hem poesi ljud historia persiska

 

دیپلماسی جنگ، دیپلماسی صلح ، دیپلماسی سکولاریستی

 

نوید اخگر

 

Nawid_Akhgar@hotmail.com

 

گرجستان سر زمینی است که متعلق به ایران بوده است مردم آن مخصوصا در نواحی اوستیای جنوبی هنوز به زبان فارسی صحبت میکنند در زمان فتحعلی شاه قاجار و به توسط قرار دادهای گلستان و ترکمن چای گرجستان همراه با 17 شهر قفقاز از ایران جدا و تحت سیطره شوروی سابق قرار گرفت

در جنگ اخیر گرجستان و اوستیای جنوبی که در مراحل اولیه آن 1600 نفر از فارسی زبانان و غیر فارسی زبانان  از کودکان و نوجوانان تا زنان و مردان پیر کشته و هزاران زخمی برجای گذاشت نه تنها سازمانهای سیاسی ایرانی که حتی روشنفکران ما بی توجه از روی آن عبور کردند هرچند تک و توکی اعلامیه اینجا و آنجا دیده شد 

سئوال در این است که شناخت ایرانیان از کشورشان از تاریخشان از منافع ملی بغارت رفته شان از منافع حاکمان حکومتگرشان برای ادامه حکومت، از منافع خودشان برای رسیدن به آزادی را با چه معیار هائی باید سنجید؟

مسلم این است تا موقعی که جاده ها برای سیاسیون آسفالته و بدون گدار و بدون دست انداز و بدون ریسک پرتاب شدن از دره و غیره باشد تعین تکلیف منافع خوب و بد ایرانیان کار مشکلی می نماید ولی در مقاطعی که ماشین سیاست باید گدار های صعب و سخت را بپیماید و خود را از خطر ریسک پرتاب شدن از دره های عمیق سیاسی و گذشتن از گدار های پر پیچ و خم آن عبور دهد آنجاست که رخسار خادم و خائن یک مملکت بر چهره تاریخ کشوری بوضوح نمایان میگردد

آیا با خودتان اندیشیده اید که چرا هر زمان که کار بر رژیم اسلامی تنگ میشود و طناب دار یقه رژیم را محکم می فشرد بعضی افراد و سازمانها و گروه ها به یکباره مستقیم و غیر مستقیم بطرف سیاست های رژیم گرایش پیدا میکنند، فکر میکنید مردم نمی فهمند وقتی این گروه ها و یا اشخاص به یکباره دفاع از سیاست های رژیم حرف اول و آخرشان میشود؟

احتیاجی نیست به دوره فتحعلی شاه برگردیم تا سیاست های خانه و خانمان بر باد ده دولتیان و غیر آنرا باز بشناسیم ، بیاد بیاوریم که چه گروههائی در چه مقاطعی حامی سیاست های خمینی ، رفسنجانی ، خاتمی و خامنه ای و احمدی نژاد بوده اند، هر یک از ما می توانیم برای هر پریود که ماشین سیاست ایران میخواسته از یکی از گدار های سیاسی آن دوره عبور کند چندین و چند مثال بیاوریم و فاکت رو کنیم که چه شخصی و کدام نیروی سیاسی بطرف خمینی و یا رفسنجانی و یا خاتمی و احمدی نژاد گرایش نشان داده است 

این گرایشات مقطعی بطرف رژیم همانند چوبی بر لای چرخ خواست سرنگون کردن رژیم اسلامی که مردم در پشت آن هستند عمل کرده و به دولتهای خارجی امکان میدهد که به  ادامه مماشات و همکاری با رژیم اسلامی بجای بایکوت و تحریم آن دست بزنند و به عمر رژیم و زجر و شکنج مردم ایران بیفزایند. نزدیک به دو دهه است که سیاست "با ایران همچون آفریقای جنوبی زمان آپارتهاید رفتار کنید" حرف اول من و ما بوده و امروز جامعه جهانی نه بخاطر گل روی مردم ایران بلکه به این خاطر که امنیت خود را پس از 11 سپتامبر و حملات تروریستی – اسلامی در خطر دیده دست از حمایت از گروه های اسلامی که بعضا خود بنیان گزار و چرخاننده چرخ دنده های آن در مقابل خطر شوروی سابق بوده اند شسته و برای مردم ایران یک موقعیت تاریخی و استثنائی برای رهائی از بند مذهب و اسلام سیاسی فراهم آمده است

