خانه اشعار صدای شاعر مقالات و تحلیل ها تاریخچه swedish

نقشه میسر راه؟ یا مسیر فرار؟ در زمان ظهور و یا حمله امام زمان (عج تعالی فرجه)

خبر

چاپ نقشه مسير حرکت امام زمان با هزينه هنگفت توسط شهردار تهران انجام گرفت ( سایت هاتف)

 

نوید اخگر 

از طرف یکی از کتابخانه های شهر استکهلم برای شعر خوانی به زبان فارسی و سوئدی دعوت شده بودم، در صف اول مستمعین بانوی سالخورده سوئدی با عصا  نشسته بود که نظرم را جلب کرد،این بانو را که نزدیک به هفتاد سال سن داشت چندین بار در نزدیکی محل زندگیم دیده بودم ،او که آپارتمانش در نزدیکی من قرار داشت اغلب آهسته با عصا و ساکی که بدنبال خودش بر روی چرخی میکشید به خرید میرفت و برمیگشت.

 

آن شب پس از اتمام شعر خوانی آن بانو ( سونیا ) به نزد من آمد و پس از اظهار لطف گفت که مایل است با من بطور خصوصی ملاقات کند زیرا مسائلی مهمی هست که باید با من در میان بگذارد.

سونیا معتقد بود که شعر های من به زبان سوئدی که مورد پسندش واقع شده بود هدیه ایست از طبقات فوقانی آسمان، آنشب من به شوخی به وی گفتم که شعر های من شعر خاکی است و او در پاسخ گفت که او چیز هائی را میداند که شاعری با سن و سال من کمتر از آن اطلاع دارد.

 

چند روز بعد هنگام ورود به منزل مجددا با سونیا مواجه شدم که با اصرار میخواست که به آپارتمانش بروم،به او گفتم آیا نمی شود همین جا چند لحظه به ایشان گوش کنم که او روی ترش کرد و من هم پذیرفتم و ساعتی بعد زنگ در آپارتمانش را به صدا در آوردم.

سونیا با خوشروئی مرا پذیرفت و یک فنجان قهوه و شیرینی نیز برایم آورد.

در هنگام ورود متوجه شدم که دو ساکت بزرگ مثل کسی که آماده مسافرت باشد در سالن ورودی گذاشته شده است، به این جهت از او پرسیدم آیا سونیا قصد مسافرت دارد؟

و او با پس خندی ولی بسیار جدی گفت برای همین مایل بوده که با من خصوصی صحبت کند و زندگی من را نجات دهد.

این جمله که میخواهد زندگی من را نجات دهد مثل زنگی در گوشم صدا کرد، زیرا رژیم جمهوری اسلامی در سال 1361 خورشیدی در روزنامه ها و رادیو تلویزیونش من را طاغی و باغی و ضد انقلاب..... نامیده بود و با هر مخالفت کوچک سیاسی  زوزه و تنوره  میکشید و میخواست هر ندائی را در گلو خفه کند،با خود گفتم آیا سونیا از این مسائل باخبر است؟ بانوئی با سن و سال او بسیار بعید به نظر میرسید که از موضوعات سیاسی ایران آنهم در این سطح آگاهی داشته باشد.

از او پرسیدم شما میخواهید زندگی من را نجات دهید؟

و او شروع به سخن گفتن کرد.

سونیا گفت: اگر گناه بزرگی مرتکب شده ای و اگر گناهی مرتکب نشده ای  با ارتباطت با عالم بالا به من کمک کنی 

من اخبار را روزانه پیگیری میکنم ماه گذشته در فلان کشور زلزله آمد و چقدر کشته شدند، در فلان کشور سیل آمد چقدر خانه خرابی برای مردم ببار آورد، ایدز و انواع بیماریها روزانه اینقدر کشته بر جای میگذارد و خلاصه لیستی از بیماریها و حوادث طبیعی و جنگ و خونریزی را برایم برشمرد و من هم با دقت تمام به گفته هایش گوش میدادم، در انتها سونیا گفت تمامی اینهائی را که برایت شرح دادم نشانه ظهور است. خیلی جدی از او پرسیدم ظهور کی؟

گفت : حضرت مسیح و مسیح به زودی ظهور خواهد کرد، من هم خیلی جدی گفتم چه خوب ما هم به دیدنش میرویم واز او برای خیلی کار ها کمک خواهیم گرفت.

