hem poesi ljud historia persiska

نقدی و تحلیلی بر نوشتار آقای علی جوادی " کجاست یک جو انسانیت"

 

نوید اخگر

 

Nawid_akhgar@hotmail.com

این تحلیل و نقدی شخصی نیست و مواضع علی جوادی و یا آذر ماجدی در مورد حمایت از حماس و جهاد اسلامی و حزب الله لبنان زیر پوش دل سوختگی برای مردم فلسطین خطی است سیاسی که یک سرش در دست هواداران سلطنت نظیر عبدالستار دوشوکی از همکاران پرو غربی آقای جوادی است و سر دیگرش در دست مسلمانان مکتبی نظیر حاج سید جوادی تا پیکاریهائی نظیر تراب حق شناس تا حزب طوفان و ... سر دیگرش در دست وزارت اطلاعات سازمانهای امنیتی غرب که سیاست مماشات با رژیم اسلامی را پیش میبرند و در آخر در دست احمدی نژاد و بیت رهبر معظم انقلاب آیت الله خامنه ای است

 

این مطلب را با این کلام شروع میکنم که اگر نوشتار نویسندگان از جوهر احساس و عاطفه خالی شوند تیر هر تصمیم سیاسی که از طرف آنان شلیک میشود دیر یا زود به سنگ خواهد خورد

عاطفه و احساس طوری میبایستی در وجود فرد سیاسی تبیین گردد که وی بتواند در تصمیم گیریهای سیاسی و در مقاطع حساس تاریخی از عاطفه و احساسش سود بجوید بی آنکه عاطفه و احساس فرد سیاسی به زندانی برای به بند کشیدن تصمیمات سیاسی وی تبدیل گردد

 

 آقای علی جوادی در نوشتار خود شخص من و آقای علیرضا گلزار و آقای حمید تقوائی لیدر حزب کمونیست کارگری ایران را به داشتن مواضع پرو اسرائیلی متهم کرده بودند، من احساس این دو عزیز را نمی دانم ولی خودم بسیار از اینکه متهم به حمایت از یهودیان و اسرائیلان در مقابل نافیان هولوکاست و حامیان تفکرات نئونازیستی که در نوشتار آقای جوادی موج میزند میشوم خشنودم. در ذیل با فاکت متقن از نوشتار خود ایشان به همفکری ایشان با تفکرات نئونازیستی، اسلامی- احمدی نژادی نیز خواهم پرداخت

 

خشنود از اینکه بهر حال توانسته ام در سیاست گذاریهایم  در پریود جنگ جمهوری اسلامی با مردم اسرائیل دوست آنان باشم  همچنان که دوست مردم فلسطین و خواستار تشکیل کشور مستقل فلسطین و آنچنان تاثیر گزار باشم که نه تنها صدای  داد و فریاد وزارت اطلاعات رژیم و سایت های تابعه و وابستگانش را در آورم که حتی حامیان ناسیونالیسم عرب و مخلصین سیاستهای عشیره های عربی و حامیان نئونازیستهای اسلامی را نیز چنان غلغلک داده که بی محابا به میدان جسته اند و با پهن کردن سفره های پر از احساس! و عاطفه! و نشان دادن شمر و خولی و امام حسین شهید و علی اصغر و زینب کبرا از مردم اشک بگیرند

 

یک جو انسانیت:

تا جائی که مسئله به یک"جو انسانیت" آقای علی جوادی بر میگردد تعریف داستانی از زندگی ایشان برای شناخت انسانیت درونی خود ایشان خالی از لطف نیست

 

داستان مربوط به زمانی است که زنده یاد منصور حکمت از میان ما رفته و آقای علی جوادی برای پر کردن جای خالی رهبر نهایت کوشش خود را میکند ولی سر خورده از اینکه توده های حزبی دست رد به سینه ایشان میزنند و مشروعیتی برای رهبر شدنش قائل نیستند و وی را دارای صلاحیت بدست گرفتن رهبری نمی دانند شمشیر را برای حمید تقوائی لیدر حزب نه از رو که در زیر لباس بسته و به فراکسیون بازی ادامه می دهد و در پشت سر رهبر حزبش و رفقای تشکیلاتیش توطئه میکند، بد گوئی میکند ، سیاه کاری میکند و نشست هائی را با افرادی تشکیل میدهد که بتواند رهبری را در آن جناح دیگر (حکمتیستها) بدست گیرد ولی باز هم تیرش به سنگ میخورد ، علی جوادی تن به نشست هائی میدهد که اساسا مغایر با اصول یک "جو انسانیت" برای یک فرد سیاسی با پرنسیپ های سیاسی است

