هشدار
هشدار
داستان ولی فقیه که در پی جدائی از جمهوریت دست و پا گیر نظام
اسلامی بر آمده است
نوید اخگر
Nawid_Akhgar@hotmail.com
اگر صحنه سیاسی ایران
را به یک سیرک تشبیه کنید که ولی فقیه در وسط صحنه هر بار با حقه و ترفندی هم
تماشاگران و هم دست اندر کاران سیرک و هم دنیای خارج سیرک را به بُهت و حیرت
فرو میبرد و بحرانی بر بحران دیگر سوار میکند تا از بحران سرنگونی خلاصی یابد
فکر نمی کنم کلامی به گزاف گفته باشم
اجازه بدهید که برای
دست یافتن به جوهر ترفند های ولی فقیه پروسه حرکت وی را داستان وار و خلاصه شده
بیان کنم که کمتر باعث خستگی خوانندگان گردد
دوران ریاست جمهوری
رفسنجانی را بخاطر بیاورید که چه گربه رقصانی هائی در آن سیرک برای مدره نمائی
های شیخ بی ریش و ریشه و با همیاری ولی فقیه که صورت نمی گرفت، از قبضه کردن
صحنه توسط افعال استحاله گرایانه فائزه خانم از قبیل دوچرخه سواری و شنای کرال
و شلوار جین تا نطق های فصیح و بلیغ جناب رفسنجانی در بمباران اتمی اسرائیل در
حالی که پروژه استحاله با تمام قدرت در زیر قبای ولی فقیه داشت پروسه 18 ساله
مخفی کاری های غنی شده را طی میکرد و نیروهای به اصطلاح اپوزیسیون در داخل از
نهضتی ها تا ملی مذهبیون تا ...... دل در گرو انواع و اقسام انتخاب کردن ها و
انتخاب شدن ها و مسلح کردن نظام به سلاح سنگین داشتند تا اپوزیسیون خارج کشور
که هنوز از مبارزات ضد امپریالیستی و ضد صهیونیستی قائد اعظم امام خمینی فارغ
نگشته چنان برای مستحیل شدن رفسنجانی در بمب اتم و بمباران صهیونیست ها تاب از
کف داده بود که شهریار شاعر شهیر مسلمانش سمبلیک به نیابت از تمامی شعرا و
نویسندگانی که با آمد و شد هایشان در آن زمان همراه با گله ای از جا انداز ها ی
کانون نویسندگان در تبعید به خارج و داخل ایران هم خط با آخوند هفت خط فوت
گشایش سیاسی در زیر آتش گفتگوی انتقادی غرب با رژیم رها مینمودند در وصف
رفسنجانی میسرود
گوهر شب
چراغ رفسنجان،
ای چراغ تو رهنمون دلم،
کفه ای هم تراز خامنه ای،
در ترازوی آزمون دلم.
و همراه
با شهریار
اخوان ثالث اسماعیل خوئی و نعمت میرزا زاده را به ایران دعوت میکرد البته با
بلیط دو سره رفت و برگشت و قول میداد که شفاعت آنان را در پیش رهبر مسلمین جهان
حضرت آیت الله خامنه ای بنماید
به کلامی
دیگر سیرک اسلامی شعبده باز اصلی اش یعنی خامنه ای را فعال در پیش رو دارد که
میخواهد در عرض بیست و اندی سال آینده هر روز با شعبده ای ایران و جهان را مات
کند
در کنار
وی رفسنجانی آخوند غنی شده ای که دکترین آینده خامنه ای برای نابودی کشور
اسرائیل را قبل از موعد مقرر ناشیانه افشا میکند و یهودیان را تهدید به حمله
اتمی می نماید
یعنی
سیرک اسلامی با همت نهضتی ها و ملی مذهبیون و حزب شریف توده و تیر خلاص زن ها و
جاسوسان اکثریتی و جناح هائی از مائوئیست هائی که بدون دستور مامورین امنیتی
هلند و اروپا و رهبران پکن آب هم نمی نوشند و یا پا دو های امنیتی سیاسی در
مجلاتی نظیر آدینه و دنیای سخن که خیال میکردند قلم زدن در آدینه نیز فرج است و
در همان سال ها برای نجات خمینی از زیر ضرب جامعه جهانی که به دفاع از سلمان
رشدی برخاسته بود به قلم فرج سرکوهی در روزنامه داگنز نی هتر سوئد مینوشت
"گویا مسئله سلمان رشدی توسط کسی یا کسانی ساخته شده که میخواهند ایران را
ایزوله نمایند."
