلامی محکوم و تحریم کرد و  در حمایت از پناهندگان و حقوق آنان برپا خاست و در کنار آنان ایستاد؟ و یا نه باید برای

بستن چنین قرارداد هائی برای دولت های سرمایه داری کف زد و آنان را تشویق کرد که مبادا رژیم جمهوری اسلامی را تحریم کنند که بر ضرر مردم محروم و طبقه کارگر تمام خواهد شد و نمونه عراق را هم مفصلا برخ این بیشعور ها بکشیم که متوجه بشوند تحریم بر ضرر مردم است و با رژیم باید قرار داد های از این هم پر نان و آب دار تر بست.

 

و هر کس اسم تحریم و بایکوت رژیم را برد با چند شعار سفت و سخت ضد امپریالیستی و ضد یهودی و سوسیالیستی او را ضد کمونیست و حامی بوش و شارون و صهیونیسم خطاب کرده به حمایت از طبقه کارگر و مردم محروم  و در حمایت ازبستن قرارداد های کلان تر با رژیم اقدامات عاجل را برای سود های سرشار ملت محروم ایران که همین فردا 21 ملیونشان از زیر خط فقر خارج میشوند زیر جامه خود و اهل بیت را که به عطر مطهر زیر جامه امام راحل در خانه فرهنگهای جهان نیز آغشته است بنام نامی اپوزیسیون " چپ و سوسیالیست/مائوئیست" بر روی بند بازی های اطلاعاتی /استعماری بدست باد های بهاری بسپاریم. و تمامی نیروهای مارکسیست و چپ و انقلابی و آزادیخواه و مترقی را گیج و منگ و مشنگ هائی فرض کنیم که گوئی تازه از غاری بیرون آمده اند و احتیاج دارند که آخوند یونسی از مرکز مطالعات مارکسیستی وزارت خوش نام مربوطه آنان را برای رسیدن به انقلاب سوسیالیستی راهنمائی بفرمایند.

 

با کلامی جدی به اپوزیسیون حقوقی و حقیقی  که با نام و مشخصات رسمی در جدال با رژیم در گیر است باید گفت که در برخورد به نامهای مستعار و مجهول الهویه بایستی موضع رسمی داشت. در مقابل آنان که  موضع به اصطلاح "ضد امپیریالیستی!" و کشک و یک شبه خواب نما شده سوسیالیستی  میگیرند و در همکاری و همگامی مشخص با سیاستهای رژیم گام برمیدارند یک و یا دونفر بیشتر نیستند و از نامهای متفاوت مستعار استفاده میکنند و از یک یا دو کانال خطوط و اولویت های رژیم را در سرکوب اپوزیسیون به پیش میبرند نباید سکوت کرد.

 

مماشات با این نوع فعالیت های ضد اپوزیسیون که نه از موضع اصولی بلکه تنها جهت  تخریب چهره مبارزین و سازمانهای سیاسی صورت میگیرد یک موضع اپورتونیستی و ضد انقلابی است.

 روزی آویز زنده یاد منصور حکمت میشوند و از موضعی غیر سیاسی به مهدی سامع می پرد و روزی دیگر توکل و پولاد و سربداران و غیرو را سیاه میکنند و روزی دیگر نیروی چپ و سوسیالیست را ضد کمونیست و هوادار بوش و شارون میخواند آیا باید در مقابل چنین حرکات چندش آور ارتجتعی /مذهبی دست روی دست گذاشت و پاسیو برخورد کرد و موضع نگرفت؟

 این بختک اطلاعاتی / استعمار درب هر خانه ای را دیر یا زود خواهد کوبید

نام مستعار و مجهول الهویه اگر خود سرویس امنیتی نباشد کانال نفوذ و درب ورودی آخوند اطلاعاتی و نیروهای استعماری است.