سونیا گفت وقتی مسیح ظهور کند همه چیز کنف و یکون خواهد شد و همه آنها که گناهی مرتب شده باشند به عقوبت خواهند رسید. ارتفاع خون تا گلو گاه انسان بالا خواهد آمد و چون دیواری جلو انسانها سد خواهد شد.

من گفتم من اصلا گناهی مرتکب نشده ام و هیچ دلیلی هم نمی بینم که از ظهور حضرت مسیح بترسم،تازه مگر مسیح بخشنده و مهربان نیست؟ من تصور نمی کنم که من و تو گناهائی مرتکب شده باشیم که خون بخواهد تا گلوگاهمان بالا بیاید.

سونیا در انتها برایم توضیح داد که در جوانی پسری که عاشق او بوده به این علت که او پسر دیگری را برای ازدواج انتخاب کرده آن پسر که شش ماه هم با سونیا زندگی کرده بوده دست به خود کشی میزند و خودش را میکشد، سونیا میگفت خون استفان دامن او را در زمان ظهور مسیح خواهد گرفت . سونیا برای رهائی از این عذاب وجدان به گروه مسیحیان  "شاهدان یهوا" می پیوندد و آروز میکرده پس از سالیان خدمات ارزنده به آن گروه مورد بخشش قرار گیرد ولی گویا در زمان جوانی در تماسی با یکی از کشیشان که از هر لحاظ و کمی بیشتر به وی نزدیک شده بوده میشنود که برای وی راه باز گشتی از این گناه وجود ندارد و به گفته کشیش مسئول اصلی این گونه عذاب وجدانها تنها حضرت مسیح است و نه هیچ کشیش دیگری، سونیا تصور میکند که برای او هیچ بخششی در کار نیست و بدین صورت  با نزدیک شدن ظهور مسیح و بروز نشانه های آن سونیا بفکر چاره می افتد و نقشه راه را برای گریز از دست عقوبتی که توسط مسیح بر وی نازل خواهد شد  میخواست با کمک من پیاده کند و از شمال بطرف جنوب بگریزد. نقشه راه را هم کشیده بود که حضرت مسیح از چه مسیر هائی عبور خواهد کرد، دلیل او هم برای این پروژه این بود که تصور میکرد من با نوشتن اشعارم در ارتباط با نیروهای ماوراء طبیعی هستم.

هر چه به وی اصرار میکردم که باور کند من هیچ گونه ارتباطی با هیچ تنابنده ای در خارج از این کره خاکی ندارم باورش نمی شد و میگفت این شعر ها در ارتباط با آن بالاست.

در کمونی که زندگی میکردم دوستانی داشتم که در بخش های اجتماعی فعال بودند با مراجعه به آنها تقاضا کردم چون سونیا به گفته های من در مورد ظهور حضرت مسیح اعتقادی ندارد از کشیش محل و یا کلیسا برای کمک و آرام کردن وی کمک بگیرند و گوئی این کار هم انجام شد.

پس از ملاقات با سونیا بار ها از خودم پرسیدم چه مکانیزمی باعث شده که او تصور کند حضرت مسیح از شمال استکهلم ظهور خواهد کرد و برای فرار باید بطرف جنوب حرکت کرد بعقلم نرسید و جرات پرسیدن این سئوال را هم بخودم ندادم زیرا احساس میکردم کوچکترین سئوال نامربوط من امکان خدشه دار کردن احساسات مذهبی وی را دارد.

امروز شنیدم که شهردار و شهرداری تهران با بودجه هنگفتی نقشه حرکت و مسیر امام زمان را طراحی کرده است.

با خودم بعنوان یک مسلمان مخلص و معتقد به ولی فقیه و امام راحل فکر کردم مگر قرار است امام زمان عج الله تعالی فرجه در تهران ظهور کند که این شهردار و شهرداری از خدا بیخبر این همه پول را صرف مسیر عبور و مرور آقا امام در تهران کرده است؟ ولی باز بخودم نهیب زدم که ای شاعر نادان چیز هائی هست که حتما تو نمی دانی و دست تقدیر و حکمت الهی در آن نهفته است.

