خانه اشعار صدای شاعر مقالات و تحلیل ها تاریخچه swedish

آقای خاتمی!

راه حل عقلائی، زمانی که صدام هم حاضر به پرداخت غرامت بودانتخاب نشد

در پاسخ به تردید نداشته ما در مورد رد رقص وآلس خانم کاندولیزا رایس با غار نشینان که منجر به دادن مجوز برای تخریب تمدن بشری میشود، خانم رایس وزیر امور خارجه امریکا امروز13 ماه مارس 2005 اظهار داشتند که:

" ما نمی خواهیم با برقراری ارتباط مستقیم با دولت ملاها به آنها مشروعیت بدهیم پس هیچ نشانه ای از گرم شدن روابط وجود ندارد." 

خانم کاندولیزا رایس در مورد طرح تئوری

" قارچهای اتمی رژیم در محروسه تضاد اقتصادی اروپا و امریکا و در بین ناهمخوانی اپوزیسیون با واقعیتهای سیاسی بین المللی رشد میکند."

که درمقاله ای یکسال و نیم قبل به آن پرداخته بودم و نیز هفته گذشته در مقاله ای مجددا به آن پرداختم در اظهار نظری امروز 13 مارس 2005 چنین گفتند:

" بار اولي که به اروپا رفتم متوجه شدم ايران تا حدي موفق شده بحثي را تحت عنوان اختلاف بين اتحاديه اروپا و آمريکا مطرح کند  بنابر اين در گفتگو با متحدان اروپايي اين مساله روشن شد که هيچ کس نمي خواهد ايراني ها سلاح هسته اي داشته باشند، پس اين ايران بود که مي بايد منزوي مي شد و نه ايالات متحده در حالي که بنظر میرسید مشکل ما هستیم."

تصور میکنم آنچه که تحلیل گران سنگین وزن غربی در مورد خانم کاندولیزا رایس و آفرینش تسونامی جدیدی برای رژیم ایران پس از ورود به صحنه قدرت به آن معتقد بودند با واقعیت های وجودی آنچه تا امروز در صحنه بین المللی به نمایش در آمده است دارای همخوانی های قابل تعمقی است.

سیاستهائی که نه تنها سر قدمهای کوتاه را در سیاست خارجی امریکا پشت سر گذاشته بلکه با آگاهی بر نا توانی نظام فقاهتی در لیبرالیزه کردن خود و جامعه برای ورود به سازمان تجارت جهانی به یک دیپلماسی عملی برای آچمز کردن طرف حسابهای اروپائی که در مماشات با رژیم اسلامی امکان زیست وی را در بین شکافهای دیپلماسی اروپا و امریکا فراهم میآوردند دست یافته است.

آقای خاتمی و جناح دوم خرداد اگر امکان میآفتند که از هشت سال قبل تا امروز دست به یک لیبرالیزاسیون گسترده بزنند بجای اینکه آقای خامنه ای پاسداران اسلام عزیز را همچون گنجی ها و باقی ها و غیره به بند بکشند و تیر به فک باز ماندگان از خط امام شلیک کنند و اگر جناح ولی فقیه تنها قدری از موضع رهبر معظم مسلمین جهان کوتاه میآمدند، بدون اینکه پرستیز رهبری در لبنان و فلسطین و .... را بزیر علامت سئوال ببرند، و مجلس را به تسخیر خود در نمی آوردند، شاید امروز جهان غرب میتوانست بر روی ته بساط مانده حُسن اصلاحات ، سرمایه گزاری کرده و آنرا چکی با گرو گذاشتن جان ابتیاع نماید.

آقای خاتمی آیا چیزی برای فروش  در این زمینه دارید و یا اینکه دیگر دیر شده است؟

آیا آقای خاتمی دیگر نمی تواند سناریوی گرفتن غرامت را که مثل زمان صدام حسین  دارد تکرار میشود با راه حل عاقلانه ای به نفع اصلاحات از این گدار بین المللی عبور دهد؟ صدام در یک پریودی حاضر شد حتی به ایران غرامت جنگی بپردازد ولی ایران حاضر به خاتمه جنگ نبود و شعار جنگ جنگ تا انقلاب مهدی و یا با شعار راه قدس از کربلا میگذرد ایران را به جنگ هشت ساله ویرانگری کشید که خسارات ناشی از آنرا قرنها مردم محروم ایران باید بپردازند.

