hem poesi ljud historia persiska

اسکیزوفرنی راست مذهبی و ارتجاعی در پوش حمایت از مجاهدین و شورای ملی مقاومت

نوید اخگر

Nawid_Akhga@hotmail.com

ابتدا بحثی با دوستان و رفقا که مخالف نوشتن مقاله من در نقد صحبتها و حرفهای آقای ببژن نیابتی بودند.آنهم با استدلالاتی که من آنرا عمیقا وابسته به دوران فئودالیته میدانم و رد میکنم نظیر ، ای بابا فرد را گنده میکنی و طرف کسی نیست و یا مهره ای نیست و یا ارزش پاسخ ندارد و از آن جمله. به تصور من این کلمات نشانگر خود بزرگ بینی افراطی افرادی است که نمی توانند بر روی مواضع درست و اصولی خود در مقاطع تاریخی بایستند و از آن دفاع کنند

من هیچگونه تفاوتی بین انسانهائی که در موارد مختلف سیاسی موضع میگیرند و حرف میزنند قائل نیستم و معتقدم باید در صورت جمع شدن اشکالات اساسی در یک فرد و یا یک سازمان به آن برخورد اصولی و سازنده کرد، البته با دلیل و مدرک و برهان. همین و بس

من آشنائی شخصی با آقای نیابتی ندارم به غیر از یکبار که چندین سال قبل بود ایشان  تلفنی بمن زدند و پس از یکسری صحبت و اینکه در گذشته با مجاهدین فعالیت میکردند و حالا نمی کنند مایل به بحث با من بر روی اینترنت بودند. من چون آشنائی با ایشان نداشتم و نمی دانستم بر سر چه میبایستی با ایشان که دیگر با مجاهدین فعالیت نمیکند  بحث بکنم نپذیرفتم و تقاضا کردم که اگر کتابی یا جزوه ای و نوشتاری دارند در اختیار من بگذارند تا بیشتر با ایشان آشنا شوم

آقای نیابتی در آن زمان گفت که کتابی ننوشته است ولی آدرس وب لاگی را بمن معرفی کردند که در آن تنها چند مقاله از ایشان موجود بود فکر میکنم 4 یا 5 مقاله بود و همین، از آن زمان هم هیچ ارتباطی با یکدیگر نداشتیم به غیر اینکه گه گاه مقاله و یا موضع گیرئی را از ایشان بر روی اینترنت مشاهده کرده ام

بحث رفرندام:

تا اینکه موضع گیری خانم رجوی در درتموند در حمایت از رفرندام و شعار" رفرندام رفرندام این است شعار مردم" از طرف مجاهدین مطرح شد و نیز توسط لهجه های شیرین آمریکائی نیز در کنسرتهای مختلف آوا داده شد و چون من و تعدادی از رفقای چپ در مقابل رفرندام موضع گرفته بودیم چنان مورد بی مهری و حملات آنان قرار گرفتیم که تاریخ مبارزات سیاسی به غیر از دوران اپورتونیستهای چپ نما در مقطع سال 1353 خورشیدی نمونه تاریخی دیگری در هتک حرمت مبارزین و انقلابیون ایران را به یاد نداشت. البته کیست که نداد وقتی مبارزین جان برکف وارد میدان نبرد شده اند طعنه و زخم زبان و هتک حرمت کمترین بهائی است که  در راه آزادی مردم میشود و باید پرداخت

آقای بیژن نیابتی نمی دانم به نیابت از چه کسی با بلغور کردن نه موهوماتی غیر سیاسی که گاها این طور به نظر میرسید بسیار حساب شده خط اصلاحات و نفی مبارزه قهری و حمایت از رفرندام را به پیش میبرد و با بی حرمتی های زیرکانه ای نیروهای چپ و انقلابی و رادیکال را میکوبید و چنین مینوشت

