آقای
خامنه ای بهوش باشید! آقای مهاجرانی هم صدای توفان را شنید .
نوید اخگر
در آغاز انتخاب خانم کندولیزا رایس بعنوان وزیر امور
خارجه ایالات متحده خاطر نشان کردم که به گفته ناظران بیطرف بین المللی تسونامی
محیرالعقولی منطقه را فرا خواهد گرفت و ابقاء خانم رایس به پست وزارت خارجه
ایالات متحده به سیاست سر قدمهای کوتاه آقای کالین پاول خاتمه خواهد داد. گوئی
آقای شاهین فاطمی نیز در مقاله اخیرشان موج حرکت تسونامی را احساس کرده اند،
اینکه آقای رضا پهلوی بجای تسونامی در دوربینش رفرندام پیوستن به پاسداران
حکومتی را میبیند کار را برای مشروطه طلبان نیز آسان نمی کند.
اینکه تئوری فوق در و دیوار دل خیلی ها را لرزاند و
منجر به میل های سازماندهی شده و نامه های عریض و طویل بمن شد بماند. گفتار
امروز آقای مهاجرانی در " شنیدن صدای توفان "
بدلیل تداعی معانی شنیدن صدای انقلاب مردم توسط خدایگان شاهنشاه آریامهر بزرگ
ارتش داران از زمینه تاریخی مهمی برخوردار است.
آقای مهاجرانی در انتخاب آقای
طالبانی به پست ریاست جمهوری عراق چنین میگوید:
آنانی
که با صدای موج بیدار نمیشوند، غریو توفان آنها را از خواب خواهد
پراند.
به
گمانم انتخاب جلال طالبانی به عنوان رییس جمهور عراق میتواند برای ما به مثابه
موج تلقی شود، وقتی مجلس ششم تشکیل شد یک نماینده کُرد
آقای
دکتر جلالی زاده - که در صلاحیت علمی و انقلابی و دینی
او کمترین شکی نیست و عضو خانواده شهیدان است به عنوان منشی هیات رئیسه سنی
انتخاب شد
که
مخالفتهای پیدا و پنهان شکل گرفت،
حتا برخی تهدید کردند که کفن میپوشند و به
خیابان میآیند
حال در بغل
گوش ما در کشوری که اکثریت جمعیت آن شیعه هستند با تدبیر و دور اندیشی و خرد
مندی یک کرد اهل سنت را به عنوان رییس جمهور خود برگزیده اند و در این گزینش
آیت الله سیستانی نقش درجه اول داشته، او مدتها پیش با حکمت و درایت مثال زدنی
اش گفت، ریاست جمهوری حق کُرد هاست.
صدای موج
بما میگوید که ایران متعلق به همه ایرانیان است
، نشانه
همبستگی و مشارکت هم همین است.
بیانیهی حقوقدانان کرد ایرانی، شور و شوق مردم کردستان ایران نشانههای صدای
موج
است."
آقای
خامنه ای!
