آیا مجاهدین
جنگ طلب هستند یا فناتیزم مذهبی جمهوری اسلامی؟
نوید اخگر
Nawid_Akhgar@hotmail.com
سئوال:
چه کسی جز
رژیم و هوادارانش میخواهند جنگ طلبی فناتیزم مذهبی حاکم بر مردم ایران را که 26
سال با جنگ و خونریزی و تروریزم شهره خاص و عام در سراسر جهان گشته را در زیر
پوش جنگ طلبی مجاهدین به مردم ایران و جهان حقنه کنند؟
درخصلت بخشی
( نه همه) از نیروهائی که به نقد سیاسی و استراتژیک مجاهدین اقدام
میکنند گرایش براست تا آنجائی پیش میرود و مشهود است که دستان خونین رژیم و جنگ
طلبی آن را که شاخصه گذر از بحران های دامنگیر رژیم است را بر سر نیروی
اپوزیسیون خالی میکنند.
گذشته از تضاد های فردی و
شخصی افراد با گرایشات متفاوت با مجاهدین و هر سازمان سیاسی دیگری باید به این
سئوال پاسخ داد که مگر میشود استراتژی جنگ طلبی و فضاحت بار تروریستی رژیم را
چنان مخفی کرد و از چشم جهانیان بدور داشت که جنگ طلبی یک گروه اپوزیسیون
بالاتر و برتر از تمامی کشتار ها و قتل عام ها و جنگ و خونریزی یک دولت نظیر
حکومت جمهوری اسلامی قلمداد شود؟
در نظر بگیرد در تضاد بین
حزب کمونیست کارگری و بخش منشعبین و حکمتیسم ها و یا در تضاد بین کومله و حزب
دمکرات کردستان ویا هر گروه و سازمان دیگری فردی بخواهد گروه مقابل را برتر از
رژیم جنگ طلب و تروریست به مردم ایران و جهان معرفی کند مسلما طرح و تئوریهایش
به همان اندازه نامربوط و رژیم پسند است که هیچ خریداری در عرصه سیاست بین
المللی و داخلی نداشته و تنها برای رژیم در سرکوب بیش از پیش اپوزیسیون و مردم
ایران فرجه بقاء میخرد.
آیا مجاهدین
جنگ طلب هستند یا رژیم جمهوری اسلامی؟
در شروع جنگ عراق و لشگر
کشی به منطقه توسط ایالات متحده و نیروهای هم پیمانشان مردم جهان مخالفت خود را
با جنگ اعلام کردند و نویسندگان و شعرا نیز در اسکاندیناوی و از طریق کانون
نویسندگان سوئد اعتراضات، سخنرانی ها و لیست های طویلی را جهت این منظور به
منصه ظهور رساندند که مورد حمایت نویسندگان دیگر کشور ها قرار گرفت و با نام "نویسندگان
به جنگ میگویند نه" از طرف من و دهها تن دیگر از نویسندگان و هنرمندان
اسکاندیناوی امضاء و در سطح اینترنت نیز در معرض دید جهانیان قرار گرفت و در
مطبوعات خارجی به چاپ رسید.
در طی جنگ قرارگاههای
مجاهدین بمباران شد و در طی کشمکش های وسیع سیاسی اکثر نیروهای چپ رادیکال حتی
ملی و آزادیخواه برای مسترد نشدن مجاهدین به صحنه آمدند و اعتراض کردند.
مجاهدین با پروژه کذائی
رفرندام وارد صحنه بین المللی شده و با اعتراض شدید نیروهای انقلابی مواجه
شدند.
برخورد رادیکال نیروهای
اپوزیسیون به مجاهدین در رد پروژه رفرندام به این خاطر صورت گرفت که از راست
روی های این سازمان که دارای تاریخچه دیگری بود تحت هر نامی جلوگیری شود و آنان
به مکان سابق و پوزیسیون قبلی خویش باز گردند.
اینکه اعضای شورای ملی
مقاومت در تلویزیون مجاهدین ظاهر شدند و طرح برخورد به هر کسی که با پروژه
رفرندام مخالفت کند را مطرح کردند و جیغ و داد بنفش برای پیش برد خط رفرندام
کشیدند و هوادارانشان را بر علیه نیروهای مخالف رفرندام براق کردند جز به
استواری مقاومت در مقابل پروژه رفرندام نیفزود.