نیابتی 24 آذر ماه 1382 چنین نوشت

سیتات

جدای از اینکه هر کس چه تفسیری از "جبهه همبستگی" داشته و دارد، شعار رفرندام برای تعویض رژیم در ایران در واقع همان مناسبترین شعاری است که توان گرد آوری بیشترین نیرو را در کادر سازماندهی جبهه همبستگی ملی در تغییر و تحولات آتی دارا میباشد، ضمن اینکه ایران گیتیهای لمیده در وزارت خارجه آمریکا را نیز در وارد کردن اتهام تروریسم به مجاهدین خلع شعار میکند. پایان سیتات

آقای نیابتی در موضع گیری فوق که در حمایت از رفرندام انجام گرفته خوشحال از برزمین گذاشتن سلاح مجاهدین تا آنجا پیش میرود که سلاح دست مجاهدین را بمعنای تروریسم  البته از زبان ایران گیتیها  تلقی کرده و خیال میکند که با زمین گذاشتن سلاح توسط مجاهدین ایران گیتیها مجاهدین را از لیست تروریستی در خواهند آورد. مواضع آقای طبرزدی را با ایشان  در مورد مجاهدین مقایسه کنید تا قرابت های ایدئولوژیک آنرا دریابید.

ایشان در دنباله این تز مشعشعانه باید آنروی سکه این موضع گیری راست و ارتجاعی را نمایان کند پس با حمله صریح به تمامی نیروهای چپ و هر آنکس که در مقابل رفرندام کذائی موضع گرفته با بی حرمتی تمام چنین مینویسد

نیابتی 24 آذر ماه 1382

سیتات

این همان نکته ظریفی است که از دایره فهم " کوتوله های سیاسی" جویای نام بسا فراتر می رود! هر چند که بر خود اتهاماتی! چون چپ گرائی و انقلابیگری و روشنفکری و ... را نیز وارد دیده باشند

رفرندام و ربط آن با رادیکالیزه کردن جنبش اصلاح طلبی داخل!

در شرایط کنونی شعار رفرندام شعار طیف وسیعی از اپوزیسیون و طیف قلیلی از پوزیسیون می باشد!

تصاحب شعار رفرندام توسط مجاهدین خواه نا خواه سمت و سوی محتوائی این شعار را  از خواست رفرمیستی تغییر در رژیم به سیاست رادیکالتر تعویض رژیم ارتقاء میدهد! از آن گذشته  به نیروئی که سالهاست ارتباط ارگانیک خود را با عنصر اجتماعی از دست داده و تمامی انرژی مبارزاتی خود را  بر روی عنصر کیفی سرمایه گذاری کرده است، زمینه و امکان مانور در میان جامعه را می دهد! مهمتر از همه ایزولاسیون بین المللی مجاهدین را شکسته و حربه تروریزم بر آنان را کند میکند. پایان سیتات

بیائید با هم جمله بالا را معنی کنیم و ببینم آیا این موضع گیری حتی رگه ای از رادیکالیزم را در خود دارد و یا نه، از موضعی ماورای راست ارتجاعی با پوش استفاده از کلماتی نظیر رادیکال و تعویض رژیم چه کالائی را میخواهد به اپوزیسیون بفروشد آیا  میخواهد اپوزیسیون را با رژیم به یک جوال فرو کند؟ معنی جمله زیر که توسط آقای نیابتی نگاشته شده یعنی چه؟ با هم دوباره بخوانیم

به نیروئی که سالهاست ارتباط ارگانیک خود را با عنصر اجتماعی از دست داده و تمامی انرژی مبارزاتی خود را  بر روی عنصر کیفی سرمایه گذاری کرده است، زمینه و امکان مانور در میان جامعه را می دهد!