 تحریم های هوشمند در کنار افشاگری های ما بر علیه دست یابی رژیم به انرژی اتمی به معضلی جهانی برای رژیم بدل گشته است، جهان با طرح  چندین قطعنامه از طرف شورای  امنیت سازمان ملل مایل است ارتباطات دیپلماتیک و اقتصادی خود را با رژیمی که روزانه مردم ایران را سرکوب میکند و امنیت جهانی را با ایجاد گروه های ترور در سراسر جهان در کنار دستیابی به بمب اتم به خطر انداخته است تقلیل دهد

 

 حال افرادی خود را مانند گروه طوفان همنوا با احمدی نژاد به میانه میدان انداخته اند و معتقد هستند که انرژی هسته ای حق مسلم رژیم اسلامی است و دست یابی به بمب اتم یک پروژه ملی است و رژیم اسلامی نباید تحریم شود.

در کنار این گروه آقای علی جوادی که چندی است از حزب کمونیست کارگری جدا شده است تز میدهد که رژیم جمهوری اسلامی را نباید تحریم اقتصادی کرد یعنی اینکه بانک جهانی ، صندوق پول بین المللی بانکها و کارتل های اقتصاد سرمایه داری جهان باید به رژیم جمهوری اسلامی کمک اقتصادی بکنند و آنرا تحریم نکنند

 البته ایشان به نیکی میداند که نفی تحریم اقتصادی یعنی گسترش تبادلات دیپلماتیک و باز گذاشتن دست رژیم برای رسیدن به بمب اتم و رسیدن به بمب اتم یعنی به گروگان گرفتن مردم ایران برای قرنهای متمادی توسط اسلام سیاسی و خلیفه گری مذهبی در ایران

 ایشان در تحلیلی تحریم اقتصادی رژیم اسلامی را زیرکانه ضد مردمی میداند و نه ضد رژیمی به فاکت زیر از ایشان توجه کنید که مینویسد

سیتات

منطقی که سیاست تحریم اقتصادی و تجاری مردم را توجیه میکند و آن را گامی در جهت "رادیکالیزه شدن" و "جاری شدن" اعتراضات مردم میداند..... پایان سیتات

 و بدین گونه به یاری دیپلماسی باز برای رژیم اسلامی میرود و در های باز اقتصادی را برای ملایان طلب میکند و آغوش گشوده جامعه جهانی بر روی سلاخان و آدمکشانی را میخواهد که بنام کمونیزم کارگری مزین شده است،  و کارگرانش در ایران چند سال چند سال اساسا حقوق دریافت نمی کنند و اگر ندائی از آنان بلند شود به اشد وجه مجازات و سرکوب میشوند

 ایشان در رد تحریمهای هوشمند که بر علیه رژیم اعمال میشود به دولت های غربی چراغ سبز نشان میدهد و میگوید رژیم را طرد نکنید به مماشات ادامه دهید درب بانک جهانی و صندوق بین المللی پول و سرمایه های کارتل های عظیم استثمار کننده را بنام کمونیزم کارگری بر روی رژیم و اسلام سیاسی نبندید، اسلام سیاسی را از صحنه به این خاطر که با چند عدد هواپیمای ناقابل بدرون ساختمانهای شما سقوط کردند و یازدهم سپتامبر را آفرید و یا چند فروند موشک بی تقصیر دست ساز که توسط حماسیون پرتاب شد و یا برای چهار تا شعار اسلامی حسن نصرالله آنان را از صحنه حذف ننمائید

و میگویند که این تحریم های اقتصادی به تجارت مردم ایران لطمه می زند در حالی که همه میدانیم تجارت ایران در دست تعداد معدودی از آقازاده ها و عوامل رژیم میگردد و نه هیچکس دیگر  ولی همین افراد که درد مردم به قولنج آنان بدل شده مرتب خواهان بایکوت اقتصادی اسرائیل میشوند و معتقد نیستند که تحریم اقتصادی اسرائیل به تجارت مردم آن کشور که 180 درجه با اقتصاد ایران تفاوت دارد ضربه خواهد زد، و مردم تحت فشار قرار خواهند گرفت تازه اگر هم بزند این صهیونیست ها هستند که از بین میروند چه باک که ملیون ملیون آنان در کوره های آدمسوزی جان به جان تسلیم آفرین کنند

و ارگومنت پشت ارگومنت میآورد که این خود شما بودید طالبان و حماس و حزب الله را درست کردید  و آنرا در دست جمهوری اسلامی قرار دادید