طرح برخورد رادیکال به
پروژه رفرندام این بود و هست که مجاهدین باید به جایگاه سابق خود باز گردند.
سئوال در این
است که اگر مجاهدین به رژیم و رژیمیان بپیوندند آیا کار برای توده های ملیونی
خواهان آزادی و اپوزیسیون مترقی آسانتر خواهد شد؟
مسلما فشار نیروی رادیکال
بر روی مجاهدین از چنان تاثیرات عمیقی برخوردار بود که پروژه رفرندام از طرف
مجاهدین به دست فراموشی سپرده شد و پروژه راه حل سوم خانم رجوی عنوان گردید.
نیروی رایکال
و مترقی به مجاهدین میگویند به جایگاه قبلی خود باز گردید!
راه حل سوم خانم رجوی اگر
هم مورد تائید دیپلماسی جهانی قرار گیرد با خصلت مبارزاتی مردم ایران که در
قیام خوزستان و اهواز و آبادان در خلع سلاح پایگاههای نظامی رژیم به نمایش
گذاشته شد همخوانی استراتژیک ندارد و این را در نوشتار های گذشته نیز مشروحا
بیان کرده ام.
زیرا گذشته از اینکه
نیروهای سیاسی چه طرحی برای انقلاب داشته باشند اعم از انقلاب سوسیالیستی و یا
کمونیستی و یا انقلاب دمکراتیک و یا انقلاب دمکراتیک نوین و یا ....... اگر
نیروئی به قیام توده ای معتقد باشد این توده ها هستند که با سازماندهی خود حتی
نوع انقلاب را تعین خواهند نمود زیرا انقلاب نیز یک
پروسه است و نه یک موجود خلق الساعه مذهبی ،
یعنی بر انقلاب قانونمندی های دیالکتیک حاکم است،
و نمیشود آنرا بنا به خواسته من و یا دیگری و یا حزب ایکس و ایگرگ تعین
تکلیف کرد. این را تئوری های مارکسیسم برای آنکسی میگوید که مطالعه ای در این
زمینه داشته باشد و تصور نکند که انقلاب سوسیالیستی و یا انقلابات از انواع
دیگر با فلسفه خلق الساعه و از بالا پیاده خواهد شد که در آن صورت آن فعل و
انفعال با تعریف انقلاب مغایر خواهد بود.
سازمانها و جریانات بنا
به آرزو ها و آمالهای خود در این راستا برنامه ریزی می کنند اینکه تا چه حد این
خواست ها با آرمانهای مردمی و توده ای منطبق باشد بحث دیگری است.
انواع پیش گوئی های ایده
آلیستی به همان اندازه با متد انقلابی گری و نوع انقلاب توده ها میتواند مغایر
باشد که پیش گوئی لنین در مورد جامعه کمونیستی.
آنانکه میخواهند به لنین
معتقد باشند و یا به او اعتقاد دارد باید به این گفته او که گفت
"من
نمی توانم در مورد جامعه کمونیستی چیزی بشما بگویم چون از آن اطلاع ندارم و اگر
چیزی بگویم به ایده آلیسم گرایش پیدا میکنم" را اگر بعنوان یک شاخص در
نظر گیرند باید از عمکرد توده ها در داخل نمونه برداری کنند و نوع انقلاب و فرم
و نحوه بوقوع پیوستن آنرا برای مردم باز گو نمایند.
بدین خاطر است وقتی قهر
مردمی در ایران کوچکترین امکان بروز میآبد به آتش کشیدن ساختمانهای دولتی و
خلع سلاح مراکز نظامی رژیم میآنجامد، بدین خاطر نمی توان بر روی این عمل مردم
رفرندام و یا پروژه هائی نظیر راه حل سوم را به مردم دیکته کرد.
زیرا قهر در سطح وسیع و
به انواع مختلف از طرف دولت بر مردم اعمال میشود.