معنی اش این میشود، یعنی  مجاهدین که سالها بر روی ارتش آزادیبخش سرمایه گذاری کرده و وقت آنرا نداشته که در تهران و مشهد و شیراز و اصفهان و دیگر شهر های ایران ( حتما در کنار سپاه پاسداران و بسیج و وزارت اطلاعات ) به صورت علنی و رسمی در میان مردم حضور داشته باشد با قبول کردن طرح رفرندام امکان مانور در میان جامعه را میآبد. عجب!، فکر میکنید این گفتار آقای طبرزدی بود و یا گفتار نیابتی؟

فکر میکنید که ایشان به این فکر نمی کند که اگر رژیم به اینجا برسد که بخواهد به مجاهدین در داخل شهر های ایران امکان مانور بدهد بعلت پاره شدن تور و چادر اختناق قبل از دادن چنین امکانی با ورود نیروی توده ای بر صحنه اجتماعی سرنگون شده و احتیاجی دیگر به رفرندام نخواهد بود؟ اگر معتقد شویم که بعد از قریب به 25 سال تا تاریخ این موضع گیری هنوز آقای نیابتی در نیافته که بیش از 95 در صد مردم از این رژیم متنفرند و در صورت ورود ارتش آزادیبخش به آن خواهند پیوست و دادن 10% آزادی به مردم مساوی است با انقلاب آیا میتوانید به من بگوئید این گرایش به ماورای راست ایشان و فرو کردن مجاهدین به زیر قبای آخوندبه چه معنی است؟ آیا اسم این را نمیگذارید اسکیزوفرنی راست مذهبی ارتجاعی در پوش حمایت از مجاهدین و شورا؟

ایشان چون از دید ایران گیتیها به مبارزه قهری در این تاریخ یعنی زمان رفرندام مینگرد آنرا تروریزم میبیند و راه حل  از بین بردن مارک تروریسم را از روی مجاهدین دخیل بستن به شعار" رفرندام رفرندام این است شعار مردم میداند" و شلاق فحش و ناسزا را به جان نیروی انقلابی و رادیکال مخالف رفرندام و نیروی چپ فرود میآورد

جای تامل دارد که تا این لحظه که آقای نیابتی مرتب با پرتاب قلوه سنگ سیاسی بطرف نیروهای چپ و انقلابی اقدام نموده است نه من و نه هیچ نیروی انقلابی و چپی ریگی بطرف ایشان پرتاب نکرده و رفقای چپ را به شهادت میخواهم که در خیلی از موارد از ورود به جدل های سیاسی پرهیز کرده ایم

بحث امروز در راستای پروسه دیالکتیکی و علمی برخورد به پدیده هاست که ضرورت آن اجتناب ناپذیر مینمود زیرا جمع شدن انبوه مواضع ماورای راست مذهبی و ارتجاعی در پوش حمایت از مجاهدین و شورا آنهم با مواضع به اصطلاح" ضد امپریالیستی" و باصطلاح "ضد صهیونیستی"( ضد یهودی) با گرایش به حزب الله لبنان و حسن نصرالله که حتی صدای هواداران مجاهدین را هم در آورد بایستی بنا به قاعده دیالکتیکی حرکت از کمیت به کیفیتی جدید مورد بررسی قرار میگرفت

در راستای خیزیدن به زیر قبای آخوند با تز " امکان مانور در جامعه " آقای نیابتی تا جائی پیش میرود که در برسی هایش چون معتقد میشود که نکند امریکائیان با پذیرش اصلاح طلبان و شیرین عبادی ها هژمونی سیاسی را به آنان بسپارند اپوزیسیون را از ترس ولی فقیه هل هلکی بطرف همکاری با جبهه اصلاحات هل میدهد و انتخابات ریاست جمهوری را بعد از خاتمی در دست اصلاح طلبان و نظایر شیرین عبادی میبیند و چنین مینویسد

نیابتی 24 آذر 1382

سیتات

"پروژه عبادی" بر خلاف اولی ( منظور پروژه خاتمی تاکید از من ) طرحی است اساسا خارجی با هدف مورد توافق امریکا و اروپا یعنی تعویض مسالمت آمیز رژیم با آلترناتیو مطلوب

عمده ترین ویژگی این آلترناتیو مطلوب مسالمت جو بودن آن است یعنی که باید در یک گذار مسالمت آمیز ساختارهای سیاسی و اقتصادی رژیم و ارگانهای سرکوب آن دست نخورده تحویل آلترناتیو گردند

برای من مثل روز روشن است که آماج این پروژه انتخابات ریاست جمهوری آینده است. تا آنروز

جهان متمدن! فرصت کافی برای جا انداختن " چهره "  تازه بمیدان آمده (را) خواهد داشت!