فرار سونیا از دست ظهور حضرت مسیح بعد از سالیان مجددا به سراغم آمد.

مگر جای دیگری در این کره خاکی برای ظهور حضرت نیست؟ اساسا چه کسی تعین کرده که امام زمان در تهران پیدایشان خواهد شد؟ آیا حضرت در قهلک و شمیران اطراق خواهند فرمود یا در حلبی آباد ها جنوب شهر، یا گود عربها؟ استغفرالله

از آقایان اهل علم و وعاظ محترم و روحانیت معظم چه کسی بدیدار حضرت خواهد رفت؟ آیا در موقع ظهور حضرت دنیا و حداقل ایران کنف و یکون خواهد شد؟ و خون تا گلوگاه گناهکاران بالا خواهد آمد و چون سدی در جلو آنان را خواهد گرفت؟

و طرح نقشه و تعین مسیر  با هزینه های سرسام آور بیهوده خواهد بود؟

آیا حضرت در موقع ظهور سری هم به خانه های عفاف و دختران و زنان خود فروش ایران و شیرکش خانه ها مناطق مختلف خواهد زد و یا از هزاران هزار کودک خیابانی دیدار خواهد کرد؟ آیا امام زمان شبها کنار کارتون خوابها خواهد خوابید و یا در کاخ مرمر؟ آیا  امام زمان با اهل بیت تشریف میآورند و یا نه ایشان مجردند و هنوز عهد عیالی اختیار نفرموده اند؟

بهر حال در زمان ظهور حضرت مسائل شرعی بیشماری بروز خواهد کرد که انسانهای خاکی چون عقل و شعورشان به این چیز ها نمی کشد باید به آرامی از روحانیون و علمای اعلام سئوال کنند و همچون نقشه راه و مسیر عبور و مرور حضرت بفکر دیگر مسائل و مصائب دامنگیر آنروز هم باشند بنده هم برای آماده سازی و پس از ارتباط شاعرانه با آن بالا به ذهنم رسید که در موقع ظهور حضرت برای نزدیکی هر چه بیشتر به مقام احدیت صبیه را که تا چند ماه دیگر هشت سالش تمام میشود و دختر رسیده ای بنظر میرسد به عقد ازدواج حضرت در آورم که شبها که حضرت از زور خستگی در بستر دراز میکشند صبیه با زبانش دندانهای حضرت را مسواک بزند یعنی در زبان عرب شق الولسه کند که هم اجر اخروی دارد و هم ثواب دنیوی.

در ضمنی که داشتم به مسائل شرعیه فکر میکردم و اینکه صبیه آشیخ عبدالله مرده خور هم مال مناسبی برای حضرت خواهد بود چون هشتش تمام و پا به نوه شده است

البته خودم از زبان آشیخ عبدالله  بار ها شنیده بودم که میگفت اگر پدر این دختر نبودم تا حالا بارها او را به نکاح خویش در آورده بودم، ماشاالله پستانهای این دختر هشت ساله مثل یک زن بالغ حور حور حور خلاصه هر چی بگم کم گفتم، یک چنین لعبت هائی را باید برای زمان ظهور حضرت دست و پا کنیم که گرد کسالت و خستگی قرنها را از تن و بدن ایشان بشویند.

 یکدفعه به این فکر افتادم که در صورت حمله و هجوم حضرت گناهکاران و افرادی نظیر سعید امامی کافر که اصلا حلال و حرام سرش نمی شد و در آن حمام های  سونای هتل های بالای شهرهزار حرام را حلال و هزار بی ناموسی را ببار آورد و یا همین رییسش آخوند فلاحیان  و این آخوند سوسول عبا سفید خاتمی که تا هر زنی را می بیند انگشتش را توی لپش فرو میکند و از زور کیف غش و ریسه میرود و لذت میبرد که با این مکشفه های مو طلائی عکس شش در چهار بندازد و یا رفسنجانی دزد و قاتل که با نقشه کشی های دور و دراز یکروز قاسملو را کشتند و یکروز شرفکندی و رفقایش را ترور کردند، یکروز کاظم رجوی را کشتند ، روزی نقدی و بختیار و خلاصه اینهمه جنایت و شقاوت را در حق مردم ایران و خلق کرد و عرب و بلوچ و فارس روا داشتند اگر قصد فرار داشته باشند از کدام مسیر  عبور خواهند کرد عقلم به جائی قد نداد.