آقای
سرکوهی گناه فتوای قتل سلمان رشدی را بر گردن اپوزیسیونی میانداخت که شعار با
ایران همچون آفریقای جنوبی زمان آپارتهاید رفتار کنید را پرچم مبارزات خود قرار
داده بود
این نوع
موضع گیریها سیرک ولی فقیه را کامل میکرد ، و بدین سان این سیرک هم از ابعاد
سیاسی و هم از ابعاد فرهنگی و روشنفکرانه و بین المللی برخوردار میشد
ادامه
این سیرک را در دوران شیخ خندان خاتمی با پنهان کاری صد چندان اتمی بدون تهدید
هسته ای یهودیان و جامعه اسرائیل و با سیاستی غنی شده تر از گذشته شاهد بودیم و
باز در همین دوران با حرکات رهبر سیرک یعنی ولی فقیه شاهد به سر و سینه زدن
های اپوزیسیون نما ها برای گفتگوی تمدنها و فضای دوم خرداد و عقب کشیدن لچک پنج
سانتی متر به قفا، گورباچف زمان، دکتر محمد مصدق زمان و عبای نائینی سفید و
نعلین زرد و عکس انداختن با مکشفه های موطلائی غرب و شعار ها و دسته های گل
فدایت شوم برای ماشاالله خانم، مادر فولاد زره، لب سرخک ارتجاع و جایزه شیرین
صلح نوبل بودیم
سر آمد
تمام این صحنه های سیرک مشمئز کننده اسلامی گذشته از جیغ های گوش خراش و
سمبلیک صبیه خرد سال فیلم ساز کارساز ایران آقای بیضائی که برای شیرین جان
ابراز میگشت نمونه های فرهنگی زیادی را در ریختن اشگ شوق هم در هنگام روی کار
آمدن شیخ خندان و هم قرار گرفتن جایزه نوبل در بغل ایشان که یعنی در بغل رهبر
سیرک که موفق شده بود تا آن زمان با مخفی کاریهای 18 ساله اتمی نه تنها عراق و
افغانستان و لبنان و فلسطین و آفریقا و بسُنی و کشور های شوروی سابق را با نهیب
اسلام ناب محمدی از خواب خرگوشی اعصار بیدار کند بلکه توانسته بود با ایجاد
جبهه جنگی سراسری در کل منطقه خاور میانه پیکر عریان شیرین صلح را هم نه با
خواندن صیغه ای موقت که بنام نامی زوجه دائمی حکومت اسلامی به بستر جاوانی رهبر
سیرک فرو کند
برای این
هماغوشی نا میمون تاریخی رهبر سیرک با صلح جهانی مولودی میمون تر در راه بود که
چشم جهانیان را از کاسه سر به بیرون پرتاب مینمود
رهبر
سیرک که زمینه جنگ جهانی سوم را آماده نموده بود اپوزیسیون خردمند و دور اندیشی
را در کنار خود داشت که اینهمه مدال صلح و دوستی را که جهان بر سر و گردن رهبر
سیرک آیزان کرده بود کافی ندانست و آنان از مسلمان و کمونیست و مارکسیست و
سوسیالیست و سلطنت طلب و ملی و مذهبی فریاد بر آوردند که
"رفرندام
رفرندام این این شعار مردم "
و بنا بر منطقی سیاسی مدال بر مدالهای صلح و دوستی با این رژیم افزودند و
همچون موشهای به تصویر کشیده شده عبید زاکانی به خدمت قائد اعظم شرفیاب شدند
و اما
رهبر سیرک ولی فقیه قائد اعظم در پی سیاست های خود و پاسداریزه کردن کلیه ارگان
های حکومتی و در آوردن یک شعبده میمون از آستین حقه های هفت گانه خود برای
خلیفه گری هزار ساله اسلامی بود و این شعبده میمون و مبارک به ظهور پیوست و
دکتر احمدی نژاد یکباره و بی خبر از همه جا به میان صحنه جست و با انواع موضع
گیریهائی که نشانه هایش را در شانزده هفده سال قبل حجت السلام رفسنجانی در
نابودی یهودیان با بمب اتم اعلام کرده بود به جهانیان نمایاند
این
پدیده میمون و مبارک اسلامی تا جائی که توانست از وزرا تا کارمندان جزء را از
تیغ حذف و سانسور و قلع و قمع گذرانید تا جائی که پیاز ورقه ورقه شده به مغزش
رسید و آنجا بود که ولی فقیه به فکر برداشتن لغت جمهوری از روی حکومت اسلامی شد
تا ولی فقیه براحتی امکان خلیفه گری هزار ساله اسلامی را اعلام نماید ولی چون
بند ناف جمهوریت نظام به قانون اساسی وصل بود میبایستی نمایندگانی با پیشنهادات
تغیر قانون اساسی به نفع ولی فقیه وارد صحنه شوند تاپس از رتق و فتق بند های
زائد قانون دست و پا گیر اساسی ولی فقیه و رهبر مسلمین جهان راحتر بتواند بر
کرسی صدارت دائم العمر تکیه زند و در مرحله بعدی اصلا اعلام نماید که رئیس
جمهور بی رئیس جمهور ولی فقیه خودش بیل به کمرش نخورده که نتواند تمامی امور را
در دست گیرد
به خبر
زیر توجه بفرمائید:
مرتضی نبوی از اعضای
محافظه کار مجمع تشخيص مصلحت نظام، خواستار انجام تغييراتی در قانون اساسی برای
افزايش اختيارات آيت الله خامنه ای به عنوان ولی فقيه و رهبر جمهوری اسلامی شد.
در اين پيشنهاد، اگر
چه مستقيما به
کاهش اختيارات رييس جمهوری و رييس مجلس
اشاره ای نشده اما تاکيد شده که نهادی برای تصميمات اقتصادی، تحت نظر ولی فقيه
و مشابه شورای عالی امنيت ملی تاسيس شود تا از اين پس سياستگزاری امور اقتصادی
کشور نيز در کنار ساير موارد در اختيار رهبر جمهوری اسلامی
یعنی علی خامنه ای قرار گیرد
باید از خود پرسید
که جناح دوم خرداد اگر باز هم دست روی دست بگذارد و نجنبد و به خود نیاید و ولی
فقیه بتواند با حذف جمهوریت نظام نقش رئیس جمهور را به صفر برساند و یا حذف
نماید همانطور که ارگان ها دولتی را با حرکتی خزنده پاسداریزه کرد پس از حذف
لغت جمهوری و یک تنه کردن رهبری و گذار از جمهوری اسلامی به حکومت اسلامی
جایگاه و آینده این تلقی از اسلام یا باید سر از شکنجه گاه ها و یا زندانها در
آورد و یا عبا و عمامه را رها کرده راهی تبعید و کوه و در و دشت گردد.
پنجشنبه 27 ماه
دسامبر سال 2007 میلادی سوئد استکهلم
آدرس سامانه
اینترنتی نوید اخگر
http://www.nawidakhgar.com/