عمده ترین وظیفه " جبهه انقلاب "در این راستا تنظیم یک رابطه فعال و در عین حال ظریف با این جبهه اصلاح است! دست بالا پیدا کردن در تعادل سیاسی موجود و رادیکالیزه کردن جنبش اصلاح طلبی بیرون نظام در داخل کشور چنین تنظیم رابطه ای را ایجاب میکند. در این باره بعد ها بیشتر سخن خواهم گفت. پایان سیتات

در این موضع گیری آقای نیابتی به لحاظ سیاسی در طرف راست  اکثریت و نهضت آزادی و در کنار دفتر تحکیم وحدت قرار میگیرد. و از این موضع یعنی ماورای اسکیزوفرنی راست به جبهه "انقلاب" نسخه میفرستد که برای تصاحب قدرت از بالا و با همکاری با جبهه اصلاحات تنظیم رابطه کنند

آیا فکر میکنید که ایشان توجه ندارد که اگر قرار است به گفته شخص ایشان آلترناتیو مسالمت جو تعویض مسالمت آمیز انجام دهد دیگر استفاده از واژه انقلاب به چه معنا است؟ آری درست متوجه شدید برای گمراه کردن و پوشاندن قبح همکاری با اصلاح طلبان که در اساسنامه جبهه همبستگی صریحا اعلام شده بود که خط قرمز نزدیک شدن به نیرو هائی است که در کنار رژیم و با رژیم همکاری میکنند. ایشان گفته بود که بعد ها بیشتر در این مورد سخن خواهد گفت ما هر چه منتظر شدیم دیگر ایشان سخنی در این باره نگفتند و پس از پایداریهای بی شائبه نیروهای رادیکال و انقلابی در مقابل رفرندامچیان از طیفهای مختلف و سوزاندن خط رفرندام و افشای گسترده آن در کنار خط اصلاحات و شیرین عبادی به ناگاه آقای نیابتی خط عوض کردند و با شعار های دو آتیشه ضد امپریالیستی و ضد صهیونیستی در مخالفت با رفرندام البته پس از سوخته شدن خط رفرندام و دماغ رفرندامچیان گوئی همه افاضات ایشان را به باد فراموشی سپرده اند مجددا وارد میدان مبارزه ولی اینبار نه در همیاری با اصلاحات و بوجود آوردن امکان مانور برای مجاهدین در داخل خاک ایران و یا تقبیح اسلحه بدستان ارتش آزادیبخش البته از زبان ایران گیتیها و فعالیت در زدودن مارک تروریستی با دخیل بستن به شعار رفرندام رفرندام این است شعار مردم بلکه با شعار های ضد امپریالیستی و ضد صهیونیستی دبش و دست اول در نفی رفرندام و امپریالیستی خواندن کل پروژه شیرین عبادی و رفرندام و خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

به مواضع ضد امپریالیستی و ضد صهیونیستی ایشان در قبال پروژه رفرندام توجه فرمائید!

نیابتی 25 فروردین 1384 یعنی دوسال بعد از موضع گیریهایش در حمایت از رفرندام چنین مینویسند.