آیا هنوز
هم صدای پای توفان و انقلاب را نمی شنوید؟
گوئی
زمان، رنجنامه های مردم را که توسط دیکتاتور ها نوشته میشده مایل است به آرشیو
تاریخ بسپرد. گوئی کسب فیض اقتصادی از ِقبل ترور و کشتار و شکنجه از انواع
قرون وسطائی و مدرنش دیگر برای کارگزارانش در سیستم های گذشته و حال منبع در
آمد راحتی محسوب نمی گردد. گوئی زمان با مشت های پولادین دانشجو ، کارگر،
زحمتکش، زن ، مرد، جوان بر دربهای زندانها تنگ و تاریک و بر دیوار تفکرات تک
رهبری مشت میکوبد و طنین آهنگین صدای خروش کوبش ها توفان انقلابی را ترسیم
میکند که گام به گام به آزادی نزدیک و نزدیکتر میشود، و دل داغدیده مادران و
پدران با دیدن و در آغوش کشیدن عزیزانشان اندکی الیتام میپذیرد. گوئی شکنجه
گران تحصیل کرده! و پیچیده! و دوره دیده و غیر دوره دیده از دیدن اشک رخسار
خانواده شهدا و قربانیان 26 سال دیکتاتوری مذهبی بر روی زانوان خم شده و یکی پس
از دیگری با دستانی لرزان شلاقها و ابزار شکنجه را رها میکنند و صدای گامهای
توفان و صدای انقلاب مردم را میشنوند. گوئی زمان خرید موشک های کروز برای حمل
کلاهک های هسته ای بسر آمده است، گوئی سناریوی غنی سازی اورانیوم و دستیابی به
سلاحهای هسته ای و کفن پوشیدن و با شمشیر اسلام کشور گشائی کردن و"
راز بقاء "خریدن
و قدس را از طریق کربلا فتح کردن به پایان رسیده است.گوئی زمان توافقات آقای
خاتمی با پرزیدنت شیراک برای تغیر ماهیت حزب الله لبنان از گروه تروریستی به یک
حزب فرا گیر مردمی برای پیشبرد مقاصد نوع کلونیالیستی فرانسه در مقابل ایالات
متحده واقدام به عملیات تروریستی بر علیه کشور های منطقه با راهبری رژیم
اسلامی ایران از پرده بیش از پیش بیرون افتاده است.
"روزنامه
السفير چاپ لبنان به نقل از
گيروم
بونافون
سخنگوى
ژاك شيراك در مورد نشست
شيراك و خاتمى گزارش داده كه رؤساى جمهورى ايران و فرانسه بر اجراى يك
فرمول مصالحه
بين طرفهاى لبنانى تأكيد كرده اند
.
سخنگوى رئيس جمهور فرانسه گفت: شيراك خواست كه
حزب الله به عنوان يك حزب سياسى بزرگ در مسير دموكراسى لبنان قرار بگيرد و
افزود كه
فرانسه دوست دارد قطعنامه ۱۵۵۹ به صورت كامل اجرا شود و لبنان به دموكراسى قبلى
خود
بازگردد.
اين
درحالى است كه روزنامه البيان چاپ امارات در يك تحليل خبرى نوشت كه
هدف
تريه رود لارسن
فرستاده سازمان ملل براى اجراى قطعنامه ۱۵۵۹ شوراى امنيت از
بين
بردن قدرت ايران و سوريه در لبنان و تأمين امنيت اسرائيل است
"
گوئی
هنوز آقایان شیراک و خاتمی سیگنالهای جامعه بین المللی را جهت پشتیبانی دادن به
نیروهای تروریستی اسلامی در لبنان درنیافته اند، گوئی صدا هائی رسا تر از صدای
آقای مهاجرانی لازم است که از درون دستگاه حاکمیت دینی خواب سنگین خاتمی ها و
خامنه ای ها را در راستای سیاستهای دهه های گذشته بر هم ریزد تا آنان نیز صدای
انقلاب در راه مردم ایران را بشنوند و دل از سیاست های جنگ طلبانه خود و
دولتهای استعماری اجنی بر کنند و در محضر قیام توده ها سر تسلیم فرود آورند.
گوئی دیگر
سیاستهای مدره بازی و استحاله و اصلاحات و رفرندام از انواع مختلفش و تساهل و
تسامح و گفتگوی تمدنها ! چنان از پرده بیرون افتاده که دیگر هیچکس دمکراسی
مردمی را نمی تواند در پای این نوع بازی های افشا شده ذبح کند.
گوئی
امروز جامعه جهانی بیش از پیش و هر روز بلند از پیش دارد صدای گامهای تغییر و
توفان انقلاب را واضح و واضح تر میشنود.
آقای
خامنه ای! آیا شما صدای پای انقلاب را نمی شنوید؟
نوید
اخگر
8 آوریل
سال 2005 میلادی سوئد استکهلم