 

از چندین سال قبل ملاط هائی از سازمان " مارکسیت لنیست، مائوئیستی " هلندی که مامورین اطلاعاتی خود هلند افشا کرده بودند که آن سازمانها در دست پلیس بوده بر علیه شخص من و تعداد دیگری از نویسندگان و ژورنالیست های سوئدی و در حمایت از یان میردال حامی فتوای قتل سلمان رشدی به زبان انگلیسی مطلب مینوشتند.

این سازمان پلیسی که خود را حامی چین و کره و یان میردال و همسر وی گون کسله معرفی میکند تازه گی ها تمام متون مربوطه را از زبان انگلیسی به سوئدی برگردانده و در آدرس زیر در دسترس علاقه مندان در سایت گوگل قرار داده است.

متن بخشی از آنرا با ترجمه در زیر نقل میکنم تا رفقا و دوستان به عمق خباثت سرویسهای اطلاعاتی استعماری / آخوندی واقف شوند.

همزمانی این حملات به شخص من و  ترجمه های سوئدی متونی که در گذشته به انگلیسی  بر روی سایت گوگل در دسترس افراد بوده همراه با تهدید به مرگ از طرف وزارت اطلاعات و افشا گری پلیس مخفی هلند در افشای همکارانش در سازمانهای به اصطلاح "چپ" کیس بسیار جالبی را بوجود آورده که نظر سازمانها وسایتها ی سیاسی را به آن جلب میکنم.

 

آدرس مقالات

http://users4.cgiforme.com/gatbilarsforum/messages/164.html

 

http://66.102.9.104/custom?q=cache:1_K2Z1WkK_EJ:develop.onlinetoday.com/messages/dentalphoto/messages/533.html+nawid+akhgar&hl=sv&ie=UTF-8

در این قسمت چنین آمده است

- Varför Jan Myrdal och sådana s.k. China-Friends offras? Varför de som nämner
North Korea offras?

چرا یان میردال و افرادی که دوستان چین هستند قربانی میشوند؟ چرا آنان که به کره شمالی نزدیک میشوند قربانی میگردند؟

Givetvis suger sionisterna på Rushdie-och Taslima Nasrin affären. Den 20 juli
1989 kan DN utropa att:"12 000 författare, förläggare, journalister och
bokhandlare från 67 länder ställt sig i samma skottlinje som den i februari 1989
dödsdömde Salman Rushdie." Det är alltså, enligt DN, fråga om modiga män och
kvinnor, som vågar sina liv för yttrandefriheten. Dessa hycklare som själva inte
skulle våga "häda" Bonniers eller mot sionismen!

 

البته صهیونیست ها از موضوع سلمان رشدی و تسلیمه نسرین استفاده میکنند.20 یولی سال 1989 روزنامه داگنز نیهتر( بزرگترین روزنامه صبح سوئد) جار میزد که 12000 نویسنده و ناشر و خبرنگار و کتابفروش از 67 کشور خود را در همان تیر رسی قرار دادند که سلمان رشدی در فوریه 1989 به مرگ محکوم شده بود، بر اساس نوشته روزنامه داگنز نیهتر موضوع مردان و زنان شجاعی است که زندگی خودشان را برای آزادی بیان به خطر انداخته اند. این منافقین خودشان جرات نخواهند کرد که بر علیه بونیرش( یک شرکت انتشاراتی سوئدی) و بر علیه صهیونیسم بی حرمتی کنند.

 

 

 

تصویر زیر احتیاج به توضیح ندارد و در همان صفحه افاضات ضد امپیریالیستی مائوئیستهای هوادار یان میردال چنین آمده است

 

 

 

Scandinavians most dangereous traritorous characters, for instance, Per AHLMARK,
Nawid AKHGAR, Mina SAADÍ, Ulf BOËTHIUS, Hedi FRIED, Fabriela MALINESCU, Jan ...
develop.onlinetoday.com/messages/ dentalphoto/messages/533.html - 101k - Kompletterande resultat - Cachad - Liknande sidor

 

