خانه اشعار صدای شاعر مقالات و تحلیل ها تاریخچه swedish

آیا خون اعضای کانون نویسندگان در "میهن" ازخون مردم ایران رنگین تر است؟

 

 

چند روزی است که در اخبار و سایتهای اینترنتی خبر از جلوگیری نشست کانون نویسندگان ایران توسط وزارت اطلاعات داده شده است.

 

کانون نویسندگان در "تبعید" هم طی فراخوانی از سازمانهای مدافع حقوق بشر و همیهنان آزادیخواه خواسته اند که بیاری نویسندگان داخل برخیزند و به یک پیکار جهانی در این مورد اقدام نمایند.

 

در بیانیه کانون نویسندگان در" تبعید" چنین آمده است:

"در پي چندبار کوشش بي نتيجه، براي گرفتن مجوز برگذاری نشست همگاني کانون  نويسندگان ايران(در ميهن)، خواسته‌اند، در خانه يکي از هموندان کانون، نشست همگاني کانون را برگذار کنند، اما، ماموران وزارت اطلاعات، به اين بهانه که مجوز نداريد، جلوي اين گردهمائي را هم گرفته‌اند اين در صورتي ‌ست که در جهان متمدن، برگذاري چنين نشست‌هايي، از بنياد، به گرفتن مجوز از حکومت نياز ندارد. همکاران ما در ايران، نمي خواهند شورش کنند يا شعار سرنگوني بدهند؛ تنها مي خواهند با هم سخن بگويند و هيئت دبيران کانون را انتخاب کنند. همین"

 

نویسندگان و شعرای کانون در "میهن" و در "تبعید" !

در حالی که مردم ایران روزانه تحت شدید ترین سرکوب ها قرار دارند و در جلو چشم همین شعرا و نویسندگان همین چند روز قبل در اهواز و خوزستان و دیگر شهر های "میهن" مردم  در زیر تیغ جانیان حکومی سطح خیابانها را با خون خویش رنگین میکنند و هزاران هزار دستگیر و زندانی  و شکنجه میشوند، اگر همین مردم در "میهن" از ما بپرسند چرا نویسندگان در "میهن" که سمبل آگاهی و دانائی و دانش آزادیخواهی در جوامع متمدن محسوب میشوند به این سکوت و خواری و خفت تن در داده اند چه جوابی باید به آنها بدهیم؟

 

اگر همین کارگران در "میهن" از ما سئوال کنند که در صد ها حرکت اعتراضی کارگران چقدر بر علیه بیداد و ظلمی که به آنان رفته است قیام و اعتراض کرده و زندانی و شکنجه شده اند ، در حالی که حتی یک نمونه قیام و اعتراض از کانونیان در"میهن" دیده نشده چه جوابی داریم که به آنها بدهیم؟ آیا خون نویسندگان ایران از خون کارگران رنگین تر است؟

و این در حالی است که همین کانون نویسندگان در "میهن" قتلهای زنجیره ای نویسندگان ، پرتاب اتوبوس به دره ، شکستن 26 ساله قلمهای همکاران و حذف و سانسور و خود سانسوری را از سر گذرانیده است.

 

تا جائی که تاریخ فرهنگی ایران بخاطر دارد اگر دهان فرخی یزدی دوخته میشد ده ها دهان دیگر با زبان فرخی شعر میگفت و داستان مینوشت و اعتراض میکرد و زندان میرفت و شکنجه میشد. ولی سکوت نمیکرد، مدح نمیگفت، ثنا برای مقام رئیس جمهور محبوب! نمی نوشت و دست به خود سانسوری نمی زد و برای سیاست های استعماری - ارتجاعی "گفتگوی انتقادی" به داخل و خارج ایران ورود و خروج نمی کرد زیرا معتقد بود که زندانها قبل از اینکه از کارگران ستمکش و مردم بپا خاسته و محروم پر شود باید جایگاه مردان و زنان آزادیخواه و نویسندگان و شعرای مبارز و مردمی باشد که برای حفاظت ازمنافع طبقات زحمتکش سینه سپر کرده اند.

 

ولی گویا رژیمیان قلم فروش و عناصری که قبلا خود با این رژیم همکاری تنگا تنگ حتی اطلاعاتی داشته اند در تضاد های درون نظام به زیر تیغ رفته اند که نویسندگان مجتمع در کانون نویسندگان در "میهن" خیر.

 

هر چند که در فلسفه ارزشی فرق است بین آن نویسنده و شاعر و روزنامه نگاری که برای منافع مردم و طبقات زحمتکش و ضعیف اجتماع و برای آرمانهای آزادیخواهانه و عدالتجویانه زندانی و شکنجه و کشتار میشود با آنکه در تضاد های درون گروهی سیستم حاکم به زندان میافتد، ولی ما در عرف حقوق بشری هیچ فرقی بین آنان قائل نیستیم و برای همه و هر کس که کوچکترین بیعدالتی از طرف رژیم ببیند قیام و اعتراض کرده و در آینده نیز میکنیم .

 

شاید زمانی برسد که حتی نیم فریادی در خروس خوان صبح آزادی ایران از حنجره  فردی که قلم را انیس و مونس خود میداند با هر تفکر و روش زندگی و فلسفه تفکری بر بیداد سیاه و تاریک شب دیکتاتوری بشورد و از نابودی شبی خبر دهد که صبحش از مشرق اندیشه آزدیخواهی انسانهای متمدن خورشید رهائی و آزادی را هدیه بهاران فردا کند .

 

با این امید و با عزمی راسخ فریاد مظلومیت نویسندگان ایران را که تا کنون ظلمی تاریخی را تحمل کرده اند و برای احقاق حتی حقوق صنفی خویش دست یاری بسوی جهان خارج دراز میکنند به اعضای پارلمان نویسندگان به انجمن جهانی قلم  به کانونهای نویسندگان در کشور های مختلف جهان و به وزاری خارجه  کشور های اروپا و امریکا اعلام میکنیم که تنها گذاشتن نویسندگان ایران در این برهه تاریخی هیچ مطابقتی با مبارزه بر علیه تروریزم بین المللی نخواهد داشت و سکوت بر ظلمی که بر مردم اهواز و آبادان و خوزستان و منطقه رفت نباید در مورد نویسندگان ایران تکرار شود.

 

پارلمان اروپا، وزارت خارجه و دفتر ریاست جمهوری آمریکا و ریاست انجمن جهانی قلم در انگلیس نبایستی بر حقوق نویسندگان ایران چشم فرو ببندند.

مبارزه با تروریسم جدا از مبارزه بر علیه ترور اندیشه و بیان نیست.

ازهم میهنان ایرانی در هر کشوری که حضور دارند تقاضا داریم با مراجعه به نشریات و مسئولین دولتی این ظلم بر اندیشه و بیان را در دستور کار خود قرار داده و ازحقوق حقه نویسندگان ایران حمایت نمایند.

 

نوید اخگر

مریم هوله

هومن عزیزی

 

تاریخ  7 ماه می سال  2005 میلادی   سوئد    استکهلم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Copyright © 2005-2006 All Rights Reserved for "www.nawidakhgar.com "      نقل و بازچاپ مطالب بدون ذکر ماخذ ممنوع است

تماس با ما kontakt