آقای پوتین!
منع
حکومتگران
از توسعه انرژی اتمی
برای مردم ایران حقارت
آميز نیست که جلوگیری از
آن "عواقب جدی" ببار بیاورد.
نوید اخگر
ولاديمير پوتين، رئيس جمهور روسيه،
در حین سفر اخیرش به اسرائیل
هشدار داده است که منع ايران از توسعه انرژی اتمی، برای اين کشور حقارت آميز
خواهد بود و 'عواقب جدی' به بار خواهد آورد.
گفتار فوق از پرزیدنت پوتین
حاوی چند محور غیر واقعی
سیاسی است که استوار
کردن بر آن پایه ها که در ذیل ذکر خواهد شد منجر به حقارت آمیز خواندن منع
توسعه انرژی هسته ای در ایران و در سخنان ایشان شده است.
الف:
از نظر پرزیدنت پوتین احتمالا
رژیم جمهوری اسلامی دارای یک پشتوانه توده ایست و مردم بطور کلی از رژیم و
اعمال آن حمایت میکنند.
ب:
از نظر پرزیدنت پوتین احتمالا
دست یابی به انرژی هسته ای در ایران چون یک
"خواست ملی "است
و توده های ملیونی در پشت آن قرار دارند و سازمانهای سیاسی حداقل
"چپ"
یا با گرایشات
"چپ" لیبرال
از آن حمایت میکنند در صورت
ممنوعیت چون با خواست ملی و مردمی مواجه میشود برای مردم ایران و بالطبع برای
نمایندگان مردم یعنی دولت منتخب مردم حقارت آمیز خواهد بود.
پ:
از نظر پرزیدنت پوتین احتمالا
26 سال سنگسار و دست و پای بریدن و چشم از حدقه در آوردن و اعدام هزاران هزار
انسان آزدایخواه و ملیونها پناهنده سیاسی ایرانی که در سراسر جهان و نیز در
کشور خود آقای پوتین فقط برای نجات جان از حقارت اعدام و شکنجه و زندان رحل
اقامت گسترده اند نیز نباید پوشیده باشد.
ت:
اگر قرار برشهادت لیست حقارت
مردم ایران باشد که در عرض 26 سال توسط حکومت مذهبی بر آنان روا شده است،
بایستی گفت که در توان این مطلب نیست و یک مکتوب قطور با ملیونها صفحه دادخواست
حقارت و ترور و شکنجه و ظلم و تعدی که در آن شنیع ترین حقارت های روا داشته شده
بر مردم ایران آمده باشد لازم است.
از جمله جمله این حقارت ها
بایستی به حقیر شمردن هوش و ذهن ایرانیان اشاره کرد که چگونه توسط حاکمیت های
اقتصادی در جهان جهت منافع مالی خوی تحقیر شده و به حقارت کشیده شده اند.حاکمیت
های اقتصادی که جای تحقیر شده را با تحقیر کننده و جای حاکم را با محکوم و جای
ظالم را با مظلوم تعویض میکنند و به گرگ لباس میش میپوشانند تا با کسب مطامع
اقتصادی از سرزمین ثروتمند و غنی ایران و از جیب فقیر ترین اقشار همان جامعه
وضعیت بیکاری ، تورم، گرانی، و نارضایتی های عمومی را در کشور خود کاهش داده و
بر طول مدت حاکمیت های خویش بیفزایند.
آقای پوتین!
منع گسترش انرژی و سلاح هسته
ای در ایران تحقیر مردم بحساب نمی آید و برکناری حاکمان انتصابی تئوکراسی دینی
در ایران خواست ملی و
مردمی است که نشانه های
آنرا در هفته گذشته در شهر های آبادن اهواز و خوزستان با خلع سلاح کلانتری ها و
مراکز نظامی رژیم توسط مردم بوضوح مشاهده کردید.
توسعه انرژی و سلاح هسته ای
توسط حکومتگران ایران چون یک مسئله ملی نیست و مردم پشت آن قرار ندارند و از
پشتوانه توده ای برخوردار نیست نه تنها برای مردم ایران حقارت آمیز نیست که
بالعکس در صورت دسترسی رژیم به سلاح و انرژی اتمی هفتاد ملیون مردم به گروگان
گرفته شده ایران را بیش از آنچه امروز در داخل و در سطح بین المللی به حقارت
کشیده اند تحقیر خواهند کرد.
حقارت و تحقیر زنان بوسیله
قوانین بنیادگرایانه اسلامی در ایران و در منطقه و آنجه بر سر زنان پس از به
قدرت رسیدن آیت الله خمینی آمد خود پرونده مجزای دیگریست از حقارت های آشکار که
اگر کسی به شناخت کلمه تحقیر و حقارت نائل آمده باشد نخواهد توانست آنرا به
مصرف حکومتگرانی برساند که قصد تحقیر جهان را با سلاح هسته ای در سر
میپرورانند.
آقای پوتین!
پدیده 36000 خواهران زیتون که
قرار است با انفجار خویش در اسرائیل یهودیان بیگناه رابا نام مبارزه با
صهیونیسم در اتوبوس های مدرسه در رستورانها و در امکان عمومی بقتل برسانند تنها
شمه ای از اعمال تروریستی است که دیر و یا زود در صورت فراغت فناتیزم مذهبی از
دیگر اشتغالات، دامن شما و سر زمین شما را نیز خواهد گرفت، پیرو همان استراتژی
که آیت الله خمینی در گذشته به رهبران شما جهت مسلمان شدن و گرویدن به اسلام
اخطار کرده بود در آینده با سلاح هسته ای عمل خواهد کرد.
آقای پوتین!
عصر جهانی شدن وارتباطات و
فرهنگ حاصله از آن با فرهنگ عصر جنگ سرد و تیز کردن آخوند های قرون وسطی ای در
مقابل قدرت های دیگر جهانی در بازار روشنفکران و مردم آگاه جهان خریداری ندارد.
حمایت های ناشگون سیاسی-
دیپلماتیک از تروریزمی که که با کوبه سنگین بر در کاخ سفید و اورشلیم با این
وضوح میکوبد از کوبیدن بر در کاخ کرملین و چین هم در فردا پرهیز نخواهد کرد.
آقای پوتین!
سود امروز شما مسلم بدانید که
نفع فردای شما نخواهد بود زیرا شما امنیت جهان را به معامله با پدر خوانده
تروریزم بین المللی گذاشته اید.
در راستای امنیت فردی و
اجتماعی بعرض هم میهنانم میرسانم امروز25 آوریل 2005 ذوب شدگان در ولایت آیت
الله علی خامنه ای و اعضای وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی با نامه ها و میل های
در خور شان خود و رهبرشان مرا تهدید به قتل کرده اند که مراتب به مقامات ذیربط
در سوئد ارائه گشته و بدین وسیله از آقای نخست وزیر یوران پرسون و خانم لیلا
فریول وزیر خارجه تقاضا دارم جهت رسیدگی اقدامات مقتضی را معمول دارند.
نوید اخگر
25 آوریل سال 2005 میلادی
سوئد استکهلم