سیتات

در همين رابطه هم بود که حضور " ريچارد پرل " ، تئوريسين جناح بازها در هيئت حاکمه کنونی آمريکا در کنسرت سال گذشته واشنگتن اساسا به منظور طرح و تثبيت راه حل رفراندوم کذايی در ميان نيروهای مجاهدين در کادر اصل نفی خشونت ( بخوانيد انقلاب قهرآميز) بود . در اين رابطه مجاهدين با تاکتيک پذيرش رفراندوم ، بليط ورود به صحنه تعادل قوای سياسی موجود را بدست آوردند . پایان سیتات

رفقا و دوستان گرامی اگر باور نمی کنید که فاصله زمانی این موضع گیری که رفرندام را کذائی میخواند و آنرا به جناح بازها و ریچارد پرل در امریکا نسبت میدهد و خود را موافق انقلاب قهر آمیز جا میزند یکبار دیگر مواضع رفرندامی اش را بدقت ملاحظه بفرمائید تا آنجا که با شعار رفرندام رفرندام این است شعار مردم برای ایجاد "امکان مانور مجاهدین در جامعه" یعنی همکاری مجاهدین با رژیم پیش میرود  و با لفاظی های ایران گیتیها سلاح را از دست مجاهدین میگیرد تا  با گرفتن سلاح از دست رزمنده مجاهد نام او را از لیست تروریستی خارج نماید

ایشان که با این آشکاری از رفرندام و همکاری با اصلاحات و  پروژه شیرین عبادی حمایت میکرد پس از سه سال با عوض کردن 360 درجه ای خط سیاسی طلبکار هم میشود و میخواهد طوری وانمود کند که انگاری ایشان از روز اول مخالف سرسخت رفرندام و همکاری با  جبهه اصلاحات بوده و این پروژه ها را از روز اول امپریالیستی و صهیونیستی میدانسته است

نیابتی دهم  ديماه 1385

سیتات

  شکل نگرفتن  پروژه های رنگارنگ آلترناتيو سازی های  دست ساز توسط اروپا و آمريکا ، از سرمايه گذاری اروپا  بر روی  پروژه  " سياسی ــ عبادیاصلاح  رژيم در داستان نوبل گرفتن " شيرين عبادی" تا  نقشه های  رذيلانه  و توطئه گرانه موسسه صهيونيستی اينترپرايز درعلم کردن " رفراندوم" و" فدراليسم" درآمريکا ، از بالای  سر مجاهدين  و آلترناتيو سياسیشان " شورای ملی مقاومت " که  همواره  قاطعانه  بر آن پای  فشرده  بودم پایان سیتات

آیا تصور میکنید کلماتی نظیر صداقت در امر سیاست، شرافت مبارزاتی، جایشان را با دروغ و پشت هم اندازی تعویض کرده اند؟

تاریخ این موضع گیری ذیل مشخص نیست ولی تصور میرود چند ماه قبل صورت گرفته باشد در گفتگو با زری اصفهانی  در مورد مرگ رفرندام و اصلاحات چنین میگوید

نیابتی

سیتات

 راه حل رفراندوم جواب نداشت . انقلاب مخملی در ايران خواب و خيالی بيش نيست . با تمام قوا بايد با احتمال تهاجم نظامی آمريکا مقابله کرد . " پایان سیتات

ایشان که معتقدند باید با تمام قوا با تهاجم نظامی امریکا مقابله کرد روشن نمی کنند که اگر امریکا حمله کرد باید مثلا ما برویم و در سپاه پاسداران بر  علیه تهاجم امریکا نام نویسی کنیم و یا در بسیج و در این رابطه واقعا باید در کنار کی بر علیه امریکا مبارزه کرد؟ و چگونه؟ آیا خود ایشان هم در این نبرد ضد امپریالیستی شرکت میکنند، شاید بهتر باشد در کنار نیروهای اصلاحات بر علیه شیطان بزرگ جنگید؟ یا شاید بهتر باشد  در کنار احمدی نژاد و مصباح یزدی با امپریالیستها جنگید، مسلما باید از تجربیات طبرزدی  که در جنگ بر علیه صدام افلقی شرکت داشته  استفاده لازم را برد.

 آقای نیابتی در همان حال که میخواهد با امریکای جهانخوار بجنگد در یک اسکیزوفرنی توهم آلود مدعی میشود که امریکا باید سلاحهای مجاهدین را به آنها باز گرداند و مجاهدین به ایران حمله کنند و امریکا هم با نیروی هوائی خود از مجاهدین حمایت کند و ایران را بمباران نماید. اگر باور نمی فرمائید خودتان بخوانید.   