 آقا خامنه ای چون اصلا گناهی مرتکب نشده چون ولی فقیه منتسب به وحی مثل یک شاعر بیگناه است اصلا احتیاج به  نگرانی ندارد و میتواند بعنوان ور دست امام زمان با همان دست شکسته که حتما هدیه منافقین تروریست است باقی  بماند،و هر کس هم در تروریست بودن منافقین شک کرد آقا همان دست شکسته را از زیر عبا خارج کرده و جهانیان را آگاه نماید کافی است، همه به تروریست بودن منافقین پی خواهند برد. البته فکر میکنم امام زمان بعلت گناهان کبیره ای که منافقین مرتکب شده اند آنان را مورد تعقیب و عقوبت و حمله و هجوم مکفی قرار خواهد داد و براحتی دست از سر آنان بر نخواهد داشت.

بله میگفتم که اگر این فلاحیان  و رفسنجانی و خاتمی و یونسی و خلاصه گناهکاران اصلی اگر بطرف شمال بروند که روسهای و ممالک روسیه سابق که همه پایگاههای نظامیشان را بدست این آمریکای جهانخوار داده اند آنها را بدام خواهند انداخت. اگر بطرف ترکیه بروند که این صهیونیست های از خدا بیخبر با کمک این طیب اردغان یهودی پرست آنها را تحویل محاکم قضائی و دادگاههای بین المللی خواهند داد، از مرز افغانستان اصلا حرفش را نزن که آمریکا و اروپای جهانخوار تمام سگها را گشوده و با قلاده های خار دار همه را از مدتها پیش بسوی آقایان اهل علم و علمای اعلام  کیش داده اند. بطرف عراق که اصلا نمی شود فرار کرد اگر در ایران بمانند که خون بگفته سونیا تا گلوگاهشان بالا خواهد آمد و چون دیواری و سدی این خونها جلویشان را خواهد گرفت مثل خون همین سی هزار زندانی سیاسی که در سال که در سال 67 اعدام شدند.

راستی اگر شهردار معظم تهران افشا کند که مسیر امام زمان از کجا و محل های اطراق ایشان کجا باید باشد شاید بتوان از یونسی و فلاحیان کمک گرفت و تمام مسیر را توسط نوادگان سعید امامی بمب گزاری کرد مخصوصا زمانی که امام زمان میخواهد به دیدار جدش امام رضا در مشهد برود انفجار دو بمب قوی در زیر دو گل دسته حرم حضرت رضا یکی از کار هائی است که امام زمان تنفرش از منافقین صد چندان خواهد شد ، البته برای تلطیف جو در سر هر چهار راه اگریک مجسمه بلاهت از آخوند خاتمی بکارند در حالی که با انگشتی که توی لبش از زور خجالت فرو کرده به مردم لبخند بزند خالی از فایده بین المللی نیز نخواهد بود.

راستی هر چه فکر کردم نتوانستم به نتیجه برسم که آیا امام زمان  سوار بر شتر حمله خواهد کرد و یا با کمک امریکائیان سوار بر جت های جنگنده وارد صحنه خواهند شد از شهردار محترم تهران تقاضا مندم هر چه زود تر نقشه پر خرج مسیر امام را علنی فرمایند و امت همیشه در صحنه را از گرفتاری و انشقاق و ترسی که به پاچه های مسلمانان غیور و مکتبی ریخته نجات بفرمایند.

 

والسلام و علیکم و رحمته الله و برکاته

نوید اخگر

3 ماه می سال 2005 میلادی    سوئد   استکهلم

 

Copyright © 2005-2006 All Rights Reserved for "www.nawidakhgar.com "      نقل و بازچاپ مطالب بدون ذکر ماخذ ممنوع است

تماس با ما kontakt