 

 خبر این تحرکات به من نیز که خارج از حزب و بدون هیچ وابستگی به آنان قرار دارم نیز میرسد  وهر روز بر تعجب من از عملکرد شخص علی جوادی نسبت به داشتن یک "جو انسانیت" در مقابل رفقای هم حزبی خودش بیش و بیشتر میشود

 

 ناگاه خبر فوت فرزند علی جوادی را نیز میشنوم از این واقعه تاسف آور بسیار آزرده میشوم در تماسی با یکی از رفقای حزب کمونیزم کارگری که در استکهلم هم زندگی نمی کند ولی در نزد من از احترام فوق العاده ای برخوردار است میپرسم در مورد کمک به علی جوادی چه کرده اند؟ و ایشان به من جواب میدهند که با توجه به مسئله فراکسیون تشکیل شده توسط علی جوادی در درون حزب بهر حال آقای حمید تقوای خودش شخصا به امریکا برای بودن در کنار علی جوادی و به نمایندگی از طرف رفقای حزب خواهد رفت

 

اولین احساسی که بعد از شنیدن خبر رفتن حمید تقوائی به نزد علی جوادی که آنهمه زشتی و پلیدی را برای شخص وی در پشت سرش سامان میدهد و ما نیز در جریانش بودیم یک احساس بسیار زیبا نسبت به حمید تقوائی به من دست میدهد و اینکه حمید تقوائی بجای یک جو انسانیت با دانستن این تحرکات علی جوادی یک خروار انسانیت و منش خوب و عاطفی- سیاسی از خود بروز داده است. یادم هست پس از صحبتی که با آقای سیاوش دانشور نیز در مورد جوادی داشتم شخصا برای گفتن تسلیت با ایشان در امریکا تماس گرفتم و به رفقا و دوستان نیز تاکید کردم که در این مرحله که علی جوادی سخت ترین ضربه عاطفی احساسی زندگیش را بر دوش میکشد بایستی بر خیلی از مسائل چشم پوشید و به کمک او شتافت. تعریف های من را اگر نه هیچکس خود سیاوش دانشور در مورد جوادی باید به خاطر داشته باشد . کاش علی جوادی از احساس و عواطفی که به پایش ریختند حداقل به اندازه یک جو از خود انسانیت نسبت به رفقای هم حزبی اش نشان میداد تا امروز بتواند تز یک "جو انسانیتش" را به افرادی همچون من بفروشد

 

کسی که در پروسه سیاسی زندگی اش پشت پا به هر پرنسیپی میزند و نه تنها انسانیت که کلیه پرنسیپ های یک فرد سیاسی را به چوب حراج میزند امروز با سفسطه و مغلطه کاری سیاسی از یک جو انسانیت حرف نزند بسیار سنگین تر است

 

بررسی نوشتار علی جوادی:

 

این نوشتار شش صفحه ای جوادی متاسفانه بسیار عجولانه بدون تمرکز واقعی بر روی موضوعات نگاشته شده بطوری که اگر یک فرد حرفه ای نوشتار آقای جوادی را ویراستاری کند شاید این شش صفحه به تنها نیم و یا یک صفحه تقلیل یابد زیرا مرتبا تکرار مکرارت از صفحه اول تا صفحه آخر به چشم میخورد گویا نویسنده مطلب فراموش میکند در دو صفحه قبل چه گفته و باز همان مطلب را در صفحه دیگر به نوعی دیگر تکرار میکند این نوع نوشتار حاکی از پریشان احوالی نویسنده است که مایل است با استفاده از  کلیشه های کمونیزم کارگری خود را یک فرد رادیکال مارکسیست جلوه دهد ولی به علت در غلطیدن به مواضع حمایت از ناسیونالیزم اسلامی و در بعضی موارد بد تر از آن حتی تا مرز حمایت از تفکرات عشیره ای عربی که پیش میرود به خواننده اش چنین القاء میکند که نویسنده مطلب در بطن و در جوهر یک مسلمان مکتبی است با افکار اسکیزوفرنی حاد که نمی تواند بنا بر اصول مارکسیستی قوانین علمی را بر روی واقعیات وجودی پدیده ها ساری و جاری کند و از آنان نتیجه علمی دریافت دارد