نيابتی 25 فروردين 1384

سیتات

به عبارت بهتر در مقابل آلترناتيو تهاجم نظامی ( مثل مورد عراق ) و يا سياست مماشات و تلاش بيهوده برای " تغيير در رژيم " ، بهتر است که جهان ذينفع ، راه مقاومت ايران را باز کرده و از حمايت رژيم جمهوری اسلامی دست بردارد ! ترجمه اين سياست به فارسی دری می شود : تسليح دوباره ارتش آزاديبخش ملی و حرکت آن به قصد سرنگون کردن رژيم و صد البته با پوشش هوايی تعيين کننده آمريکاييها ! بی تعارف و شوخی !

اگر اين امر صورت پذيرد به اعتقاد من پيروزی مجاهدين در يک انتخابات آزاد پس از سرنگونی نيز پيشاپيش امری است تضمين شده. پایان سیتات

راستی مگرقرار است امریکا نیرو در ایران پیاده کند؟ آیا ایشان چیزی بنام جنگهای کامپیوتریزه شده را که سالهای نوری حتی با سرنگونی صدام نیز فاصله گرفته است را شنیده است؟ راستی این اینترپرایزی های صهیونیست و  این گیتیهای لمیده در وزارت خارجه که یک روز در دهان آقای نیابتی تخم لق رفرندام را میشکنند و آبروی ایشان را دستخوش لرزش های سهمگین میکنند و اسلحه را از دست مجاهدین در میآورند ولی اسمشان را از توی لیست در نمی آورند مگر خودشان برای گرفتن کل ایران و خوردن آن مثل راحت الحقوم بیل به کمرشان خورده که بیایند مجاهدین را تجهیز کنند  و پوش هوائی بدهند و مجددا خود را درگیر جنگهای ضد امپریا لیستی آقای نیابتی کنند که قرار است در نبردی نابرابر دشمن خونخوار را شکست داده پوزه امپریالیست ها را بخاک مالیده و هژمونی اسلام عزیز را با پرچم سبز رنگ برافرازد و هژمونی اش را بدست مجاهدین بسپارد؟

ایشان نظر داده اند که اگر چنین اتفاقی بیفتد مجاهدین از صندوق انتخابات اتوماتیک در  آینده در خواهند آمد و هژمونی مورد نظر ایشان را بدست خواهند گرفت، هر چند که خود مجاهدین سعی میکنند اینطور وانمود نمایند که خواستار تشکیل جبهه همبستگی و اتحاد های سکولار برای امر رهبری آینده و جدائی دین از دولت هستند ولی ایشان بر ضرورت هژمونی مجاهدین به عنوان یک نیروی مذهبی و نه حتی شورای ملی مقاومت تاکید میورزد.

در کنار مواضع ضد امپریالیستی و ضد صهیونیستی اتخاذ شده از طرف آقای نیابتی البته برای پوشش دادن راست رویهای گذشته به نفع حسن نصرالله وارد میدان شده است یعنی غیر مستقیم به نفع ولی فقیه و احمدی نژاد و خدای ناکرده  به نفع مواضع ضد یهودی "هاله نور" به چنان مواضعی در غلطیده که هواداران مجاهدین هم جوش آوردند و در نقد ایشان بعد از جنگ ولی فقیه در لبنان بر علیه اسرائیل که برای انحراف اذهان جامعه بین المللی از روی مسائل هسته ای ایران و باج گیریهای معمول صورت گرفت مطالبی نگاشتند ولی وزارت اطلاعات نیز به یاری مواضع ضد صهیونیستی و دلیرانه ایشان شتافت و معتقد بودند که باید نماینده صهیونیستها در شورای ملی مقاومت یعنی دکتر کریم قصیم را از پست خود معزول و شاید حتما جای ایشان را به آقای نیابتی بسپارند اگر باور نمی کنید خودتان بخوانید ابتدا موضع گیری آقای نیابتی و سپس موضع گیری سربازان گمنام امام زمان در سایت دیدگاه آقای علی ناظر  که هنوز هم موجود است