جهان غرب هم بار ها به امثال او گوشزد کرده که آری این ما بودیم که بخاطر ترس و خطر نیروی اتمی و بیولوژیک شوروی سابق به گروه های اسلامی میدان دادیم ولی این دلیل نمی شود وقتی که این گروه ها امنیت جهان را به مخاطره انداخته اند و یازدهم سپتامبر را آفریدند و حزب الله لبنان و گروه های تروری نظیر حماس و جهاد اسلامی به بازوی نظامی اسلامی اتمی در ایران تبدیل شدند را باز هم  حمایت کنیم . ولی علی جوادی ها دیگر این بخش از حرفها جامعه بین المللی را نمی شنوند و در کنار رژیم که دیپلماسی جنگ را به پیش میبرد و میخواهد کمونیست ها! را به نردبان ترقی خود بدل کند در مقابل دیپلماسی صلح که جامعه بین المللی و مردم ایران خواهان آن هستند به پا میخیزد

مردم ایران از خود میپرسند کیست که برای یاری ما بتواند دستان این اختاپوس هفت سر و هفت دست را قطع کند و ما را از درون چنگالهای این دژخیم قرن که بنام اسلام سیاسی بر تار و پود جامعه تنیده است نجات دهد؟ آری چه کسی و چه کسانی باید اولین جرقه را به نفع مردم روشن کنند؟ و نگذارند رژیم از آنان برای مقاصد و اهداف جنگ طلبانه خود سوء استفاده  نماید

 

چه کسی و چه کسانی پای قرار داد گلستان و ترکمن چای امضاء گذاشتند و گرجستان را با 17 شهر قفقاز به شوروی سابق بخشیدند؟ بخشیدن بخشی از سرزمین تاریخی ایران به بیگانه یکروزه که صورت نگرفت حتما مخاصمات و درگیری هائی نیز در طی مدت زمانی در جریان بوده که در انتها به بخشیدن این بخش از سرزمین ایران انجامیده است.چه کسی و چه کسانی پیش زمینه های سیاسی مشخصی را در منطقه ای از کره خاکی بوجود میآورند که جامعه جهانی به این باور برسد که به نفع قرار داد هایی نظیر ترکمن چای و گلستان و بخشیدن زن و مرد و کودک و پیر و جوان یک مملکت به کشوری دیگر رای مثبت دهد؟

بیاد داشته باشیم که برای هر دردی یک پادزهر مشخص باید استفاده شود که کارا و عمل کنند باشد

سئوال:

 پادزهر حکومت اسلامی که بر مبنای شکنجه زندان ،ترور،بحران و جنگ و حذف کشور های دیگر از روی نقشه جهان ادامه حیات میدهد چیست؟

پاسخ:

 تنها پادزهر سیاست های بحران آفرین و جنگ طلبانه رژیم پیوستن به دیپلماسی صلح است که در آن اظهار میداریم ما با هیچ کشور جهان تضاد و جنگ نداریم و مایل نیستیم در امور داخلی دیگران دخالت کنیم به سرزمین آنها همچون خمینی و خامنه ای نیروی نظامی بفرستیم و حاضر هم نیستیم که دیگر کشور ها در امور داخلی ما دخالت کنند و بر علیه ما از نیروی نظامیشان استفاده نمایند

اگر این دیپلماسی که ما آنرا دیپلماسی صلح میخوانیم و در بالا ذکر شد مورد تائید مثلا آقای علی جوادی و حزب ایشان نیست و میخواهد کمونیسم کارگری را با تمام زیبائی ها و نیکوئی هائی که برای ایشان دارد برای خلق فلسطین همانند یک کالا وارد زندگی مردم آن نواحی بکند ، به عمل اشتباهی همچون رژیم جمهوری اسلامی دست زده اند، ما میگویم این سیاست دخالت در امور دیگر کشور هاست ، و معتقدیم که فلسطینیان هم عقل دارند و هم شعور  و خود میتوانند برای مصالح خوب و بد خود تصمیم بگیرند، انتخاب امروز فلسطینیان آقای محمود عباس است که دارد جهت پایه گذاری و تشکیل کشور مستقل فلسطین در کنار اسرائیل فعالیت میکند و از روابط خوبی با هم برخوردارند، حال اینکه آقای علی جوادی میخواهد محمود عباس را سرنگون کند و کمر دو قطب تروریستی را بشکند و کمونیزم کارگری خودش را بر سر قدرت بنشاند با توجه به اینکه چون آن دو بخش دیگر کمونیزم کارگری نه ایشان را قبول دارند و نه حاضرند با وی کار کنند و حزب توده هم آلترناتیو خودش و طوفان هم آلترناتیو خوش را دارد با ورود این نیرو ها به فلسطین و برای شکستن کمر دو قطب تروریستی ادعائی ایشان خود حدس بزنید که چه اتفاقی بر سر مردم فلسطین و اسرائیل مجددا خواهد آمد

