تحلیل های راست روانه سازمان
چریکهای فدائی در شورای ملی مقاومت ضابطه ای برای نهادینه کردن اپورتونیسم در
شورا و درجنبش آزادیخواهانه مردم ایران
نوید اخگر
Nawid_Akhgar@hotmail.com
در کشور های جهان سوم
با ضابطه های اقتصادی مریض و غیر تکامل یافته و با روبنا های فرهنگی نیمه
فئودالیته نیمه بورژوازی و ما قبل مدرنیسم خطر غلط حرف زدن و غلط تحلیل کردن
سازمانهای سیاسی که پشت سرشان دریائی از خون و امید و آرزو و زجر و شکنج سالیان
مردم خوابیده تقریبا غیر قابل جبران است
فضای فرهنگی نیمه
فئودالی و نیمه بورژوازی حاکم بر جامعه سبب میشود که نامهائی چه سازمانی و چه
فردی با وزن های سنگین تاریخی که حامل ارزشهائی هستند با یک موضع گیری غلط
جامعه ای را شقه و یا از هم میپاشند
تصویری را
ارائه میدهم تا بحثم را بهتر باز کنم.
تصور بفرمائید که در
جلسه شورای ملی مقاومت آقای مهدی سامع سنخگوی سازمان چریکهای فدائی خلق همراه
با چند تن از دیگر اعضای شورا در جلسه ای از شورا شرکت دارند و مردم نیز نظاره
گر آن جلسه هستند
مسلما چون آقای سامع
سالیان رنج و خون و شکنج و امید و آرزو های و مبارزات خلقی را نمایندگی میکند
بیشتر از اعضای عادی شورا مورد توجه و حساسیت مردم قرار دارد. به همین خاطر
موضع گیریهای غلط فردی مثل آقای سامع که حامل رنج و خون و امید و آرزوست با
افراد عادی درون شورا فرق میکند ، موضع گیری غلط آقای سامع یا گروههای اجتماعی
را شقه میکند و یا به تخاصمات بجای همبستگی ها دامن میزند
حال این تخاصمات
میتواند در درون شورا و سرپوشیده باشد و نیز میتواند در شق بیرونی اش به تضاد
های عمیق سیاسی، ایدئولوژیک در خارج از شورا دامن بزند
نکته مهم در مورد آقای
سامع این است که چون ایشان از موضع چپ به تحلیل جریانات میپردازد میتواند در
درون شورائی که اساسا انقلابی نیست یک وزنه
سنگین توازن قوا بحساب بیاید در صورت غلطیدن ایشان براست نظیر پوئن دادن به
ئتوری اصلاح طلبان غیر قلابی و رفرندام و غیر و ذالک اپورتونیسم را در درون
شورا با همکاری نیروهای غیر چپ نهادینه میکند و ادامه فعالیتهای اپورتونیستی در
درون شورا اگر کار رژیم با جامعه جهانی به اینجا نمی کشید غلطیدن شورا و
نیروهای درون آن به روزیونیسم محض یعنی خارج شدن از خط سرنگونی بود
در نظر بگیرید که موضع
گیری آقای سامع به نفع جایزه "صلح" نوبل و غیر قلابی
خواندن اصلاحات و ربط آن به بخشی از حکومت و خانم شیرین عبادی چه ضربات
عمیقی را بر حرکت انقلابی مردم میکوبد .این تحلیل از طرفی به نفع نیرو های
خارجی بود که واقعا روزانه بدنبال نیروی اصلاح طلب غیر قلابی در درون ایران
میگشتند تا اپوزیسیون سرنگونی طلب را منکوب کنند و به دادگاه بکشند و مارک
تروریست بر پیشانیش بکوبند و از تروریست های رژیم خطر
ناک تر جلوه گرش کنند و جلو انقلاب بایستند و انقلاب و انقلابیون را اخ
و مطرود و رفرم و رفرندوام و اصلاحات را تاج سر همه گردانند و با شعار
رفرندام رفرندام این است شعار مردم به میان
اپوزیسیون سرنگونی طلب رسوخ کنند و بگویند که مگر ما نبودیم که گفتیم این رژیم