وقتی دختری خرد سال با
فروش ارگانهای خود و یا فروش تن خود امرار معاش میکند و در سن 15 سالگی با
انواع مرض ها از جمله ایدز میمیرند اگر این قهر دولتی حاکم بر این دختر 15 ساله
نیست پس چیست؟
وقتی مردی سر زن خود را
در دامن میگیرد و چادرش را بر روی او میکشد که دیگران برای امرار معاش خانواده
آنها بزنش تجاوز کنند اگر این قهر حاکم دولتی بر این خانواده نیست پس چیست؟
اگر دختران ایران که دست
به خود سوزی میزنند و هزاران در هزار سالانه خاکستر میشوند و به دختران خاکستری
معروف میشوند اگر این قهر حاکم دولتی بر این زنان نیست پس چیست؟
و وقتی این درد ها و
هزاران درد بی درمان دیگر در تظاهرات خوزستان و اهواز و آبادان با خلع سلاح
مراکز نظامی دولتی سمبلیزه میشود آیا میشود به آنان گفت که رفرندام رفرندام این
است شعار مردم و یا راه حل سوم دمکراتیک؟
مسلما خانم رجوی و یا هر
جریان دیگری بخوبی آگاهند که این نوع تئوریها با درد و رنج و محنت 26 ساله مردم
ایران مطابقتی ندارد و پا فشاری بر روی این نوع تئوریها گفتار آقای محمد رضا
روحانی را در اذهان زنده میکند که در تلویزیون مجاهدین گفتند که اگر مجاهدین از
میان برداشته شوند هیچکس نمی تواند جلو حرکت های مردمی را بگیرد .
در اینجاست که به مجاهدین
باید گفت با فراموش کردن پروژه رفرندام تبریک ما را بپذیرید و با پریدن از روی
راه حل سوم دمکراتیک و پیوستن به مبارزه قهری توده ای نیروهای راست و افراد و
کانال نفوذ گروهها و افراد حامی رژیم را که با کمک رژیم به سرکوب نیروی مترقی و
رادیکال برخاسته اند مسدود نمائید.
شخص من هیچ دشمنی فردی نه
با فردی و نه با گروهی ندارد. برخورد من و ما به خطوط فکری است که آب به جوی
رژیم میریزد و در مقاله
" آیا
همخوانی صد در صدی خطوط سیاسی استراتژیک با رزیم به معنای همکاری با رژیم نیست"
با فاکت و مدرک مستدل به آن پرداخته ام.
الف:
رژیم و کارگزارانش
اپوزیسیون را متهم به حمایت از حمله نظامی غرب به ایران میکنند در صورتی که
اپوزیسیون از دیپلماسی غرب بعنوان رساندن گرما و حرارت مشروع به درون تخم مرغ
برای رسیدن به جوجه بعنوان یک پدیده خارجی و تضاد فرعی استفاده میکند.
ب:
رژیم و کارگزارانش
اپوزیسیون را در استفاده از سلاح دیپلماتیک خارجی بر علیه نظام به
جنگ طلبی متهم میکنند و رژیم جنگ طلب و فناتیزم مذهبی را غسل تمعید داده
و بر ادامه زدن مارک تروریستی بر اپوزیسیون تاکید میورزند.
پ:
رژیم و کارگزارانش
دستیابی به انرژی هسته ای را به دهسال آینده مربوط میدانند و موشکهای کروز و
استفاده از شهاب سه و نفس جنگ طلبی و کشور گشائی رژیم را علنا با شعار مرگ بر
اسرائیل توجیه میکنند.
دال:
رژیم و هوادارانش تحریم
اقتصادی باند های مافیای مالی رژیم را که توسط اپوزیسیون و با شعار بایکوت رژیم
به صحنه آمده است را بر" ضرر مردم" جلوه میدهند
و تجربه زحمتکش ترین طبقات آفریقای جنوبی را که در پشت نلسن ماندلا با شعار
آپارتهاید را تحریم اقتصادی کنید را به نفع ارتباط جهان سرمایه با رژیم جمهوری
اسلامی سر لوحه کار خود قرار میدهند. حال آنکه، کیست که نداند رژیم با فروش نفت
روزگار مرفه خود را سپری میکند و با خرید انواع آلات و ادوات جنگی مردم ایران
را سرکوب میکند و مردم در فقر و فلاکت یا ارگانهایشان را یا تن و بدنشان را
میفروشند و یا خود را به آتش میکشند.