 

 علی جوادی در این نوشتار به فردی مذهبی و به علم دار حسین شهید بدل میگردد و برای عزاداران حسینی تنها در مدار اومانیسم به چرخش های سرگیجه آور ورای ایده آلیزم خرده بورژوازی دست میزند و در مدار تخیلات ضد ماتریالیستی و ماورالطبیعه به سیر و سیاحت میپردازد، علی جوادی که قادر به اداره رفقای حزبش نبوده و از آنجا به بیرون پرتاب میشود از ماکت های احمدی نژادی استفاده میکند و در رقابت با هزیان های پاسدار ولایت که  ادعای رهبری جهان را دارد ولی از رهبری چهار تا حزب الهی اطراف خودش عاجز است کورس میگذارد  برای روشن شدن موضوعات فوق در یک تحلیل واقع گرایانه ماتریالیستی به تک تک نمونه های مزبور اشاره خواهد رفت

 

علی جوادی در بخشی از نوشتارش نگاشته های مرا در مورد فلسطینیان به سرقت میبرد و به نام خودش بدون ذکر ماخذ استفاده میکند و از آن نتایج معکوس میگیرد. ابتدا به نوشته من که در سایت وزارت خارجه اسرائیل درج شده است توجه فرمائید و آنرا با نوشته علی جوادی مقایسه کنید

 

نوشته اخگر

سیتات

در دهه های گذشته خصومت و ستیز ضد اسرائیلی ساخته و پرداخته رهبران عقب مانده و جاه طلب و بی لیاقت کشور های عربی در پرتو جنگ سرد توانست رسوخ قابل ملاحظه ای در تفکر روشنفکران و حتی نیروهای سکولار و نیز چپ جوامعی همچون ایران داشته باشد، دهه 60 و 70 میلادی با شاخصه های رادیکال و ضد سرمایه داری و با تحلیل های بسیار رقیق اقتصادی و سطحی که هیچ نقدی حتی بر اقتصاد توحیدی! و یا اقتصادی اسلامی! نداشت سعی میکرد در عرصه تبادلات بین المللی و با سود جستن از احساسات حقوق بشری در پرتو جنگ سرد خود را تعریف کند.پایان سیتات

 

نوشته جوادی

سیتات

مساله فلسطین در عین حال یک معضل تاریخی است. ریشه تاریخی خود را دارد. راه حل خود را نیز دارد. تشکیل کشور مستقل فلسطین راه حل پایه ای این معضل تاریخی است. این مساله تاریخی در دورانهای متفاوت، در دوران جنگ سرد، در دوران جنگ اعراب و اسرائیل، در دوران کشمکش دو قطب تروریسم دولتی و اسلامی، تحت تاثیر این صفبندیها قرار گرفته است. در دوران حاضر جنگ دو قطب تروریستی به مساله فلسطین ابعاد پیچیده تر و مرگبارتری بخشیده است. همانطور که کشمکش دو بلوک شرق و غرب در دوران جنگ سرد به این مساله ابعاد جهانی و ویژه تری بخشیده بود و حل آن را پیچیده تر کرده  بود اگر جدال دو قطب تروریستی نه با پيروزى يکى بلکه با پيروزى جریانات آزادیخواه و برابری طلب و کمونیست کارگری فرجام يابد، مسلما مساله فلسطین هم متعاقبا حل خواهد شد.      پایان سیتات

 

