مجلس شورای اسلامی،مجلس خُبرگان، مجلس تشخیص مصلحت نظام، رای
مردم یعنی کشک هر وقت من صلاح بدانم رابطه با امریکا جایز میشود
نوید اخگر
Nawid_Akhgar@hotmail.com
آیت الله خمینی و سران
حکومتی اسلامی و مخصوصا آیت الله خامنه ای ولی فقیه نظام اسلامی برای قبضه
کردن حکومت و در آوردن آن از دست رژیم سابق معتقد بودند که شاه حکومت دیکتاتوری
فردی بوجود آورده ، نه رای مردم را به حساب میآورد و نه به حرف مجلس و علمای
اعلام ( یعنی آخوند ها) توجه میکند و نه مصالح عالیه مملکت را در دستور کار
دارد
در حالی که شاه هر چند
یکبار علمای اعلام را در دربار به خط میکرد و در کف هر یک گذشته از جیره و
مواجب ماهیانه و ابراز مواهب ملوکانه یک اشرفی طلا به عنوان سپاس از خدمات
عالیه میگذاشت و یا فرستادگان خویش را به نزد علمای اعلام میفرستاد به نزد
آنانی که بعلت کبر سن نمی توانستند به پایبوس ملوکانه شرفیاب شوند، آنان بسته
های پر از پول را در زیر دشکچه هائی که وزن آقایون اهل علم را حمل مینمود می
تپانیدند و از حق سید و خمس و زکات و دیگر برکات ملوکانه نیز بهر مندشان
مینمودند، همانهائی که نمک سلطنت راخوردند و در انتها نمکدان ملوکانه را
شکستند
اشتباه شاه در این بود
که درک نمی کرد برق طلا هائی که او در کف آخوند ها میگذارد چنان حرص را در آنان
شعله ور خواهد کرد که برای بدست آوردن کل خزائن طلای مملکت در آینده خیز
برخواهند داشت
مگر کسی میتواند برق
طلا را به آخوند نشان بدهد و او را از دست یابی به خزانه اش محروم کند؟ آنکس
اعم از سلطنت طلب یا سکولار و دمکرات و سوسیالیست که در این گفتار شک دارد برود
و تاریخ حملات اسلام عزیز را به کشور ایران و خونی که بنام گسترش عدل الهی و
عدل اسلامی ولی در اساس برای دستیبابی به دارائی ها و مخازن مردم ایران صورت
گرفته است را یکبار دیگر مطالعه بفرماید و به چشم ببیند که چه سان آسیاب ها با
خون مردم ایران بنام گسترش و بیداد اسلامی گرداندند و چه کردند که این خلق در
مانده و محروم و کشتار شده نه تنها به پایبوس جلادان و قاتلان خود نشست که هنوز
که هنوز است بر مقابر مطهر آنان طلای وجود میکارد و با خون خود بر آن برق و جلا
میندازد یعنی تاریخا خراج خفت و خواری به جانیان و جلادان اسلامی میپردازد
سران حکومت اسلامی بر
موج نارضایتی های عمومی در سال 57 خورشیدی سوار شدند و خمینی در بهشت زهرا گفت
من توی دهان این دولت میزنم من مجلس موسسان راه میاندازم و تمام مواجب بگیران و
آخوند های حمد و ثنا گوی دربار ملوکانه به یکباره خط عوض کردند و برای تصاحب
معادن طلائی که شاه برقش را بر آنان نمایانده بود شعار خمینی ای امام سر دادند
و الی آخر.....