 ما این سیاست را  هپروتی و جدا از سیاست های جنگ طلبانه جمهوری اسلامی برای حاکم کردن حماس و جهاد اسلامی نمی دانیم، ما حق نداریم برای  فلسطینیان تعین تکلیف بکنیم و همچون رژیم جمهوری اسلامی برایشان حماس و جهاد اسلامی و حزب الله لبنان براه بیاندازیم و معتقد باشیم که برای زندگی فلسطینیان این حماس و جهاد اسلامی است که ضروری است و به آن منطقه لشگر کشی نظامی کنیم، و گروه سومی معتقد باشد که نخیر ، نه کمونیزم کارگری و نه حماس و جهاد اسلامی، فلسطینان را صاحب کشور مستقل خودشان خواهد کرد  بلکه این صدر هیئت رئیسه مائو و گفتار ها و نوشتار های اوست که خلق فلسطین را نجات خواهد داد و الی آخر، و چرخش در مدار های بسته سکت های مذهبی و غیر مذهبی این حرکت ادامه یابد، من و ما معتقدیم آنکس که در امور دیگر کشور ها دخالت میکند و میخواهد برایشان انقلاب صادر کند همنوا با خمینی و خامنه ای و جمهوری اسلامی پیرو دیپلماسی جنگ است و ما او را افشا و طرد میکنیم. به گفته های آقای علی جوادی در این مورد توجه کنید

سیتات

اگر جدال دو قطب تروریستی نه با پيروزى يکى بلکه با پيروزى جریانات آزادیخواه و برابری طلب و کمونیست کارگری فرجام يابد، مسلما مساله فلسطین هم متعاقبا حل خواهد شد.   پایان سیتات

باید توجه داشت که کلیه نقد های من از آقای علی جوادی همراه با فاکت و مدرک و جدا از مارک زدن های متداول است زیرا من معتقدم که حمله اخیر ایشان به من و تنی چند از دیگر رفقا یک عمل تروریستی بحساب میآید که بدون فاکت و مدرک صورت میگیرد و با مضمونی که ایشان مد نظر داشته است نمی خواند، هر چند که من افتخار میکنم که حامل و حامی دیپلماسی صلح هستم و دوست تمام کشور های جهان و مارک هایی نظیر پرو اسرائیل و پرو امریکا و پرو اسکاندیناوی و غیره مرا نمی گزد ولی آنچه از دایره انصاف خارج است آن روی سکه این نوع مارک زدنهای بدون مدرک است 

 آقای جوادی با زدن این مارک به من، میخواهد به دروغ به دیگران بقبولاند که سیاست اخگر ضد فلسطینی است در صورتی که 40 سال نوشتار های من اعم از کتاب و جزوه و شعر و مقاله و تفسیر سیاسی حتی از رادیوی پر شنونده اسرائیل در حمایت از فلسطینیان و کشور مستقل فلسطین و راه حل های صلح آمیز برای رسیدن به این اهداف که فایل های حداقل ده سال آن بر روی سایت خودم در این آدرس قابل دسترسی است

http://www.nawidakhgar.com/archive.htm

این مطلب گویای این است که سعه صدر دوست و انسان شریف و دانائی همچون آقای امیر و یا بانوئی که با جان و دل ، دل در گرو ایران و مردمش دارد همچون خانم فرنوش رام رئیس بخش فارسی رادیو اسرائیل به من اجازه داده اند که بیش از ده سال از تریبون آنان به نفع  مردم ایران و فلسطینیان نقطه نظراتم را ابراز دارم بر هیچ کس پوشیده نیست و مارک زنان با خنده و تمسخر جامعه ایرانی روبرو هستند، سیل میل های ایرانیان در چند روزه اخیر از ایران و اسرائیل و اروپا و امریکا خود دلیلی است مبرهن بر این ادعا بدین جهت من برای علی جوادی که پای در چنین صحنه حساسی گذاشته است و ارائه شیوه هائی که در درجه اول بر ضد شخص وی تمام خواهد شد نظیر فرستادن دوستانش به صحنه و مخفی شدنش در پشت دیگران ناعاقلانه ترین عمل و خنجری ارزیابی میکنم که حداقل او بر پشت رفقای خودش فرود میآورد