Because of China put veto on Balkan questions in the sessions of United
Nations, any groups been mobilized again for start a serie provocations; for
instance, Neo-Zion Nedim DAGDEVIREN and any other enemies of human being
prepared a lie-list to provoce the PEN-administration.
Corrupted PEN-members and any other provocators signed a lie list against China.
Nedim's group created conflicts which included any dirty names against Mr. Jan
MYRDAL&Mrs. Gun KESSLE... Scandinavians most dangereous traritorous characters,
for instance, Per AHLMARK, Nawid AKHGAR, Mina SAADÍ, Ulf BOËTHIUS, Hedi FRIED,
Fabriela MALINESCU, Jan Henrik SWAHN, Hillevi GANTEZ, Eva RUNEFELT, Anita
THEORELL, Jackie JACUBOWSKI, Maciej ZAREMBA, Marie-Hélène BOCCARA, Ana L. VALDES
etc. all the relatives of Fascist Jews bastards' mobilized to play its roles...
In fact: China put veto on U.S.A. suggestions and this corruption is only a
"Revenge" against the E.U.-democrats who supported the Anti-Imperialist

 

ترجمه بخشی از گفتار فوق

بدین خاطر که دولت چین از حق وتوی خودش در سازمان ملل در مورد بالکان استفاده کرد گروههائی بسیج شدند که بر علیه چین دست به اقداماتی بزنند.

اعضای انجمن قلم بر علیه چین لیست هائی را امضا کردند(این دروغ محض است هیچ لیستی بر علیه چین و در مورد مسئله بالکان امضا نگردیده است)

 نامهای کثیفی که خطرناکترین کاراکترهای اسکاندیناوی بشمار میروند بر علیه یان میردال و همسرش گون کسله شروع به اقدام کردند.

 

 پر آلمارک: نخست وزیر سابق سوئد عضو انجمن قلم

   نوید اخگر: نویسنده عضو انجمن قلم

   مینا اسدی: شاعر ایرانی عضو انجمن قلم

  اولف بوئتسیوس: پرفسور ادبیات استاد دانشگاه استکهلم عضو انجمن قلم

  هیدی فریدن: نویسنده عضو انجمن قلم

  گابریلا ملینسکو: نویسنده عضو انجمن قلم

  یان هنریک سوان: نوسینده عضو انجمن قلم

  هلوی کانتس: پرفسور دانشگاه استکهلم عضو انجمن قلم

  اوا برونت: نویسنده عضو انجمن قلم

  آنتیتا ترول: نویسنده عضو انجمن قلم

  جکی یاکوبسکی: نویسنده عضو انجمن قلم

  ماچی زرمبا: سردبیر فرهنگی روزنامه داگنز نی هتر عضو انجمن قلم

  ماری هلن بوکارا: نویسنده عضو انجمن قلم

  آنا والدس: نویسنده چپ امریکای جنوبی زندانی سابق عضو انجمن قلم

 

این نامه ها امروز به دو زبان انگلیسی و سوئدی مجددا به تازگی بر روی سایت گوگل ظاهر شده است. و به زبانی گویا پرده از فعالیتهای مخرب پلیسی و تروریستی بر میدارد.

سازمانهای سیاسی مخصوصا سازمانها چپ میبایستی با ذره بینی قوی فعل انفعالات این گونه افراد را تحت نظر داشته باشند و از دادن پوئن های سیاسی به آنان موکدا بپرهیزند.

 

دال: نیمی از جمعیت ایران را زنان تشکیل میدهند، از دید تفکر قشری مذهبی ملایان اسلامی، زنان در ایران بعنوان موجودات پست و خبیث و درجه دوم که برای رسیدن به پست قضاوت و ریاست جمهوری اساسا زاده نشده اند، جاندارانی که 27 سال با خوردن تو سری و کشیدن چادرو چاقچور برسرو ذهنشان وظیفه ای بیشتر از گاوان و چهارپایان شیر ده و تولید مثل کننده نداشته اند امروز مجبورند که با همان چادر اسارت بر سر و ذهن وارد خیابان شده و به اربابان و برده داران و سرپرستان خود بدون اینکه خود از کمترین حقوقی برای انتخاب شدن برخوردار باشند رای بدهند و ریاست جمهور انتصابی ولی فقیه را تائید نمایند. مردم از خود میپرسند در مقابل اینهمه اعمال ضد بشری و بی عدالتی های تاریخی چه باید کرد باید برای قرداد های توضیح داده شده فوق کف زد و از آن حمایت کرد؟ باید حامی پروژه "ملی" اتمی شد