نيابتي  آگوست 2006 

سیتات

قاتلان " قوم برگزيده " آمده بودند تا تروريستها ! را به جزای اعمالشان برسانند . نزديک به سه هفته است که چهارمين ارتش قدرتمند دنيا ، در مقابله با نيروهای " حزب الله " لبنان زمين گير شده است و توان پيشروی ندارد . اسراييل هر روز جنايتی تازه می آفريند و دنيای متمدن ! به نظاره نشسته است . اين تنها دولت و ارتش اسراييل نيست که مسئوليت جنايت عليه بشريت را بر دوش می کشد ، اکثريت مردم اسراييل نيز در اين جنايات شريک هستند .

هر يهودی در هر کجای اين دنيا که اين جنايت ضد انسانی را محکوم نکند شريک جرم قاتلان است . سکوت هر دسته و گروه و سازمانی در مقابل اين جنايات ضد انسانی ، به هر بهانه و با هر توجيهی ، تنها تاييد جنايت معنی می دهد و ديگر هيچ ! پایان سیتات

دهم  ديماه 1385

ــ  شکست  زبونانه  رژيم نژاد پرست  اسرائيل  در جنگ سی و سه  روزه  لبنان  در مقابل " حزب الله

موضع گیری سربازان گمنام امام زمان به نفع آقای نیابتی سایت دیدگاه

سیتات

[تاریخ ارسال: 05 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: مجيد امينی]  [ majid_amini@hotmail.de ]  
آقای بیژن نیابتی
با سلام.ضمن تشکر از مقالات و نوشته های تحسين برانگيزتان که همواره معرف صداقت، شجاعت ، صراحت نظر و استقلال شما در راستای مبارزه برای سرنگون ساختن رژيم ضد خلقی جمهوری اسلامی می باشد، بويژه موضع گيری روشن و جسورانه شما در ارتباط با تهاجم وحشيانه ارتش رژيم نژادپرست اسراييل به لب
نان، می خواستم از شما بپرسم نظر شما در باره مصاحبه کريم قصيم، بعنوان عضو شورای ملی مقاومت در باره حوادث لبنان که در آن آشکارا به دفاع از جنايات هولناک نژاد پرستان صهيونيست اسراييلی پرداخته است،چيست؟ و آيا گمان نمی کنيد هنگام آن فرا رسيده است که پا بپای پشتيبانی همه جانبه از مجاهدين خلق ايران و شورای ملی مقاومت، به افشای يهوديان نفوذی از قماش کريم قصيم پرداخت؟
با تشکر و احترام
مجيد امينی   

پایان سیتات

اینها فقط  مشتی بود نمونه خروار از موضع گیریهای راست ارتجاع مذهبی با خصلت های اسکیزوفرنی که نبایستی شاخصه مخالفین رژیم باشد

این نوشتار فقط برای آگاهی مجدد و اینکه اگر در جائی واقعا خطائی بوده صادقانه از مردم عذر تقصیر بخواهند و بجای دخیل بستن به مواضع شداد و غلاظ ضد امپریالیستی و ضد صهیونیستی و کشاندن نیرو ها به سرداب های توهم آمیز که خواست رژیم است بخود آیند و تصور نکنند که مردم گذشته ها را فراموش کرده اند. صداقت و صداقت و باز هم صداقت در کار سیاسی اولین گام برای هر رهرو مبتدی و غیر مبتدی است

 

 

تاریخ شنبه 6 ماه ژانویه سال 2007 میلادی   سوئد   استکهلم

آدرس سامانه اینترنتی نوید اخگر

http://www.nawidakhgar.com/

 

Copyright © 2005-2006 All Rights Reserved for "www.nawidakhgar.com "      نقل و بازچاپ مطالب بدون ذکر ماخذ ممنوع است

تماس با ما kontakt