آیا آقای خاتمی قرینه های سیاسی - دیپلماتیک پرداخت غرامت توسط صدام را با شعار های راه قدس از کربلا میگذرد آنزمان و ورود ایران به سازمان تجارت جهانی و شعاردست یابی به سلاح هسته ای راز بقاء ماست را درک میکنند؟

امروز اتحادیه اروپا و نیز آمریکا نظیر همان پیشنهاد صدام را دارد به رژیم جمهوری اسلامی برای دست شستن از غنی سازی اورانیوم  ارائه میکند.

ورود به سازمان تجارت جهانی و امکان خرید قطعات هواپیماهای مسافری در قبال دست شست از غنی سازی اورانیوم.

آقای خاتمی!

مسلما شما نیز شنیده اید که اسرائیل به گفته منابع آگاه ، واحد های ویژه شالداگ ( شاه ماهی) را در تمریناتی با هواپیماهای اف 15 که مجهز به بمب های سنگر شکن هستند در تمریناتی شرکت داده است، سربازان اسرائیلی در حال آماده کردن طرح حمله هوائی و زمینی به تاسیسات اتمی ایران هستند و در صورت ناموفق بودن مذاکرات  اتمی اروپائیان با شما امریکا نیز مخالفتی با حمله اسرائیل نخواهد کرد.

البته این گزارشات منابع آگاه، از طرف دولت اسرائیل رد شده است ولی یک آن تصور کنید که با رد دیپلماسی عقلائی موجود برای پرهیز از جنگ ، شما نیز در چنبره و در جرگه سیاست محافظه کاران عهد دقیانوس قرارخواهید گرفت. آیا کافی نیست شما که یکبار تجربه تبلیغات جنگ برای خشک مغزان عصر حجر را داشته اید و آنان با شما و یارانتان این گونه رفتار کردند بار دیگر دستخوش همانانی قرار گیرید که در خلوت و خفا مرتب بر آنان تیغ میکشید؟

آقای خاتمی!

آیا درست است که بر خلاف محافظه کاران عهد حجر شما به مصدق این مرد بزرگ تاریخ سیاسی ایران تعلق خاطر داشته اید؟

آقای خاتمی!

آیا سیاستی بنام منافع ملی را میشناسید؟

آیا منافع ملی مردم ایران در زمان صدام حکم نمی کرد که جنگ خاتمه یابد و از صدام غرامت گرفته شود و شعار های کربلا و قدس و این نوع مصائب تاریخی از گرده مردم محروم ایران که این روزها در بازار های برده فروشی بفروش میرسند برداشته شود؟

آقای خاتمی!

آیا بمباران میلیارد ها دلار سرمایه های این ملت در فرم پایگاه های هسته ای ایران کمک به اسرائیل نیست؟

آقای خاتمی !

بایستی پذیرفت که چون نتوانستید اصلاحات را در مخیله ولی فقیه و در جامعه نهادینه کنید و نیز نتوانستید جامعه را با حداقل ارزشهای جهان متمدن آشنا کنید امروز زنهای محجبه را با چادر و چاقچور بنام پلیسهای زن با تیر و تفنگ به خیابانها گسیل داشتید تا جلو چه کسی را بگیرند؟ و از جاری شدن کدام سیل انقلابی جلو گیرند ؟ آیا حضور این محجبه های خشن و اسلحه بدست در جامعه، خود نشان از شکست اصلاحات نیست؟

آقای خاتمی!

دکتر مصدق هم در ابتدا تضاد های آنتاگونیستی با شاه و ولی فقیه آن زمان رو نمی کرد ولی آنجا که پای منافع مردم و ملت ایران در کار آمد در جلو شاه ایستاد و از حق مردم ایران سخن گفت.

آقای خاتمی !

تعلق خاطر شما به چه چیز دکتر مصدق است؟

نوید اخگر

13 مارس سال 2005 میلادی سوئد استکهلم