 

ذال: آیا زنان ایران باید در قبال فروش میلیارد ها دلارنفت خوشحال باشند و کف بزنند و شادی کنند وحرفی از تحریم نفتی ایران بمیان نیاورند؟ نفتی که پولش را ملایان و حکومت جمهوری اسلامی در عرض  27 سال به جیب زدند و مملکت را به گفته خودشان به چنان فقر و فائقه ای کشیدند که سردمداران رژیم  با اعلام ارقام مختلف امروز به این نتیجه رسیده اند که بیش از 21 ملیون نفر در زیر خط فقرمطلق زندگی میکنند در صورتی که هفته گذشته این رقم را هفت و نیم ملیون نفر اعلام کرده بودند .

 

ک: آیا دسترسی به غنی سازی اورانیوم و دستیابی به سلاحهای هسته ای آزادی زنان را فراهم خواهد آورد؟ و این تحقیر تاریخی را که هیچ زنی در ایران وجود ندارد که بتواند به مقام ریاست جمهوری برسد را از سر راه برخواهد داشت ؟ و بدین خاطر باید  رسیدن به تسلیحات اتمی و انرژی اتمی را آنهم با تکنولوژی چرنوبیلی و آنهم در کشوری که روزانه مراکز زلزله نگاری خبر از وقوع فاجعه های طبیعی میدهندرا بعنوان "پروژه های ملی"

قلمداد کرد و برایش هورا کشید؟

 

اولویت رژیم در تقابل با اولویت اپوزیسیون در این نقطه کدام است؟

 

اولویت مرحله ای اپوزیسیون اگر سکولاریسم وآزادیهای اجتماعی ، دمکراسی و آزادی بیان و انتشارات باشد.

اولویت رژیم ضدیت با سکولاریسم و ضدیت با آزادیخواهی بقول رژیمیان ضدیت با ( لیبرالیسم) است. و خاستگاه رژیمیان از موضع ارشادی ( دینی) تعریف میشود و محور آن امامت فقاهتی است و بازوی نظامی آن سپاه، بسیج،ارگانهای سرکوب سرویسهای امنیتی است.

 

موضوعات فوق نظیر سکولاریسم،آزادیهای اجتماعی، دمکراسی، آزادی بیان و غیرو بعنوان اصول اولیه یک جامعه چون وجود خارجی ندارد صحبت از اولویت های کارگران و حقوق آنان و نیز حقوق زنان، دانشجویان و غیرو در صورت بروز سرکوب میشود در حالی که کنش و واکنش های اعتراضی نیز در درون این اقشار بچشم میخورد و موضوعیت اعتراض مشروع چون امکان بروز مداوم را ندارد بر اساس قانون دیالکتیک از کانال پروسه گزار از کمیت به کیفیتی برتر یا در شکل انفجارات مقطعی نظیر خیزش مردم اهواز و آبادان و خلع سلاح ارگانهای مسلح رژیم و مقاومت مسلحانه در مقابل رژیم میگذرد و یا انفجار چنان شدید خواهد بود که سررشته اعتراضات و توان سرکوب از دست نیروی پاسدار نظام رها شده و انقلاب بعنوان فاکتور عمده خود را به  جامعه تحمیل میکند.