باید توجه داشت که در مقالات من به نقش کنفرانس صلح اسلو یعنی اینکه مسئله فلسطین راه حل نظامی ندارد و باید پشت میز مذاکره طرفین به توافق برسند و به نقش محمود عباس در ایجاد کشور مستقل فلسطین و بخواست جامعه جهانی و اراده مردم اسرائیل در تشکیل کشور مستقل فلسطین و نیز بر خرابکاریهای حکومت اسلامی در این روند تاکید شده است در حالی که آقای جوادی که باید به قول خود و بعنوان شاگرد منصور حکمت یک تحلیل مارکسیستی ارائه دهد یعنی تئوریهایش را بر روی واقعیات استوار کند و از آن نتیجه بگیرد همچون احمدی نژاد در هپروت سیر میکند و در فکر رهبری جهان است آنهم ابتدا به ساکن با از بین بردن دو قطب تروریستی جهان تا پس از آن و با آن وعده سر خرمن مسئله فلسطینیان را کمونیست کارگری که حتما خود ایشان است و نه تفکر کمونیزم کارگری حل نماید

 

بایستی متذکر شوم که کار و شغل من از 12 سالگی نوشتن بوده و هیچ گونه تخصصی در امور نظامی ندارم ولی اگر از ژنرال علی جوادی که در ماورالطبیعه و جهان هپروت سیر نمی کند بپرسید که این پیروزی بر دو قطب تروریستی با کدام ابزار و سلاحها ممکن میشود و آیا اگر نیروهای اقطاب تروریستی  در کودکستانها و مدارس و مساجد برای حمله به شما سنگر گرفتند و بر روی شما و کودکانتان در دیسکوتک ها و رستورانها و اتوبوس مدارس بچه ها و در خانه سالمندان و مراکز خرید مردم در مراکز شهر ها بمب کار گذاشتند و از مردم کوچه و خیابان بعنوان سپر دفاعی استفاده کردند و قصد در آوردن امام زمانشان را از چاه جمکران برای خلیفه گری 1000 ساله اسلامی و مسلمان کردن جهان داشتند شما چه خواهید کرد

 

علی جوادی فورا از منصور حکت فاکت میآورد و چنین مینویسد

 

"جريان ما به صرف نظامى شدن اوضاع اصول خود را فراموش نميکند. مطمئن باشيد ارتش اين حزب نه فقط مردم غير نظامى را به مخاطره نمياندازد، بلکه مورد حمايت خود قرار ميدهد. مطمئن باشيد اين حزب مناطق مسکونى و محيط کار و زندگى مردم غير نظامى را حتى اگر طرفداران سرسخت نيروهاى مقابل باشند، نميکوبد. مطمئن باشيد معاش مردم را گرو نميگيرد. مطمئن باشيد راههاى ارتباطى مردم و امکان دسترسى آنها به نيازمندى هايشان را سد نميکند. مطمئن باشيد اين حزب با اسراى جنگى مطابق انسانى ترين موازين رفتار ميکند، ما مجازات اعدام نداريم و در شرايط جنگى هم نخواهيم داشت. مطمئن باشيد در کليه مناطقى که توسط ارتش کارگرى محفوظ نگاهداشته شده است نه فقط مدنيت سازمان مييابد، بلکه تمام حقوقى که در برنامه حزب اعلام شده است براى مردم تضمين خواهد شد. در چنان مهلکه اى کمونيسم کارگرى جريانى خواهد بود که براى مردم امنيت و رفاه و اميد همراه مياورد."(منصور حکمت، سناریوی سیاه، سناریوی سفید، ژوئن ۱۹۹۵)

 

باید به آقای جوادی گفت که این فاکت از منصور حکمت مربوط به زمان حیات ایشان بود اگر منصور حکمت امروز زنده میبود و عملکرد های شمایان را در قطعه قطعه کردن حزبتان و قیمه و قرمه کردن رفقای حزبی خودتان برای گرفتن پست و مقام آنهم با چنگ و دندان میدید مطمئن باشید که این تئوریهای توجیه گرانه ایده آلیستی را فورا با تز هائی که با دیالکتیک مارکسیستی همخوانی بهتری داشته باشد عوض میکرد و آنرا با تئوریهایی که ریشه در واقعیات دارند بیشتر وفق میداد

 