راستی خمینی برای چه
میخواست مجلس موسسان و مجالس اسلامی براه بیاندازد و توی دهان رژیم شاه بزند؟
ولایت فقیه به عنوان یک اصل مسلم اسلامی کجا و مجلس موسسان کجا؟
آیا براه انداختن مجالس
مختلف قانونگزاری به منظور گسترش دمکراسی و سپردن حاکمیت و رهبری کشور بدست
نمایندگان منتخب مردم نیست؟ حاکمیت مردم کجا و ایجاد حکومت اسلامی ولایت فقیهی
و دیکتاتوری تک فردی فاشیستی مذهبی کجا؟
آیا براه انداختن مجلس
موسسان و مجالس قانونگزاری برای این نیست که اختیارات یک کشور و مصلحت 70 ملیون
انسان را از دست یک فرد خارج و در اختیار نمایندگان حقیقی و حقوقی آن ملت قرار
دهند؟
اینکه آیت الله خامنه
ای اخیرا در یزد اعلام میکند وقتی ایشان تشخیص بدهد که رابطه با امریکا ( شیطان
بزرگ ) به حال نظام مفید است بایستی با شیطان نیز رابطه برقرار کرد آیا جز به
معنی دیکتاتوری بوده و هست که اینان ادعا میکردند شاه بدان مبتلا گشته است؟
خامنه ای در اظهاراتش
در یزد علنا بر دیکتاتوری فردی خود تاکید میکند و با پشت کردن به مجلس دست ساز
اسلامی و با هیچ انگاشتن مجلس خُبرگان رهبری و مجلس تشخیص مصلحت نطام و بالاتر
از همه رای مردم فاشیزم مذهبی و دیکتاتوری تک فردی را لخت و عریان در معرض دید
مردم ایران و جامعه جهانی قرار میدهد
جای تعجب است که سران
حکومت اسلامی در اغلب موارد حامی رفرندام های سیاسی در کشور های دیگر جهان برای
شنیدن مواضع مردم در قبال حکومتها هستند ولی در ایران تو گوئی 70 ملیون انسان
از هیچ حقی بر خوردار نیستند و جملگی حکمی را بدست ولی فقیه سپرده اند که در آن
ذکر شده است ما مردم نفهم ، ابله و صغیر و مهجور ایران که نه بد را از خوب
تشخیص میدهیم و نه میتوانیم بفهمیم که چه سیاستی به نفع و یا بر ضرر ماست عقل و
شعور و استعداد و تصمیم خود را بسته بندی کرده و در اختیار ولی فقیه حاکم مطلق
و خلیفه امر مسلمین جهان قرار میدهیم و چشم بدهان ایشان در گوشه ای کز کرده و
منتظریم تا ببینیم که ولی امر مسلمین کی میفرمایند به خیابانها بریزیم و شعار
مرگ بر آمریکا و مرگ بر شیطان بزرگ سر دهیم و کی خواهند فرمود که تمام مردم
ایران زبانهایشان را بدرازای یک متر از دهانی که با مشت محکم اسلامی بسته شده
است بیرون بکشند و بر بدن مطهر امریکای جهانخوار و شیطان بزرگ بمالانند
جامعه جهانی برای رسیدن
به دمکراسی و صلح و ثبات و برای مبارزه با ترور اسلامی و بانگ جهانی بنیادگرای
اسلامی در ایران یامیبایستی یکبار برای همیشه سنگ های خود را با اسلامیون از هر
نوعی و کنار گزاردن و از دور خارج کردن آن ها در منطقه خاور میانه و در راس
همه با رژیم منحوس دیکتاتوری فاشیستی علی خامنه ای وا بکند و زمینه را برای
گسترش سکولاریسم آماده نماید و یا میبایستی با فدا کردن امنیت و صلح در سراسر
جهان و برنامه ریزی برای جنگ جهانی سوم و چهارم و....... یک روز شاهد شیرجه
رفتن هواپیما های اسلامی بدرون برج های دوقلو باشد روزی نظاره گر سوختن پیکر
رفیق حریری ها و روزی تماشاگر انفجار و قطعه قطعه شدن بدن بی نظیر بوتو ها و
روزی هم نظاره گر بمباران اتمی اسرائیل و قطعه قطعه شدن مردم لبنان و عراق و
افغانستان و آسیا و آفریقا گردد. این شمشیر اسلام ناب محمدی از روز اول ظهور تا
امروز یک لحظه از ترور باز نایستاده است
زیرا اسلام ناب محمدی
برای دستیابی به مخازن طلا و دارائی های جهانی و زمینه سازی برای ورود مهدی
موعود اگر چه احتیاج به برنده ترین سلاح زمان یعنی بمب اتم دارد ولی نمی بایستی
برای بسط و گسترش اسلام عزیز از دست یابی به مخازن طلا و دارائی های جهانی
محروم گردد
ولی عصر و امام غائب
در جهت رفع نابرابر های اقتصادی و اجتماعی همانطور که تا بحال ولی امر مسلمین
حضرت آیت الله خامنه ای در ایران این موضوع را به انجام رسانیده اند اقدام
خواهند نمود
آری ، برای جامعه
جهانی و مردم ایران متاسفانه راه میانه ای در کار نیست یا مبارزه صریح و روشن و
حذف ترور و بنیادگرائی و اسلامی است و یا مماشات با آن و مبارزه با امنیت و صلح
و دمکراسی جهانی و کشاندن جامعه جهانی به جنگ های ویرانگر است
استفاده و خوردن اسلام
و مشتقاتش و از هر نوعش آن هم با یک تن عسل هر کامی را ذقوم خواهد کرد این
حداقل تجربه جهان از استفاده از اسلام از روز تولد تا کنون است
تاریخ شنبنه 5 ماه
ژانویه سال 2008 میلادی سوئد استکهلم
آدرس سامانه اینترنتی
نوید اخگر
http://www.nawidakhgar.com/