اپوزیسیون ندارد و آقای خاتمی و اصلاح طلبان درون حکومتی اپوزیسیون خود همین
رژیم هم هستند و شما یعنی سازمان چریکهای فدائی و مجاهدین و شورا و حزب
کمونیست کارگری و حکمتیسم و کومله و غیرو و هر آنکس که با این رژیم سرشاخ شده
اید با برسمیت شناختن بخشی از رژیم و بخشی از رژیمیان با برسمیت شناختن شما در
کنف حمایت پروژه رفرندام که شعار همه مردم ایران است به یک جوال بروید
آنگاه است که نشست آقای
سامع در تلویزیون آقای ضیاء آتابای با رفیق کامبیز روستا که پس از هفتاد سال
مبارزه ضد امپریالیستی نکات دمکراتیک در منشور آقای رضا پهلوی پیدا کرده با
آقای مانوک خدابخشیان که برای پروژه رفرندام و تبلیغ پیرامون آن از سه جبهه به
اصطلاح متفاوت گرد هم آمده بودند لباس تاریخی ایدئولوژیک بر خویش میپوشد و زخم
عمیق و کاری را با دست دوست بر سرو ایستاده میکوبد که بعضی آقایان خود بایستی
حامل و حافظ ارزشهای خونش میبودند
چرائی این
بحث و چرا ئی کشیدن مرده رفرندام از قبر به بیرون برای چیست؟
در تاریخ 20 ماه نوامبر
سال 2006 یعنی دقیقا 14 روز قبل در مقاله ای با نام
"سازمان
چریکهای فدائی خلق عضو شورای ملی مقاومت غافلگیر میکند و به حیرت وا میدارد" .
به گفته
های آقای
جعفر پویه از مسولین سازمان چریکهای فدائی عضو شورای ملی مقاومت برخورد کردم که
در مورد ترور هائی که در عراق توسط رژیم جمهوری اسلامی صورت میپذیرد چنین نوشته
بودند
"آن کسانیکه در مقابل اشغالگران
ایستاده اند نه مزدوران رژیم و نه وابسته به هیچ جایی دیگرند. جنبش ضد اشغال
مردم عراق تا کنون انگ تروریست و القائده و ... خورده است. اما عملن همه اینها
خالی از واقعیت است و عاری از حقیقت. بدون به رسمیت شناختن این جنبش نه آمریکا
و نه رژیم قادر به هیچ کاری نیستند
."
من در همین مقاله با
احترام از ایشان خواستم که این جنبش ضد اشغالگری را
که از رژیم و از هیچ جائی اسلحه مهمات و پول و دلار نمی گیرند و نه سر میبرد و
نه در معابر عمومی بمب گذاری میکند و نه آدمربائی کرده و شکنجه نموده و بقتل می
رساند را به مردم با تاریخ و نوع عملیات معرفی نمایند.
البته امیدوارم روزی اگر نیروهای ائتلاف از تمامی
کشور های شرکت کننده قصد ماندن در عراق را داشتند و خطری هم از جانب رژیم ولی
فقیه عراق را تهدید نمیکرد مقاومت در مقابلشان پا گرفته و بیرونشان بریزد ولی
امروز کیست که نداند اشغال و اشغال گری در دراز مدت و ماندن در کشوری بیگانه
مربوط به دهه های گذشته است و سیستم سرمایه امروز با معیار های دیگری عمل
میکند، هدف سازمان چریکها از پیش بردن استراتژی اشغال و اشغالگری چیست و گُل
مطلب را اگر روزی به اصلاح طلبان غیر قلابی تقدیم کرد امروز در پی تقدیم سیاست
اشغالگری به چه کسی است؟
سازمان چریکهای فدائی
خلق در نبرد خلق شماره 257 اول آذر 1358 یعنی دو روز پس از انتشار مقاله من در
جوابیه ای بقلم آقای جعفر پویه چنین نوشت
"آمریکا به دلیل یک توهم و این
که فکر می کرد می تواند بدون هیچ
مقاومتی
عراق را اشغال و مال خود کند، در
مردابی افتاده است که تلاشش برای خلاصی از آن باعث فرو رفتن بیشترش می شود
سازمان
چریکهای فدائی عضو شورای ملی مقاومت!