 زیرا در این بستر پر از رزم و رنج که من تنها بدون حضور دیگر شعرا و نویسندگان ایران  در آن جریان دارم و خود علی جوادی روزانه شاهدش هست که حتی بعضا میرود که از طاقت انسانها خارج باشد شخص من نه روز داشته است و نه شب و جائی برای علی جوادی ها برای درویدن نتایجی که تنها وزارت اطلاعات به دنبال آن بوده شایسته یک کمونیست و فردی که خود را میخواهد مبارز جلوه دهد نبوده و نیست 

من فردی هستم کتبی و سایت و سامانه اینترنتی و وبلاگ من من با انبوه مقالات و کتب و جزوات و تفسیر سیاسی و شعر و سخنرانی فرهنگی و  چند دو جین کتاب منتشره در دسترس همگان هست آنکس که نقدی بر موضع گیری من در هر ارتباطی در طی 40 سال فعالیت بی وقفه سیاسی فرهنگی من چه در رژیم پهلوی و چه در رژیم اسلامی دارد  حق دارد که از این همه مطلب موضوعی را برگزیند و آنرا با فاکت مطرح کند و به نقد اصولی بپردازد چنانچه اگر چیزی وجود داشت که بخواهد گزک دست کسی باشد وزارت اطلاعات متبحر تر از هر کسی از این صحنه با وابستگان کار کشته اش حاضر یراق سود میجست

من بر خلاف آقای جوادی که معتقد به دیپلماسی جنگ است معتقد به دیپلماسی صلح و دیپلماسی سکولاریستی هستم، دیپلماسی سکولاریستی نمی خواهد ایده های خود را بزور دگنک بر دیگران تحمیل کند بلکه به انسان ها و جوامع حق میدهد که نوع تفکر و برخورد خویش را به مسائل داشته باشند،دیپلماسی سکولاریستی با پشتوانه دیپلماسی دوستی با تمام کشور های جهان و بلند کردن این پرچم که ما با هیچ کشوری جنگ نداریم و خواهان همزیستی مسالمت آمیز هستیم و از دخالت در امور دیگران پرهیز میکنیم وارد صحنه شده است و نمی پذیرد که آقای احمدی نژاد و یا آقای کوروش عرفانی و یا آقای علی جوادی خواهان حذف کشور اسرائیل از روی نقشه جهان شوند، مواضع آقای احمدی نژاد که برای حذف اسرائیل پای میکوبد برای آحاد مردم شناخته شده است

برای نمونه به گفتار یهود ستیزانه و ضد انسانی آقایان علی جوادی و کوروش عرفانی بطور سمبلیک اشاره میکنم.

 آقای جوادی برای حذف اسرائیل از روی نقشه جهان این تئوری را طرح میکند که اگر در این طرف معادله "کسانی" خواهان سرنگون کردن حکومت اسلامی هستند آنطرف معادله یعنی حذف اسرائیل  از روی نقشه جهان چرا صورت نپذیرد به نوشته علی جوادی توجه کنید

سیتات

چگونه است که حل این معادله "دو سویه" به یکباره به نابودی یک سوی قضیه گره میخورد؟ پایان سیتات

تصور میکنید در وزارت اطلاعات و در دفتر ریاست جمهور محترم آقای احمدی نژاد پس از خواندن این اظهارات آقای علی جوادی که مایل است آن سوی قضیه یعنی اسرائیل را هم محو و نابود کند جشن بر پا نمی شود؟

حال به نقطه نظرات آقای کوروش عرفانی که لینک آن بر روی سایت آقای اسماعیل وفا یغمائی گذاشته شده توجه بفرمائید. البته من از آقای اسماعیل وفا یغمائی خواهش کردم بعلت موجود بودن موضع گیریهای ضد یهودی مشابه احمدی نژاد و نئونازیستها لینک سایت من و عکس من را از روی وبلاگ خود حذف نمایند که امیدوارم تا بحال موفق به انجام آن شده باشند

 

 آقای کوروش عرفانی نامی از ایرانیان در راستای تئوریهای احمدی نژاد و نئونازیستها برای نابودی اسرائیل و محو آن کشور و مردمان آنجا که بیش از 4000 سال قدمت تاریخی دارند چنین مینویسد