ذال:
رژیم و کارگزارانش ارجاع
پرونده هسته ای رژیم را به سازمان ملل با شعار مرگ بر اسرائیل جواب میدهند و
معتقدند که نظر بسیج و سپاه پاسداران و وزارت خوش نام ! اطلاعات غیر از این است
و خود را کارگزار رژیم نیز نمی دانند.
گ:
رژیم و کارگزارانش
خبرنگاران را سرکوب میکنند روزنامه ها فله ای می بندند وبلاگ نویسان را شکنجه و
زندانی میکنند ، انترنت را فیلتر گزاری میکنند، ساتلایتها را جمع آوری میکنند و
بر رویش پارازیت میفرستند تا حتی قطره ای هم آب آزادی بر دهان خشک و تشنه مردم
ایران نچکد و در خارج کشور کارگزارنش همپای تهدید به قتلهای رژیم و فرستادن و
ارسال سر بریده بر علیه قلم نویسندگانی چون من زنجیر پاره میکنند و به نفع رژیم
مایلند این قلم را نیز شکسته و من را مانند مجاهدین با دروغهای شاخدار جنگ طلب،
حامی راه حل سوم خانم رجوی، کسی که 180 درجه خط عوض کرده و حامی رفرندام شده و
از اسرائیل خط گرفته وهوادار امریکا و بوش..... و اراجیفی از این دست جلوه
دهند.
مردم آگاه و
مبارز ایران!
آیا کسی یا
کسانی که دارای چنین مواضعی هستند کارگزار رژیم نیستند؟
در مقاله همخوانی صد در
صدی با رژیم فاکتهای موارد فوق را یک به یک در تاریخ 6 ماه می سال 2005
میلادی برشمردم این مقاله در سایت شخصی خودم نیز در آدرس زیر موجود است.
http://www.nawidakhgar.com/maghalat/hamkhani.htm
این افراد که نه از
سوادی در مورد مسائل سیاسی همچون بسیجیان برخوردار هستند و نه سوسیالیسم را
میشناسند و در تضاد های فردی خود با مجاهدین و دیگر گروه ها در لای قبای ملا
دست و پا میزنند را در مقاله فوق با فاکت از زبان خودشان یک به یک بر شمردم.
دعای کارگزار سیاسی رژیم
یک اهانت شخصی و توهین بی در و پیکر نیست بلکه نشان دادن یک خط فکری است که در
طرف راست مجاهدینی قرار میگیرد که امروز به رفرندام پشت کرده اند و با پریدن از
روی راه حل سوم و پیوستن به مبارزات قهری مردم اگر این عمل صورت بپذیرد ،شخص
من بهترین تبریکاتم را در آینده نثارشان خواهم کرد.
با هر ظلمی که تا این
تاریخ بر شخص من در مورد هر موضوعی رفته باشد. من با هیچ فردی تضاد شخصی و فردی
ندارم و نخواهم داشت بلکه، آنکه میخواهد نقد کند با فاکت و مدرک و استدلال به
میدان بیاید و جواب مناسب را نیز بگیرد.
26 سال با همکاران
نویسنده و کانون نویسندگان داخل و خارج بر سر مسائل سیاسی بحث و جدل داشته ایم
و آنان را رد کرده و میکنم ولی در مقابل رژیم حتی از حقوق صنفی آنان نیز دفاع
کرده و خواهیم کرد.
در این زمینه ادعا میکنم
که مجاهدین با هر انتقادی که برشان وارد باشد تروریست و جنگ طلب نیستند و این
رژیم جمهوری اسلامی است که تروریست و جنگ طلب است نشان بارز آن هم پذیرش پروژه
رفرندام و راه حل سوم از طرف آنان است که با انتقاد های کوبنده من و ما توام
بوده و خواهد بود.
آن کس که مجاهدین را جنگ
طلب میداند به غسل تعمید رژیم جنگ طلب جمهوری اسلامی برخاسته است.
نوید اخگر
9 ماه می سال 2005
میلادی سوئد استکهلم