این
مقاومتی را که شما در عراق پیدا کرده اید که امریکا را به مرداب کشانیده و رژیم
هم از صبح تا غروب دارد از منبر و مناره ترانه مرداب را میخواند تروریزم رژیم
جمهوری اسلامی نام دارد که عالم و آدم و کلیه عراقیون از صبح تا شب دارند به
افشای آن میپردازند، چرا جای رژیم جمهوری اسلامی را با مقاومت تعویض میفرمائید؟
هدف شما از در بردن رژیم از زیر تیغ تروریسم با این نوع مشاطه گری های سیاسی به
چه منظوری است؟ آیا به این موضع گیریها میگویند موضع چپ و ضد امپریالیستی؟
وقتی از
آقای سامع سئوال شد که چرا بدیدار شیرین عبادی تا فرودگاه تشریف بردید و چرا
ایشان را اصلاح طلبان غیر قلابی خواندید و مگر اصلاح طلب غیر قلابی هم در ایران
وجود دارد؟ فرمودند من این کار ها را خصوصی انجام داده ام ، آیا موضع گیریهای
قیصری از این دست هم در ارگان سازمان چریکهای فدائی کار خصوصی آقای جعفر پویه
است؟
کشتی
شورای ملی مقاومت که با این نوع موضع گیری های شما آنهم در ارگان سازمانیتان
تعادل خودش را از دست خواهد داد. مردم ایران بهای این مواضع اپورتونیستی را با
خونشان روزانه در ایران میپردازند
حزب
طوفان هم تا چندی پیش حزب الله لبنان را مقاومت مردمی و هواداران حرکت های ضد
امپریالیستی میخواند و عکس حسن نصرالله را سر دست بلند میکرد
سازمان
چریکها در جائی دیگر به قلم آقای پویه مینویسد:
"عراق همچون دامچاله ای شده است که به هر طرف که می پیچند ضربه ای دریافت می
کنند و گروه های راهزنی که از دل بلوا بیرون جسته اند، خود به عاملی بحران زا
تبدیل شده اند که جلوگیری از آنها بسا مشکل تر از جریانات شناسنامه دار است
سازمان
چریکهای فدائی!
آن
مقاومتی که میفرمودید امریکا را به مرداب کشانیده اند همین گروههای
راهزن
هستند؟ چرا نمی گوئید که عراق از طرف چه جریان عمده ای ضربه دریافت میکند؟
جریانات شناسنامه دار که همکار رژیم و ولی فقیه نیستند و یا هستند که کنترلشان
از راهزن ها آسان تر است کدامند که امریکا را به این مرداب کشانده اند؟ نکند
همین راهزن ها که کنترل کردنشان مشکل است امریکا را به این مرداب کشانده اند؟
چون بهر حال رژیم و ولی فقیه را میشود، شاید ، شاید، زبانم لال کنترل کرد؟ پس
بهتر است که سر مایه گذاری بیشتر بر روی همین راهزنهای غیر قابل کنترل باشد
وگرنه بحمدالله و انشاالله دیگر کار ها از جمله سیاست های احمدی نژاد و ولی
فقیه که یکبار هم در مقاله تان از آنها نام نبرده اید و جایشان با راهزن ها
عوض شده قابل کنترل خواهند بود
تکرار
میکنم:
در کشور
های جهان سوم با ضابطه های اقتصادی مریض و غیر تکامل یافته و با روبنا های
فرهنگی نیمه فئودالیته نیمه بورژوازی و ما قبل مدرنیسم خطر غلط حرف زدن و غلط
تحلیل کردن سازمانهای سیاسی که پشت سرشان دریائی از خون و امید و آرزو و زجر و
شکنج سالیان مردم خوابیده تقریبا غیر قابل جبران است
فضای
فرهنگی نیمه فئودالی و نیمه بورژوازی حاکم بر جامعه سبب میشود که نامهائی با
وزن های سنگین تاریخی که حامل ارزشهائی هستند با یک موضع گیری غلط جامعه ای را
شقه و یا از هم میپاشند
میخواهد
حزب توده باشد، یا طوفان یا بخشهای از سازمان چریکهای فدائی در اول انقلاب که
تا بارگاه رژیم به پای بوس رفتند.