 سیتات

 در هر کجا که هستیم باید از طرح هایی که به طریق انسانی و اخلاقی به موجودیت اسرائیل به عنوان یک مجموعه ی ضد انسانی و تحمیلی پایان می دهد حمایت کردو نیز قرار گرفتن یهودیانی که می خواهند در آنجا زندگی کنند تحت یک حاکمیت فلسطینی، نباید اجازه داد که راه حل های مسخره و اهانت آمیز مانند طرح های صلحی که تاکنون مطرح شده است سبب شود که اسرائیل بهانه ای برای بقای موجودیت ضد انسانی خویش پیدا کند. به هیچ عنوان نباید در دام حرف هایی مثل «حقوق بشر»، «آنتی سیمتیزم» و «نژاد پرستی» و... قرار گرفت. پایان سیتات

به نوشتار آقای عرفانی و آقای جوادی میگویم طرفداری از دیپلماسی جنگ که رژیم بحران زا و جنگ طلب جمهوری اسلامی خواهان آن است

 البته خود رهبران فلسطین پس از اینکه احمدی نژاد طرح حذف اسرائیل را مطرح کرد عنوان کردند که ما خواستار محو اسرائیل نیستیم و آقای احمدی نژاد بهتر است بجای حذف اسرائیل برای تشکیل کشور مستقل فلسطین در کنار کشور اسرائیل آستین همت بالا بزند 

در کنار این کنداب متعفن حذف کشور ها از روی نقشه جهان و له له زدن برای دیپلماسی جنگ، انواع حشرات و جانوران بسیجی که تا دیروز قدم به هر کجا میگذاشتند بوی مشمئز کننده افکارشان انسان ها را از آن منطقه میراند در صحنه حضور پیدا میکنند و به ارتزاق از این کنداب میپردازند و نعره آی بمباران میکشند در حالی که همین دیروز به فارسی دری از امریکائیان میخواستند که ایران را بمبارن کنند و مجاهدین را جانشین نمایند و امروز چون مسعود رجوی ها و مهدی سامع ها و هزار خانی ها و دیگران به این خواست های نامربوط جواب نمی گویند مرز سرخ رسم میکنند و سنگ جنگ جهانی چهارم را در حمایت از پاسدار حسن عباسی در شیپور میدمیدند و برای حمایت از دیپلماسی جنگ نعره جنگ با اسرائیل را سر میدهند، واماندگانی که در عصر رفرندام به مجاهدین توصیه میکردند که اسلحه را در مقابل رژیم جمهوری اسلامی به کنار گذاشته به ایران بروند و در زیر دست سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات به جمع آوری هوادار بپردازند امروز مایلند مجاهدین و سازمان چریکهای فدائی خلق عضو شورای ملی مقاومت را به سلاح جنگ با اسرائیل در حمایت از گروه تروریستی حماس مجهز نمایند، همان ها که دیروز لاشه حسن نصرالله را بر روی دست بعنوان پدیده ضد یهود و ضد امپریالیست حمل میکردند.

 آری، احساس انسان وقتی در بی شرمی سیاسی غوطه خورد همیشه شرمنده خویش است 

از کخ ها و کرم های عفونت زی ضد یهود و آنتی سمیت های لجن خوار در این نوشتار در میگذرم تا مجالی دیگر که رسما و علنا به آنان بپردازم

 

در مورد برخورد آقای جوادی و نماینده اش به آزادی بدون قید و شرط بیان و اتفاقا نوع نگرش  اینها  به زاد و ولد موشواره نیز باید به اسلام عشیره ای باز گشت تا فهمید که اینها چه میگویند و چگونه می اندیشند

 

آنگاه که طرح آزادی بدون قید و شرط بیان مطرح میشود هر کودک دبستانی که از تفکرات عشیره ای دوران جاهلیت اسلام ناب محمدی فاصله گرفته باشد میداند که نه عکسهای کاریکاتوریست های دانمارکی و نه کتاب آیه های شیطانی سلمان رشدی به تقدیس محمد و پیامبر مسلمانان پرداخته و اتفاقا حرفهای مسلمان معتقد که برای کاریکاتور های محمد در دانمارک سفارت به آتش میکشیدند این بود که به حرمت محمد لطمه خورده و آقای جوادی در راستای عملکرد این تفکر عشیره ای اسلامی نماینده خودش را برای حذف مقاله من از روی سایتها به میدان میفرستدو معتقد است که به حرمت ایشان لطمه خورده، ای وای بر شما که نام اپوزیسیون مدافع آزادی بدون قید و شرط بیان را بر دوش میکشید.اتفاقا نقش نویسنده ای مستقل و شاعری چون من بدون وابستگی سازمانی و گروهی در ترسیم کاریکاتور های روزانه شما یک حق مسلم آزادی بیدون قید و شرط است که باید از حمایت تمامی ارگان ها برخوردار باشد، نقش یک ژورنالیست و نویسنده مستقل در مقابل احزاب و سازمانها و رهبران آنها