امثال شما آقای جوادی هر روز یکی از رفقایتان را در سر در اینترنت بدار میکشیدید و در میان رفقای خودتان برای کشتار شان بمب منفجر میکردید و هنوز از این کار های تروریستی دست برنداشته اید مقاله اخیرتان نمونه بارز آنست ولی بهر رو  زورتان نچربید نتوانستید حزب را بطرف خودتان غلت بدهید و سپس آنرا بدامان حسن نصرالله و در کنار حزب تک نفره طوفان  در مواضع ضد امپریالیستی و ضد صهیونیستی حماس و جهاد اسلامی قرار دهید این آشفته گوئی های امروزیتان نیز نتیجه شکست های حماسی تان است که در آینده مزه آنرا بهتر خواهید چشید

 

فقط تاسف من از این است که چگونه سیاوش دانشور در کنار امثال شما با این نوع تفکرات آلوده به لجن اسلامیست ها عشیره ای طاقت آورده است یادم هست روزی در تماسی تلفنی سیاوش در مورد مواضع طوفان بمن میگفت که من اصلا دیگر به اعلامیه های اینها نگاه هم نمی کنم چون آن زمان طوفان تا آنجا در حمایت از حسن نصرالله پیش رفته بود که مطرح میکرد در صورت در گرفتن جنگی با ایران در کنار سپاه پاسداران به نفع جمهوری اسلامی خواهند جنگید

آقای جوادی اگر مرد عمل هستید چرا آستین همت بالا نمی زنید و در این جنگ نابرابر به یاری حماس و جهاد اسلامی نمی شتابید و خودتان را از این همه درگیری تئوریک ذهنی برای یکبار  هم که شده خلاص نمی کنید و در صحنه عمل آنرا محک نمی زنید تا دیگران هم به گفتار های شما اطمینان حاصل کنند اگر این جنگ آنچنان که شما ترسیم میکنید و خانم آذر ماجدی را هم به دنبالچه خودتان تبدیل کردید که همانند جنابعالی در حمایت از حماس و جهاد اسلامی اعلامیه صادر کند تنها بین فلسطینان و دولت خونریز اسرائیل است چرا این موقعیت مناسب را برای از بین بردن این قطب تروریستی از دست میدهید، کفش و کلاه کنید و آذر را هم با خودتان به آن میدان ببرید ولی مواظب باشید برادران حماسی تان محجبه اش نکنند و  بکوشیدکمونیزم کارگری را در آنجا محقق کنید در امریکا و اروپا که نتوانستید و تعدادتان از انگشتان دست هم تجاوز نمی کند شاید در آنجا بخت یاری کند و قرعه کمونیزم کارگری بنام شما در میان توده های سرکوب شده حماسی و جهادی بچرخد ولی من با شناخت اندکی که از سیاوش دانشور دارم اگر اشتباه نکنم وی با شما در این غزوه اسلامی چه تئوریک چه عملی شرکت نخواهد کرد، اگر هم اشتباه کردم آنرا به حساب خطا های من در شناخت افراد یادداشت فرمائید

 

 شما که پرونده خوبی در برخورد با خودی هایتان ندارید چگونه مردم به اشخاصی مثل جنابعالی که در پشت سر لیدر حزبتان آقای حمید تقوائی آن اعمال شنیع و مشمئز کننده را مرتکب شدید اطمینان کنند؟ اگر سیاوش را هم با خودتان به آن جبهه بکشانید با چه گارانتی تضمین میکنید که از پشت به او شلیک نمی کنید؟ آقای جوادی شما تنها سلاح و ابزار لازم را برای گرفتن قدرت در درون حزبتان در دست نداشتید و گرنه کم از عشیره های عربی همچون حماس و جهاد اسلامی و آخوند های حاکم بر ایران که امروز به حمایتشان زیر پوش حمایت از فلسطینیان برخاسته اید نمی آوردید و در در صورت در دست داشتن سلاح همه را به رگبار میبستید زیرا اعضای حزب شما را محق و صالح برای نشستن در کادر رهبری حزب تشخیص نداده بودند به هر دری زدید که رهبر بشوید ولی گویا اسماعیل هنیه و حسن نصرالله گوی سبقت را از شما در نزد جمهوری اسلامی ربوده اند و شما بیهوده تلاش میکنید

 