 

آیا اولویت های اپوزیسیون بایستی بعنوان سلاحهای کاربردی در معادلات دیپلماتیک بکار رود و یا اینکه اپوزیسیون میبایستی از اولویت های رژیم استفاده کند؟

در صورتی که اپوزیسیون از اولویت های رژیم استفاده کند آیا میشود نام اپوزیسیون بر آن نهاد؟

 

مثال

 

آیا در حمایت از بانک جهانی و دادن وام به ملایان اپوزیسیون باید بانک جهانی و خانم شیرین عبادی را تشویق کند که این بانک وام بیشتری به ملایان پرداخت کنند؟ ودر همین راستا با چند شعار "ضد امپریالیستی" و کشک در مقابله با اولویت و سلاح اپوزیسیون یعنی شعار  " با ایران همچون آفریقای جنوبی دوران آپارتهاید رفتار کنید" فعالیت نماید؟

 

 آیا نبایستی اپوزیسیون از سلاح سرکوب زنان و توهین و تحقیر تاریخی که بر آنان روا رفته و میرود در جهت بیداری افکار عمومی جهان استفاده کرده، به نفی حرکات خانم عبادی در دیدار از بانک جهانی بپردازد و بانک جهانی را محکوم کند و شعار تحریم رژیم را همه گیر کند؟ آیا آنکس که سلاح دیپلماتیک را از دست اپوزیسیون میگیرد و در دست بانک جهانی و سازمان تجارت جهانی و در دست همکاریهای گسترده اقتصادی با رژیم و خانم عبادی میگذارد اسمش نیروی اپوزیسیون ضد امپریالیست است؟ آیا در این بازی "ضد امپریالیستی" آیا دم خروس رژیم و استعمار بیرون نیست؟

 

آیا اپوزیسیون باید در ملاقات ها  و تماسهای دیپلماتیک خود از سلاحهای دیپلماتیک خود  استفاده کند؟ اولویت ها و سلاحهایی  نظیر سرکوب آزادیهای اجتماعی، سرکوب زنان، نقض مستمر حقوق بشر، زندانیان سیاسی ، شهدا و آزادیخواهان کشته شده، نقض آزادی بیان، شکنجه، حقوق کودکان، سرکوب کارگران و اقشار مختلف اجتماعی و اقلیتهای قومی و مذهبی.

و وقتی این داستان 27 ساله پر از خون جنایت برای جامعه جهانی باز گو گردید و دل آنان بدرد آمد و از ما سئوال کردند که شما از ما چه میخواهید؟ جواب ما به آنان چه باید باشد؟

باید به جامعه جهانی بگوئیم که رژیم را هر چه سریع تر به سلاح سنگین اتمی مجهز کنید زیرا طبقه کارگر ما به آرزو های دیرینه خود خواهد رسید و تمام حقوق از دست رفته 27 ساله خود را پس از مجهز شدن ملایان به انرژی و سلاح اتمی کسب خواهد کرد و ما هم بعنوان اپوزیسیون مترقی و "چپ" به جامعه و انقلاب سوسیالیستی طبقه کارگر خواهیم رسید؟ آیا ملایان و طبقه کارگر در یک اتحاد "ملی میهنی" به پروژه اتمی "ملی" خود دست خواهند یافت؟

آیا 21 ملیون انسان که به گفته خود رژیم در زیر خط فقر زندگی میکنند با نفی تحریم و بایکوت و دست در دست رژیمیان به رفاه و آسایش خواهند رسید؟

 

تعین اولویت ها برای اپوزیسیون و استفاده از آن اصول و رد اولویت های رژیم باید در دستور کار روز اپوزیسیون قرار گیرد. شعار های انحرافی که به مرحله کنونی حرکت و جنبش آزادیخواهی مردم ایران ارتباطی ندارد تنها برای رژیم فرجه بقاء میخرد و در درون اپوزیسیون تفرقه و شکاف ایجاد مینماید.

 

 

آدرس سامانه اینترنتی

نوید اخگر

http://www.nawidakhgar.com/

 

30 ماه می سال 2005 میلادی    سوئد استکهلم

 

Copyright © 2005-2006 All Rights Reserved for "www.nawidakhgar.com "      نقل و بازچاپ مطالب بدون ذکر ماخذ ممنوع است

تماس با ما kontakt