 

 آنگاه که من نوشتم عملکرد و نوشتار آقای جوادی از پریشان احوالی یک مسلمان معتقد خبر میدهد شاید عده ای نمی توانستند باور کنند و این گفتار را توهین تلقی کردند، تصویر و کاریکاتوری را که من در نوشته هایم از ایشان و دیگران در حمایت از گروه های ترور اسلامی ترسیم کرده ام همپای کاریکاتور محمد در دانمارک هر مسلمان معتقدی را غلغلک میدهد و برای ادعا های تو خالی اش در مورد آزادی بدون قید و شرط بیان دام میگستراند

 

  این وابستگی آقای علی جوادی به تفکر اسلام عشیره ایست که برای حذف مقاله من از روی سایتها خیز برمیدارد و چه بسا مقاله من را در ذهنش همچون کتاب سلمان رشدی و یا کاریکاتور های محمد به آتش کشیده باشد        

آری آتش زبانه کشیده از منطق بی منطق حذف بجای احترام به آزادی بدون قید شرط آزادی بیان گویای این واقعیت بود و جواب آقای سوران مسئول محترم سایت آزادی بیان در مخالفت با زیر پای گذاشت آزادی بی قید و شرط بیان و مخالفت با حذف مقاله من برای آقای علی جوادی درسی تاریخی بود و بهم ریختن آنان و طرح اطلاعیه دومشان برای توضیح بر چرائی نقض آزادی بدون قید شرط بیان از طرف آنها باز به نوبه خودش به کاریکاتور دیگری بدل شد که گویای فردی بود که میخواست ابرویش را درست کند زد و آن چشم دیگر را هم کور کرد

 

و در آخر کلامی در حمایت از حیوانات که متاسفانه با برداشت تفکر اسلام عشیره ای حمایت از آنان معنا و مفهوم ندارد.

 

باید بگویم که در فرهنگ مدرن و سکولار که در تضاد کامل با ارزشگزاری اسلام عشیره ای بر روی حیوانات است نه تنها هیچ حیوانی خوار و پست شمرده نمیشود و هیچ حیوانی مورد تنفر عینی و ذهنی نیست بلکه بطور مثال باید بگویم که در فرهنگ سکولار و مدرن که اسلام در آن جائی ندارد جنگ با حیوانات و زدن و کشتن و نجس شمردن و خوار شمردن حیوانات   امری مذموم و محکوم است

برای اینکه قضیه بهتر روشن شود باید به کلماتی نظیر توله سگ که در مورد بعضی  انسانها و برای خوار کردن آنان بکار گرفته میشود و از آبشخور تفکر عشیره ای اسلام ناب محمدی سرچشمه میگیرد و یا نجس شمردن سگ و یا فحش گوئی هائی نظیر پدر سگ و یا مادر سگ در فرهنگ اسلامی اشاره کرد و یا به کلماتی که از تنفر به موش ها حکایت دارد اشاره کرد، اگر به فرهنگ ایران قبل از اسلام مراجعه کنیم مشاهده میکنیم که ایرانیان در عهد باستان برای تطهیر خودشان و برای پیمودن فازی از فاز های زندگی و رسیدن از مرحله ای به مرحله دیگر زندگی با کشیدن دست به جان سگ ها خود را تظهیر میکردند

پس از ورود تفکر اسلام عشیره ای به زندگی ایرانیان اعراب حاکم شده بر سرنوشت ایران و ایرانیان قدیم، اعراب مسلمان شده سگهای ایرانیان را میگرفتند و میکشتند و دست و پا و سر  و قطعات بدن آنان را بدر خانه ایرانیان آویزان میکردند زیرا معتقد بودند سگ بر اساس آیات قرآنی نجس است و باید از درون خانه ها و کوچه ها به خارج شهر رانده شود و در خارج شهر کشتار گردد

سگهای روتوایلر که از زیباترین سگهای عصر هخامنشی در ایران بوده و از آنجا به یونان وروم و در انتها به شهری در جنوب آلمان به نام روتوایل میروند و بنام سگهای روت وایلر مشهور میشوند از آن دسته سگها هستند. سگهای تازی ایرانی نیز به همین ترتیب هنوز در جهان نظیر ندارند

یا موش از دید اسلام عشیره ای حیوانی و جانوری است منفور که با زاد و ولد سهمگینش در مدت کوتاهی به صد ها هزار و ملیونها تبدیل میگردد