 آقای جوادی جنایاتی را که تئوریکمان مرتکب میشدید برادرنتان در حماس و جهاد اسلامی و حزب الله لبنان عملن عملی میکنند ولی با وجود تمام کمک های نظامی که از طرف علی خامنه ای در اختیارشان قرار گرفته توان استفاده از همه امکانات را نمی یابند، آنهم در مقابل عزم یهودیان شجاعی که امروز بجای مماشات غرب با رژیم جمهوری اسلامی به جنگ با آن برخاسته اند، این جنگ با مردم فلسطین نیست زیرا نماینده فلسطینیان محمود عباس در کنار کشور اسرائیل در حال پایه ریزی کشور مستقل فلسطین است و معتقد است که مسئله فلسطین حل نظامی ندارد

 

 این جنگ رژیم جمهوری اسلامی و علی خامنه ای و دست نشاندگانش با یهودیانی است که پیامبرشان حضرت داود اورشلیم را بنا نهاد و حضرت سلیمانشان بیت المقدس یهود را در زمانی که نه مسلمانان و نه مسیحیان حتی در نطفه موجودیت نداشتند پی ریخت و تفکرات نئونازیستی نظیر افکار جنابعالی با کمک احمدی نژاد قصد حذف آنان را از روی نقشه جهان در سر میپرورانید

 

اسرائیل امروزی اساسا جایگاه اعراب که نبود هیچ اعراب حتی در سوریه و عراق نیز وجود نداشتند چه برسد به اسرائیل کنونی، با ورود اعراب از یمن به سرزمین اسرائیل نطفه تمام این جنایات امروزی ریخته شد، مسلمانانی که برای پاکسازی نژادی با نوع فرهنگشان با نوع زاد و ولد موشواره شان با نوع معادلات دیکتاتور مابانه شان که از محمد پیامبرشان آموخته بودند با مسائل بر خورد میکردند و میکنند، این محمدبود که بدرون کعبه رفت و خدایان تمامی ادیان دیگر را به نفع خدای مسلمانان سر برید و از کعبه پاکسازی نژادی ایدئولوژیک کرد و بیرون انداخت و از روی نقشه جهان حذف کرد و با شعار اشهد ان لا اله الی الله دیکتاتوری فاشیستی مذهبی را بنا نهاد

 

 آه اگر محمد پیامبر مسلمین خدایان دیگر ادیان را نمی کشت سر نمی برید و شعار اشهدان لا اله الی الله سر نمی داد و معتقد به پلورالیسم فکری میشد و خدایش را در کنار خدایان دیگر مذاهب برای همدلی با یک جو انسانیت قرار میداد و همچون کوروش هخامنشی در معابد دیگر مذاهب به عنوان یک انسان سر تعظیم و احترام خم میکرد و ریشه ولی فقیه ها و احمدی نجات ها را که همچون جنابعالی در فکر حذف طرف دیگر معادله به گفته خودتان با آن تحلیل های دروغین و عقب افتاده و متحجرتان هستید در نطفه خفه میکرد

 

آه اگر محمد دمکرات میبود مگر میشد در اتوبوس های مدرسه کودکان کسی بمب منفجر کند و یا در کودکستانها و مدارس و رستورانها آه آه اگر و اگر .....، آقای جوادی نه اسلام را شناخته اید و نه آگاهی از مارکسیسم دارید، شما کارمند اداره کلیشه های تفکری شده اید که نه با منصور حکمت تعریف میشود و نه ربطی به مارکسیسم دارد شما اگر دستتان میرسید منصور حکمت را هم در گوشه ای همچون حمید تقوائی گیر میآوردید و خفه اش میکردید

 

آقای جوادی تنها اشتباه حزب کمونیست کارگری این بود که چند صباحی اجازه داده بود جنابعالی در کنار نیروهای پرو غربی همفکرتان نظیر همین آقای عبدالستار دوشوکی عنصر سلطنت خواه و پرو غربی که در لیسیدن هیکل حسن نصرالله و حماس و جهاد اسلامی با شما هم داستان است خودتان را گم کردید پیشنهاد میکنم راه را دوباره برگردید و علی جوادی را بجوئید خودتان را دوباره کشف کنید و در خدمت مردم و نیروهای مترقی قرار دهید این راه که میروید به آغوش سید علی خامنه ای ختم خواهد شد و در درونتان وزارت اطلاعات چنان تخم گزاری کند که از وحشت تجاوز به حریم مبارزین به انگشتان دستتان هم شک کنید