در بخش
دیگری آقای جعفر پویه چنین مینویسد و قند و قروت و قیمه را با هم مخلوط میکند و
بخورد خواننده میدهد توجه بکنید ایشان در ارگان سازمان چریکهای فدائی مینویسد
بخش
بسیاری از نیروهای درگیر با اشغالگران نیروهایی هستند که به هیچ جایی وابسته
نیستند و تنها علیه اشغالگران مبارزه می کنند. هم رژیم و هم طالبانی هر دو می
دانند که هیچ کدام از آنها نه می توانند و قادر به کنترل این نیروها نخواهند
بود. بنابراین بخشی از نیروهایی که تحت کنترل رژیم هستند، در مناطق خود قادر به
بر قراری حداقل آرامش هستند که در آن صورت عامل و مزدور بیگانه نام خواهند گرفت
که حاضر به پذیرش چنین ننگی نیستند
به همان
اندازه ای که شما متن بالا را متوجه شدید ما هم شدیم
عجب پس
متوجه شدیم که نیروهای رژیم قادر به برقراری آرامش هستند،
ما و مردم عراق تا بحال خیال میکردیم که این رژیم ولی فقیه است که اصلا مایل به
آرامش نیست و امروز اسلحه میسازد و فردا به عراق ارسال میکند و ملیون ملیون
دلار تا نشده سرازیر آن کشور مینماید
در مطلب
بالا اینقدر قند و قروت و قیمه با هم مخلوط شده که آدم احساس میکند مصصح نشریه
ارگان چریکهای فدائی در موقع تصحیح متن در خواب قیلوله تشریف داشته است ولی بهر
حال جوهر مطلب را که همان آرامش و نسبت دادنش به رژیم باشد از درون متن همچون
تیری در چشم خواننده مینشاند
رفقا
آقای مهدی سامع و آقای جعفر پویه با احترامی که برای مبارزات تک تک افراد
اپوزیسیون قائل بوده و هستم و در نزدیک به چهار دهه مبارزه در کوره راههای صعب
همیشه بهای سنگین آنرا پرداخته و خواهم پرداخت ذره ای از مواضعم در مقابل شما
شورای ملی مقاومت و مجاهدین با تمام اشتباهاتی که مرتکب شده اید کوتاه نخواهم
آمد و قاطعانه ایستاده ام و اظهار میدارم که اگر مواضع ضد امپریالیستی و
آزادیخواهانه و ضد دیکتاتوری مذهبی این است که شما ها دارید پس بهتر آن که باقی
عمر را خالصانه به شمایان تقدیم کنم و به خویش بگویم مرده شوی تو و مواضع ضد
امپریالیستی و ضد دیکتاتوری مذهبی ات را همراه با خودت ببرد تا نیرو های اصیل
راهشان تا رسیدن به آزادی هموار گردد
تاریخ
یکشنبه 3 ماه دسامبر سال 2006 میلادی سوئد استکهلم
آدرس
سامانه اینترنتی نوید اخگر
http://www.nawidakhgar.com/