تفاوت بین تفکر اسلام عشیره ای را در مورد موش ها مثلا اگر به استحضار هندیانی که در هندوستان موش پرورش میدهند و موش را جانوری در معابدی که برایشان ساخته اند مقدس میدانند برسانید شاید به تضاد و جنگ های عظیم منجر شود

تفاوت تفکر و بینش سکولار با بینش اسلام عشیره ای در مورد موش و نوع زاد ولد آن نظیر مقایسه تفکر هندیان با اسلام عشیره ای خواهد بود این تفکرات همدیگر را نمی فهمند

در خانه افراد سکولار سگ ها توله سگ ها و موشها جانوران اهلی خانه هستند جزوی از اعضای خانواده هستند بی احترامی به هر کدام آن ها بی احترامی به اعضای آن خانواده با تفکر سکولار است در خیلی از خانه ها پرورش انواع موشهای سفید موشهای خوکچه ای موشهای صحرائی که با کودکان آن خانواده در یک تخت میخوابند در یک محیط رشد و بازی میکنند برای تفکر اسلام عشیره ای قابل فهم نیست

 

اسلام عشیره ای کلیشه های مذهبی و ارزش گزاری خود را در مورد موش و سگ  و دیگر جانوران دارد اگر در جائی بنویسی که مسلمانان زاد ولد موشواره دارند این را بر اساس نوع کلیشه هائی که اسلام ناب محمدی به آنان القاء کرده و موش را جانوری پست و منفور میداند بر آورد میکنند و میرنجند. اگر همین تفکر را به هندیان و سکولار ها بگوئی برخوردشان نوع دیگری است

 

آنکس که در دام تفکر اسلام عشیره ای گرفتار آمده است مرتب چه در مورد موشها و چه در مورد آزادی بدون قید و شرط بیان گاف پشت گاف میدهند و میخواهد همچنان که نماینده علی جوادی مینویسد عرب زبانان را در جنگی جدید به جان تفکر سکولار که معتقد است مسلمانان و نه عرب زبانان زیرا عرب زبان سکولار و مترقی را تفکر سکولار اعضای خانواده خود میداند از روش زاد و ولد موشواره پیروی میکنند به جان هم  بیندازد زیرا جنگ و بحران فضای زیستی آن است. ولی موفق نمی شود و دست اسلام عشیره ای و وابستگی های ارزشی اش حتی در مورد حیوانات افشاء میگردد

 

در انتها به ذکر نمونه ای در مورد نقش و رسوخ افکار مذهبی در افراد و اینکه مذهب و تفکرات کلیشه ای مذهبی مخصوصا از نوع عشیره آن تاکید میکنم عشیره ای آن وقتی در جامعه ای رسوخ کرد و در جان و روان انسانها فرو رفت صد ها سال برای زدودنش وقت لازم است اکتفا میکنم

در تابستان داغی یکی از دوستان قدیمی ار رفقای سابق و از دوستان سکولار که موهای سرش را در راه فرهنگ و سیاست ایران سفید کرده و هیچگاه مذهبی نبوده از کشوری دیگر به منزل ما آمده بود و طبق معمول دور وبر من هم سگها و کبوتران و حیواناتم میچرخد ناگاه در صبحی که آن دوست از خواب بیدار شده بود و در باغ قدم میزد یکی از سگها باو نزدیک شد و بعنوان ادای احترام خودش را به ایشان مالید و دست این دوست را بوئید، دیدن حالت های این دوست قدیمی که فورا دستش را از بدنش جدا کرد لباسش را تکاند و به دستشوئی برای شستن دستهایش رفت مرا رنجاند 

 پس از بازگشت از او پرسیدم خود میدانی که این سگها که افراد خانواده من هستند چقدر تمیز و پاکیزه اند میتوانی بمن بگوئی این حرکت تو و شستن دستهایت برای چه بود؟

 

آن دوست چند دقیقه ای افکارش را کاوید و با حالتی شرمسارانه گفت من از این سگ بسیار معذرت میخواهم برای چند لحظه پس از این همه سال سکولار بودن مذهبی فکر کردم و چیزی در مغزم فریاد زد دستت نجس شد باور نمی کردم که مذهب هنوز دست از جان من برنداشته باشد

 

تاریخ  سه شنبه 13 ژانویه سال 2009 میلادی سوئد استکهلم

آدرس سامانه اینترنتی نوید اخگر 

http://www.nawidakhgar.com/

 

 

Copyright © 2005-2006 All Rights Reserved for "www.nawidakhgar.com "      نقل و بازچاپ مطالب بدون ذکر ماخذ ممنوع است

تماس با ما kontakt