 

علی جوادی همطراز با تئوریهای فوق در مورد حذف اسرائیل از روی نقشه جهان به یاری نئونازیستها و احمدی نژاد میشتابد و این تئوری را طرح میکند که اگر در این طرف معادله "کسانی" خواهان سرنگون کردن حکومت اسلامی هستند آنطرف معادله یعنی حذف اسرائیل   از روی نقشه جهان چرا صورت نپذیرد به نوشته علی جوادی توجه کنید

سیتات

چگونه است که حل این معادله "دو سویه" به یکباره به نابودی یک سوی قضیه گره میخورد؟ پایان سیتات

و پس از این جدیت های به اصطلاح "مارکسیستی "

 علی جوادی سیاست بایکوت رژیم جمهوری اسلامی را حلقه میکند به گردن مردم میاندازد تا حکومت علی خامنه ای را از طناب دار تحریم ها  و مسئله اتمی جمهوری اسلامی که در مقاله اش نیم نگاهی هم به آن نمی اندازد برهاند وی تحریم رژیم جمهوری اسلامی را ضد انسانی میداند و مینویسد

سیتات

منطقی که سیاست تحریم اقتصادی و تجاری مردم را توجیه میکند و آن را گامی در جهت "رادیکالیزه شدن" و "جاری شدن" اعتراضات مردم میداند..... پایان سیتات

 

میبینید که چگونه آقای جوادی دلش بحال اقتصاد تجاری مردم میسوزد اقتصاد تجاری مردمی که آن سرش 30 سال مماشات و اسثتمار توده های میلیونی را توسط غرب با ضایعه فقر و فلاکت و تن فروشی و کودک فروشی و خود فروشی  همگانی به همراه داشته، آری خوانندگان خود قضاوت کنند که تفکر آقای جوادی یک تفکر لجن آلوده راست افراطی پرو غربی است که برای سیاست مماشات و بانک جهانی و پا برجائی نظام شریف! جمهوری اسلامی عرق میریزد و اپوزیسیونش را تکه و پاره میکند و به درگاه حسن نصرالله و حماس و جهاد اسلامی می کشاند برای حذف اسرائیل از روی نقشه جهان در کنار احمدی نژاد تئوری می بافد و یا یک سیاست مارکسیستی متعلق به منصور حکمت است؟ 

جای تاسف این که وقتی علی جوادی مقاله اش را بر روی اینترنت میگذارد سایت تریبون حکمتیستها که هیچکدام از مقالات من را در زمینه جنگ غزه درج نکرده اند سریعا مقاله جوادی را با عکس ایشان درج میکند و همان یک خط افاضات ایشان را که نسبت به من ابراز فرموده بودند نصب العین قرار می دهند یعنی به نوعی پشت آن میایستند البته چند روز قبل از انتشار مقاله آقای جوادی در چند تماس تلفنی با یکی از مسئولین حکمتیستها ایشان بمن خیلی راحت و پوست کنده میگوید

نقل قول

"ما در مورد مسئله غزه معتقد نیستیم که دست حماس و جهاد اسلامی و اینجور چیز ها      ( بخوانید جمهوری اسلامی) در کار است جنگ غزه را ما به گردن اسرائیل میدانیم و بس. پایان نقل قول

 آیا از این اطلاعیه روشن تر و صریح هم در مورد مسئله غزه کسی سراغ دارید من را از وجودش مطلع سازد.

از مسئولین سایت تریبون حکمتیسم تقاضا میکنم بر اساس اصول ژورنالیستیک این مقاله را در کنار پرخاش گریهای غیر سیاسی آقای جوادی به ثبت برسانند

تاریخ جمعه 9 ماه ژانویه سال 2009 میلادی سوئد استکهلم

آدرس سامانه اینترنتی نوید اخگر

http://www.nawidakhgar.com/

 

Copyright © 2005-2006 All Rights Reserved for "www.nawidakhgar.com "      نقل و بازچاپ مطالب بدون ذکر ماخذ ممنوع است

تماس با ما kontakt